آریانا، ایران
چون افغانستان تأریخ چندین هزار سال را در عقب دارد از این سبب این کشور در ادوار مختلف بنامهای مختلف یاد میشد. اسمای عمده آن عبارت است از آریانا،کاوفوی چینی خراسان و افغانستان. برای فهم بهتر اصل موضوع اول در باره نام آریانا، کابل و خراسان بطور مختصر بحث میشود.
پروفیسر ویلسن مینوید (1841) که افغانستان امروز با سر زمینی هم ساحه میباشد که بین فارس و هند قرار داشت و یونانیهای قدیم آنرا آریانا میخواندند . این سر زمین در لسانهای مختلف بنامهای نسبته مختلف ولی مشابه همدیگر یاد میشد: در فارسی قدیم بنام ایریا یا ایریانا در سانسکرت بنام اریاورته یا ورشه و در زند باسم اریائی ویجو . این کلمه و همچنان نام اریا که برای منطقه هرات بکار برده میشد از کلمه سانسکرت اریا بمعنی اعلی و ارجمند مشتق میباشد باینصورت آریانا بمعنی کشور و مردمان اعلی و محترم میشود.(1)
آریانا بیشتر یک نام جغرافیائی بود نا سیاسی حدود آن هم کاملا معین نبود. در شرق به دریای سند و در جنوب به بحر هند متصل بود در غرب یزد و کرمان شامل آن بود ولی فارس خارج از آن قرار داشت در شمال کوه های پاراپامیزوس سر حد آن بود.
باشندگان آریانان در آثار کلاسیک یونانی بنامهای منطقه خوانده شده اند از قبیل پاراپامیزادی (اهل پاراپامیزاد یا مناطق بین هندوکش و سند) آری (باشندگان اریا-هرات9 در نگاهی (اهل در نگا یا سیستان) ارا کوزی(مردمان قندهار) و گاروسی(مردمان بلوچستان) مردمان بلسانهای تکلم میکردند که (خیلی باهم قرابت داشت»قرابت این لسانها بحدی بود بود که عموماما مثل یک زبان معلوم میشد(3)
کلمه آریانا در طول یکنیم هزار سال از دوره اوستا (تقریبا 1000 ق م) تا قرن پنجم تقویم مشترک مروج بود ولی نویسنده گان اولی دوره کلاسیک یونان از آن ذکری نکرده اند آریانا در نوشته های آن نویسنده گان و جغرافیه نویسان یونان قدیم مخصوصا سترابو آمده است که با معاصر سکندر کبیر بودند یا بعد از آن ظهور کرده اند.
کلمه ایران پهلوی است و اصلا از کلمه آریانا مآخوذ میباشد. این کلمه بگمان غالب در اوایل دوره ساسانی (28-651م) بوجود آمده است. ایران هسته اصلی دولت ساسانی را تشکیل میداد و در منابع جغرافیوی و تأریخی عربی بشکل ایران شهر بمعنی مملکت ایران آمده است. (4) درست در قسمتی از این دوره یعنی هنگامیکه ساسانیان بر قسمت بیشتر خاک افغانستان دوره کوشانی تسلط خود را پخشی کرده بودند افغانستان را « کوشانشهر« خواندند(5) ولی کلمه ایران در دوره اسلامی مفهوم سیاسی را از دست داد. در منابع اولی کتبی کلمه فارس که اصلا ازنام یک قبیله اریائی بنام پاسووا مشتق است، رواج پیدا کرد. پسانها عربها کلمه العجم را هم به فارس بکار بردند. کلمه ایران از قرن 11م باینطرف یا شاهنامه فردوسی احیا شد، مگر استعمال آن برای کشور معاصر فارس پیش از قرن 19 دیده نشده است (6) و این در سال1935 بود که رضاشاه پهلوی از خارجیان رسما خواهش کرد که عوض کلمه فارس بنام ایران بکار برند. (7) از آن تأریخ ببعد ایران نام رسمی کشور همسایه غربی افغانستان قرار گرفته است.
ولی ایران بمفهوم سیاسی از کلمه ایران بمعنی لسانی و کلتوری متفاوت میباشد در حالیکه ایران بمفهوم اول محتوای ملی دارد، و بفارس قدیم راجع میگردد بمعنی دومی بنظر بعضی علما زبانهای مردمان آررین نژاد فلات ایران شامل فارس، افغانستان پشتونستان و بلوچستان(تارود سند) سغد و خوارزم قدیم (مناطق وسیع اتحاد شوروی در اسیای مرکزی ) ختن قدیمی (منطقه واقع در شرق پامیرات) را در بر میگیرد(7 الفه) دراینصورت کلمه ایران قدیمی تا حد زیادی با آریانان انکشاف و تطور تأریخی این اسما آگاهی ندارند ابهام تولید کرده است برای رفع این ابهام دراین اواخر کلمه نسبتی اریانی عوض کلمه نسبتی ایرانی (بمفهوم زانی و ثقافتی) بکار برده شده است (7ب) این کار موزون و بجاه میباشد، چونکه هم بلحاظ تأریخی درست میباشد و هم رفع ابهام میکند. دراین اثر کلمات آریانای بجای نامهای ایران و ایرانی معمول بدوره های پیش از ساسانیان بکار برده میشود.