42

ز پيشم مرو

از کتاب: راگ هزره ، فصل ساربان ، بخش ،

ز پيشم مرو ز پيشم مرو
به کو تو بی اختيار آمدم
به کوه تو بی اختيار آمدم
اميد منی پناه منی
بسوی تو ديوانه وار آمدم
بسوی تو ديوانه وار آمدم
26
اميدم نگر قرارم ببين
بمويت نگر شام تارم ببين
به رويت نگر نو بهارم ببين
خوشا عشق تو سوز و درد آفرين
به غم يار و با ناله هايم قرين
تو ميری دلم را کجا ميبری
چو قدرش ندانی چرا ميبری
خوشا عاشقی خاصه وقت بهار
که شاد عاشق اند دلبری در کنار
خوشا با دل آرام دو نوشين لبی
پياپی بنوشی می خوشگوار