خراسان
از کتاب: افغان و افغانستان ۱۹۷۸
، فصل اول
کلمه خراسان بفهوم «کشور آفتاب بر آمده « یعنی سر زمین شرق «که مقصد از آن خاکهای افغانستان بود بعد از قرن دوم تقویم مشترک ظهور کرده و در صده پنجم تقویم مشترک به سر زمین که در شرق ایران قرار داشت بکار برده میشد خراسان در عهد ساسانیان که جزایران شهر بود اقلیم چهارم عنوان کرده شد و مناطق ذیل را در بر داشت:مرو،بلخ،تخارستان، هرات،فوشنج، بادغیس،سیستان و ماوراءالنهر بعدها حدود شرقی ان قرار نوشته جغرافیه نویسان عربی بهند رسید.(9)
شاغلی کهزاد مؤرخ افغان هم بعد از یک شرح مختصر در باره اتمولوجی خراسان مینویسد که این نام « در دوره های پیش از اسلام در افغانستان معمول و مروج بود» یکی از ابیات فخر الدین گورگانی است.
خراسان را بود معنی خورایان که ازوی خور براید سوی ایران (10)
نویسنده ای که از خراسان به تفصیل بحث کرده است مؤرخ نامی افغانستان، استاد میر غلام محمد غبار میباشد. او در رساله ای بنام خراسان مینویسد :«خراسان از چهارده قرن است که اولا در مورد قسمتی از خاک افغانستان و بعدها در ورد ل مملکت افغانستان اطلاق و قرنها دوام نموده است و هنوز هم در یک قسمت کوچک شمال مغربی ان (ولایت طوس و نیشاپور) باقی است. « وی اضافه میکند که هم در ایام باستانو هم در طول دوره اسلامی اسما ولایتی و مراکز مهم افغانستان و نامهای عشیره وی و محلی سلسله های حکمران افغان در مورد ملت و مملکت افغانستان نیز اطلاق گردیده است از قبیل باختر و باختری زابل و زابلی –کابلستان و کابلی – و سیستان سیستانی – غزنه و غزنوی غور و غوری ..... وقتیکه حکومتهای قوی مثلاً در دوره های طاهری (821-873) صفاری (867-1495) غزنوی (977-1186( و غوری (100-1215) بر مناطق خراسان حاکمیت داشتند حکمرانان آنها بنام امیرهای خراسان خوانده شدند باین ترتیب از ورود اعراب تا ظهور طاهریان در قرن نهم تقویم مشترک « تمام عمال و نایب الحکومه های عرب که در حصص مفتوحه افغانستان از دربار خلفاء دمشق و بغداد مقرر و اعزام شده اند بلا استثناء امیر خراسان عنوان داشتمد.» نام خراسان بمفهوم افغانستان تا قرن گذشته عیسوی هم پهلوی نامهای افغانستان پشتونخواه سلیمانیه حتی سرحد هم مروج بود الفنستن (1809)مینویسد : «اسمیکه بصورت عمومی از طرف ساکنان آن افغانستان برای تمام کشور بکار برده میشود خراسان میباشد» (12) تنها در قسمت دوم قرن نزدهم بود که نام افغانستان بالاخره جای کلمه خراسان را گرفت- و این نقطه یک موضوع مهم این رساله را تشکیل میدهد.