پيشينۀ نهضتها،حزب ها،سازمان ها وتنظيمهای سياسی در افغانستان

از کتاب: گردآورده های صدیق وقا
02 November 2025

 ۱) موقعیت جیوپولتیک افغانستان 

افغانستان کشوری است در قارۀ آسیا که از لحاظ قدامت تأریخی، یکی از کهن ترین کشورهای جهان به شمار می رود،  نظر به کاوشهای باستانشناسی از مندیگک کندهار و لشکرگاه  هلمند  و آزمایش کاربنی مجسمه های بدست آمده، بخصوص پیکرهٔ هیکل زیبای زنان که برخی مویهای آرایش شده و نگاه پُٰر اثر دارند، حد اقل قدامت ۴۰۰۰ سال پیش از عیسای مسیح  را نشان میدهد(۱) . این کاوش  موقعیت جیوپولتیک و جیواستراتیژیک افغانستان را با داشتن قدامت تأریخی بیش از  ۶ هزار ساله در ردیف دومین کانون تمدن جهانی  بعد از بین النهرین(۲ ) و سرزمین کلده قرار داده است. 


اثرهای بدست آمده از مندیگگ کندهار (۳)


 یکی از مشخصات تأریخی افغانستان آن است که با بیشترین مدنیتهای جهان آشنا وبا مدنیتهای هندو چین داخل دادوستد مدنی  و اقتصادی بوده است.


۲) افغانستان نوین

افغانستان امروزی در نتیجۀ رشادت هوتکیان در ۱۷۰۹ و اصالت ابدالیان در  ۱۷۴۷ با روی کارآمدن  احمد شاه ابدالی در کندهار ظهور نمود، پایتخت آن در سال ۱۷۷۶ به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن در سال ۱۸۹۳ با عقد معاهدۀ معروف "دیورند " به امپراتوریهای همسایه واگذار شد. در اواخر سده نوزدهم تقویم مشترک، افغانستان به یک دولت حایل (بوفر) در «بازی بزرگ» بین امپراتوریهای بریتانیا و روسیه تبدیل شد.

 




مشاهیر افغانستان

  • میرویس هوتکی (۱۶۷۳-۱۷۱۵)مشهور به میرویس نیکه شخصیت ملی و اساس گذار دولت مستقل ملی در سال ۱۷۰۹
  • احمد خان مشهور به احمد شاه دُرّانی (اَبدالی )  ۱۷۲۲-۱۷۷۳ بنیانگذار افغانستان نوین در سال  ۱۷۴۷
  • شاه امان الله مشهور به غازی ۱۸۹۲-۱۹۶۰ ؛ محصل استقلال سیاسی افغانستان در سال ۱۹۱۹

تا زمان اعلان استقلال آن توسط  شاه امان الله در (۱۹۱۹) سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری بریتانیا بود. در ۱۹ اگست ۱۹۱۹ ، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس (معروف به جنگ تل) و امضأی معاهده راولپندی ۸ اگست ۱۹۱۹ ، این کشور دوباره کنترول امور خارجه خود را از بریتانیا استرداد نمود .(۴)

یک دورۀ کوتاه که به نام دهه دموکراسی نامیده میشود  که در ده سال پایانی دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه به وجود آمد و با کودتای سال ۱۹۷۳  محمد داوود به پایان رسید. محمد داوود نخستین رئیسجمهور افغانستان پسر کاکای محمد ظاهر آخرین پادشاه افغانستان بود .

 




محمد نادر شاه پادشاه افغانستان ۱۹۲۹ الی ۱۰۳۲

محمد ظاهرشاه  پادشاه افغانستان ۱۹۳۲ الی ۱۹۷۲

محمد داوؤد ۱۹۰۹-۱۹۷۸ نخستین رئیس جمهور افغانستان در سال ۱۹۷۳

   عصر دیگر مرحله حکومتداری حزب دموکراتیک خلق افغانستان است که به ۴ دوره ( نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل و داکتر نجیب الله ) تقسیمبندی میشود و از ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲ را احتوا میکند، این مرحله با انتقال حکومت مجاهدین از پشاور به کابل پایان یافت و عصر جهادیها تا طالبان و بعد حکومت مؤقت و به میان آمدن حامد کرزی و حکومت وحدت ملی - داکتر محمد اشرف غنی ادامه یافت.


رهبران  حزب دموکراتیک خلق  افغانستان که بعد از قیام مسلحانه ۱۹۷۹ به قدرت تکیه زدند.



 نور محمد تره کی             /     حفیظ الله امین       /           ببرک کارمل         /             داکتر نجیب الله

 


رهبران جهادی - طالبان 

الف: ملایان 




حضرت صبغت الله مجددی         / استاد برهان الدین ربانی/           ملا محمد عمر آخند


ب: جهادی ، تکنوکرات و بازهم طالب متحجر

  


 حامد کرزی                 / داکتر اشرف غنی      /         ملا هبت الله آخند




تنظیم طالبان در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ با زعامت ملاهبت الله آخند برای بار دوم قدرت سیاسی را در نتیجه تفاهمنامه دوحه بدست گرفتند.

 ۳) تشکلهای سیاسی نا منظم و نهضتهای مقاومت ملی در افغانستان

نخستین جرقه ها: دسته های مقاومت و قیام ۲ نوامبر ۱۸۴۱ که معروف به قیام کابل در برابر تجاوز انگلیس  میباشد.(۵) در آن هزاران تن مبارزان ملی تحت قیادت و رهبری نایب امین الله خان یوسفزی لوگری و همراهی ۹۸ تن رهبران ملی و سیاسی متشکل شده و قیام کابل را رهبری نمودند.این قیام ضربه مهلکی به متجاوزین زد و نخستین  حرکتهای سیاسی را  به شکل دسته ها و تدویر جلسات بنا گذاشت.


نایب امین الله خان  یوسفزی لوگری رهبر قیام ۱۸۴۱ کابل علیه تجاوز انگلیس (نقاشی)


نهضت دموکراسی جهانی و تأثیر آن بالای افغانستان: طوریکه میدانیم مقدمات نهضت دموکراسی در غرب با پیدایش اقتصاد سرمایه داری رونق گرفت، " منشور کبیر"(۶) و قوانین اکسفورد  که در قرن ۱۷ تهداب مشروطیت را در انگلستان گذاشت و یا انقلاب فرانسه در قرن ۱۸ منجر به اعلام حقوق بشر گردید. همچنان در سایر کشورهای شرقی مانند ترکیه، ایران ، مصر، عراق و سوریه  ریفورمهای مشروطه خواهی از ۱۹۰۷ تا ۱۹۲۸ ظهور نمود.

    در افغانستان پروگرام اصلاحی سید جمال الدین افغان و امیر شیرعلیخان بین سالهای ۱۸۶۲تا ۱۸۷۸ رویدست گرفته شد اما تعرض نظامی انگلیس طومار این ریفورمها را درهم پیچید و تا آغاز قرن بیست همانطور باقی ماند.

یکی از پیشگامان ریفورمهای عصر امیر شیرعلیخان در افغانستان سید جمال الدین افغان بود که در سال ۱۸۳۸ در اسعد آباد ولایت کنر افغانستان تولد و در سال ۱۸۵۷ به در بار امیر دوست محمد خان پیوست، پس از مرگ امیر دوست محمد به دربار امیر شیرعلیخان باقی ماند. (۷) 

فشرده پروگرام اصلاحی آن دوره چنین بود.

- ایجاد دولت قوی مرکزی

- اتحاد اسلام ( پان اسلامیزم)  (۸)

امیر شیرعلیخان بعد از استقرار سلطنت در صدد تحقق پروگرام اصلاحی سید جمال الدین شد، و در ده سال به انکشاف اقتصادی و فرهنگی توجه نمود. فراهم نمودن زمینه رشد سرمایه داری در بطن جامعه ملوک الطوایفی و نیمه فئودالی و استحکام دولت با  ایجاد مکتبهای نظامی وم لکی، مطبعه لیتوگرافی، نشر نخستین نشریه بنام شمس النهار و ایجاد پوسته خانه از مهمترینهای آن بود.



سید جمال الدین افغان      / امیر شیرعلیخان  


سلطنت امیر شیرعلیخان با تهدید دو قدرت بزرگ آنزمان ( بریتانیا در لباس شیر و روسیه تزاری در لباس خرس ) روبه رو بود، اما تا سال ۱۸۷۹ بیطرفی افغانستان را حفظ کرد.



کارتون به تعبیر همان زمان ( امیر شیرعلیخان پادشاه افغانستان بین دو قدرت که مصونیت از دوستان را خواسته است)



جنبش مشروطیت در افغانستان: مشروطه خواهان اول در زمان امیر حبیب الله خان که یک شخص مطلق العنان، زن باره و بر خفقان تکیه داشت، از انجمن سراج الاخبار پا به عرصه وجود گذاشتند. آنها قیمومیت انگلیسی را ننگ و مطلقیت نظام ملوک الطوایفی - فئودالی را حلقه یی بر گلوی تمدن و پیشرفت میدانستند. مولوی محمد سرور واصف شاعر شیرین کلام و مبارز شناخته شده در راه مشروطیت به جمعی از نویسنده گان و سیاستمداران نامدار چون: میر سید قاسم خان،  کاکا سید احمد لودین کندهاری، تاج محمد خان بلوچ پغمانی ، مولوی عبدالواسع آخند زاده کندهاری و حداقل ۵۰ تن مبارزان و آگاهان دیگر جنبش مشروطیت را با اهداف آزادیخواهانه و ترقیپسندانه که فشرده آن چنین بود بنیاد گذاشتند.(۹) 

- حصول استقلال افغانستان از انگلیس

- تجدد و ترقی و تکیه بر وحدت ملی

- تعویض نظام از شاهی مطلقه ( امیر حبیب الله فرزند امیر عبدالرحمن) به شاهی مشروطه 

در رابطه به حزب بودن و نبودن مشروطیت اول و دوم میان مؤرخان داخلی و خارجی اتفاق نظر وجود ندارد، اما رویهمرفته جنبش مشروطیت و مشروطه خواهی نخستین گام ترقیخواهان در راه حصول استقلال و کلیه حرکتهای سیاسی بعدی افغانستان محسوب میشود.

مشروطیت اول به وسیلۀ امیر سفاک حبیب الله خان سرکوب و چند نفر به شمول مولوی سرور واصف اعدام و شماری زندانی شدند.سرور واصف پیش از آنکه به توپ پرانده شود چنین سرود:

ترک مال و ترک جان و ترک سر

در ره مشروطه اول منزل است

تأریخ قصه های تهیجی فراوان از این نهضت به یاد دارد. عثمان خان پروانی یکتن از مشروطه خواهان مشهور هنگام استنطاق در برابر امیر غضبناک چنین گفت: " زحمت مرگ ما لحظه ئی بیش نیست، اما محاسپه ملت با شما شکنجه ئی ست ابدی" !(۱۰)

با کسب استقلال و استقرار دولت امانی در سال ۱۹۱۹ مشروطه خواهان اول از زندان رها و برای پیاده نمودن ریفورمهای مشروطیت جانفشانی نمودند.

 چنانچه بین سالهای ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۸ شماری از روشنفکران به دور سه مرکز سیاسی میچرخیدند، یکی لیبرالهای دربار که خواهان ریفورم در داخل رژیم موجود بودند، محمد ولی خان دروازی این گروه را رهبری مینمود، دسته دیگر جوانان خون گرم و مرکز دیگر حلقه سیاسی دموکراتهای خارج دربار بود.



محمد ولیخان دروازی رهبر لیبرالهای دربار و معاون شاه امان الله  /   داکتر عبدالغنی رئیس حزب جمعیت سری ملی


مشروطه خواهان دوم مانند: محمد ولیخان دروازی، غلام نبی خان چرخی، عبدالرحمن لودین، ملا فیض محمد، محمود طرزی، محی الدین انیس، میر غلام محمد غبار ، شجاع الدوله خان غوربندی وعبدالهادی داوی (۱۱) ، در راه تحقق مشروطیت فداکاری وجانهای شان رافدا نمودند، جهالت  سقوی( دوره حبیب الله کلکانی) وبعد استبداد نادر شاه مشهور به سفاک مشروطه خواهان را به خون وآتش کشانید وبرای مدتی فریادهای آزادی خواهی خفه شد.

حزب " جمعیت سری ملی" : 

این جمعیت که متشکل از روشنفکران دموکرات بود دارای اهداف: تبدیل حکومت مطلقه به حکومت مشروطه، حصول استقلال سیاسی، نشر تمدن و فرهنگ جدید در افغانستان بود. حزب در حلقه های ده نفری زیر رهبری یک نفر از مؤسسان پارتی منقسم بود و بعضاً اعضای حلقه ها همدیگر را نمیشناختند. مسئول یکی از حلقه های عمده حزب تاج محمد خان پغمانی و یکی از اعضای مشهور حلقه جوهر شاه خان غوربندی و منشی حزب میر قاسم خان لغمانی معلم مکتب حبیبیه بود. رئیس حزب داکتر عبدالغنی خان و هیأت رهبری آن تا ۴۵ نفر از مرکز و ولایتها میرسید که  اکثر آن معلمین مکتب حبیبیه بودند.(۱۲)

این نخستین جنبشی  بود که به شکل حزب سیاسی تبارز کرد  و میخواست  دموکراسی را گسترش دهد اما در اثر توطئه درونی و نفوذ دربار  با حبس و اعدام آزادیخواهان درهم کوبیده شد و  در سال ۱۹۰۹ از هم پاشید .

بعد از آن جنبشهای فکری سری و علنی توسط اصلاح طلبان لیبرال درباری که از روش امیر حبیب الله منزجر بودند نیز تبارز یافت که شماری لیبرالها به دور سردار نصر الله خان برادر شاه و معاون سلطنت که مرد ضد استعمار و خواهان استقلال افغانستان بود تجمع نموده بودند، اما نصر الله خان که همزمان معین سلطنت بود به سلطنت مطلق العنان علاقمندی داشت، نمیتوانست پاسخگوی مطالبات این جمعیت باشد. پس یگانه شخصی که مورد توجه لیبرالهای دربار قرار گرفت، شهزاده امان الله ملقب به عین الدوله بود، امان الله خان بنابر صفاتی که داشت به زودی در رأس یک حلقه درباری به نام " جوانان افغان"  قرار گرفت، در کنار امان الله خان اشخاص ملکی و نظامی چون: محمد ولی خان دروازی و شجاع الدوله خان غوربندی نیز  بود. 

این جمعیت  تحت رهبری شاه امان الله به کسب استقلال سیاسی افغانستان نایل آمد و توانست ریفورمهای را پیاده سازند، ازجمله : برگزاری لویه جرگه و تصویب نخستین قانون اساسی افغانستان، اعلام نظام شاهی مشروطه.

آزمایش  دموکراسی:

ظاهر شاه نخواست که رسماً دموکراسی را اعلام و قوانین دموکراتیک را وضع کند، اما یک دوره آزمایشی انتخابات شورای ملی، انتخابات شاروالی را رویدست گرفتند. حکومت میخواست از جنبشهای سیاسی به نفع خود و استحکام خانوادۀ سلطنتی استفاده کند و یا این جنبشها را سرکوب و منحرف کند.

۴) حزبهای سیاسی شناخته شده پیش از قانون اساسی ۱۹۶۴ 

بعد از استعفای سردار محمدهاشم صدراعظم وقت در سال ۱۹۴۷ کاکای دیگر پادشاه شاه محمود به مقام صدارت افغانستان منصوب شد،در این دور که آنرا دهه دموکراسی هم مینامند، در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اصلاحاتی بمیان آمد. ازجمله آزادی مطبوعات و آزادی حزبهای سیاسی و به رسمیت شناختن آن بود. برمبنای آن شماری حزبهای وابسته دولت و مستقل ظهور نمودند.

حزب دموکرات ملی:

در سال ۱۹۵۰ سردار محمد داؤد وزیر دفاع به امر مستقیم و کتبی شاه حزب دموکرات ملی را تأسیس نمود، در رهبری آن  عبدالمجید زابلی وزیر اقتصاد و سرمایه دار معروف، سردار فیض محمد خان ذکریا وزیر معارف و ممثل اریستوکراسی، علی محمد خان بدخشی معاون صدراعظم  و سمبول محافظه کاری  قرار داشتند. اهداف این حزب حفظ نظام سلطنت مشروطه، وفاداری به شاه، استقلال و حاکمیت ملی بود. اما همینکه شورای انتخابی تأسیس یافت، حزبهای سیاسی تشکیل و جراید حزبی نشر شد، این حزب تبارز بیشتر نیافت. (۱۳)

حزب ویش زلمیان  ( جوانان بیدار ):

این حزب با اهدافی چون: تنویر افکار عامه، مجادله با ظلم و خیانت ملی، اصلاح رسوم و عادات خرافی و ناپسند، همسوئی با حق و عدالت،ایجاد وحدت ملی در سال  ۱۹۴۷ از نخبه گان سیاسی و فرهنگی وقت مانند: عبدالرؤف بینوا، گل پاچا الفت، فیض محمد انگار، نورمحمد تره کی ( از پایه گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان)، پوهاند عبدالشکور رشاد، عبدالهادی توخی ، محمد انور اچکزائی، قاضی بهرام و بیش از ( ۳۰) تن دیگر از نویسنده گان و شخصیتهای سیاسی تشکیل یافت. 

در ابتدا منشی آن عبدالرؤف بینوا بود و سپس عبدالرزاق فراهی این سِمت را به عهده گرفت.مصارف حزب از طریق اعانه اعضا تکافو میشد، ارگان نشراتی این حزب نخست جریده "انگار" به مدیریت فیض محمد انگار و سپس جریده "ولس" بود که امتیاز آنرا گل پاچا الفت داشت.

از مفردات برنامه ئی این حرکت بر میآید که مؤسسان این حزب تا اینکه عالمان سیاسی بوده باشند، مصلحت اندیشان اجتماعی بوده اند.(۱۴)


 عبدالرؤف بینوا رئیس حزب ویش زلمیان / گل پاچا الفت/  پوهاند عبدالشکور رشاد


بهرحال حزب ویښ زلمېان در دوره هفت شورای ملی افغانستان نقش متبارز داشت.چنانچه همه  روشنفکران  صرفنظر از اختلافات سیاسی شان  همه به گل پاچا الفت رای دادند  تا منشی دوم شورا انتخاب شد.

بعد این پیروزیها توجه ارتجاع و حکومت را جلب و رهبری حزب در کابل و کندهار مورد پیگرد قرار گرفتند تا اینکه در دوره صدارت سردار محمد داؤد در سال ۱۹۵۳ از صحنه سیاسی بیرون شد و فقط برخی حلقه های آن باقی ماند.

حزب وطن: 

حزب وطن در سال ۱۹۵۰ با ترکیب میر غلام محمد غبار( شخصیت سیاسی و ملی و مؤرخ شهیر) ، سرور جویا، میر محمد صدیق فرهنگ، فتح محمد میرزاد، نورالحق هیرمند، براتعلی تاج و عبدالحی عزیز با اهداف: حفظ تمامیت خاک و استقلال افغانستان، تعمیم اصول دموکراسی در کلیه شئون اجتماعی، تقویۀ وحدت ملی، صرف مساعی در راه معارف، بهداشت و اقتصاد عمومی، تامین عدالت اجتماعی، احترام و پابندی به صلح و سلم جهان.

حکومت وقت نتوانست فعالیت سیاسی این حزب را تحمل کند، همان بود که به بهانه های گوناگون منجمله اخلال امنیت  رهبری حزب را تارومار وبا به زندان افگندن و تبعید آنان فعالیت حزب را غیر قانونی اعلام داشت.(۱۵)


           میر غلام محمد غبار  / داکتر عبدالرحمن محمودی/   سید اسمعیل بلخی



حزب خلق:

این حزب در سال ۱۹۵۰تحت ریاست داکتر عبدالرحمن محمودی ( شخصیت ملی و سیاسی و داکتر طب)در کابل تأسیس شد. در  جمله مشاهیر این حزب میتوان از: محمد نعیم شایان( منشی حزب)، مولوی خال محمد خسته، مولوی فضل ربی، عبدالحمید مبارز، داکتر عبدالله واحدی، محمد یوسف آئینه، غلام احمد رحمانی، محمد یونس مهدی زاده، داکتر نصر الله یوسفی و چند نفر دیگر یاد کرد.ارگان نشراتی حزب جریده ندای خلق به امتیاز خود داکتر محمودی و مدیریت مسئول ولی محمد عطائی که داماد او بود ، چند شماره محدود نشرات داشت که بعد از طرف حکومت توقیف شد.

در مرامنامه حزب خلق ((۱۶ نکات آتی را فشرده میتوانیم: 

حزب خلق یک حزب ملی بود که بر اساسات دموکراسی بنا یافته بود، تبلیغ و تعمیم دین اسلام، اشاعه دموکراسی بسوی ( حکومت خلق، توسط خلق و برای خلق)، مبارزه در راه انتخابات آزاد و شورای ملی آزاد، تأمین عدالت اجتماعی، تحکیم وحدت ملی، حفظ تمامیت خاک، دفاع از حقوق و آزادیهای فردی، حمایت از مشروطیت، حفظ روابط حسنه بین المللی اهداف آنرا تشکیل میداد.

آنگاهی که حکومت وقت برای متلاشی ساختن حزبهای چپگرایانه  اقدام کرد، رهبری حزب خلق نیز مورد پیگرد قرار گرفته و توقیف شدند. شخص داکتر عبدالرحمن محمودی ۹ سال در زندان بماند تا مریض و از پا افتاد، بعد او را به خانه اش فرستادند و بعد دو ماه چشم از جهان پوشید ویک فصل ناتمام ماند.

حزب سری اتحاد:

هسته حزب سری ملی توسط خواجه محمد نعیم کابلی قوماندان امنیه ولایت بلخ ( دورۀ صدارت سردار شاه محمود) و سید اسمعیل بلخی رهبر مذهبی در یک حلقه سری به مقصد ترور و کودتا علیه سلطنت بنا یافت. هدف آنان تشکیل جمهوریت بود و هنوز برنامه انسجام یافته نداشتند. که در مارچ ۱۹۵۰ تصمیم گرفتند که صدراعظم در حین مراسم نوروز از پا در آورده شود و دامنه کودتا را وسعت بخشند، قبل از عمل قضیه از درون حزب افشا و منجر به دستگیری و به زندان افگندن رهبران این حزب میشود، هریک مدت  درازی تا ۱۵ سال حبس را  سپری نمودند. (۱۷)

۵) حزبهای سیاسی در پرتو قانون اساسی ۱۹۶۴ افغانستان

به رغم عدم توشیح قانون حزبهای سیاسی توسط پادشاه، در پرتو ماده ۳۲ قانون اساسی سال ۱۹۶۴ شماری حزبها فعالیت داشتند. مظاهرات و اجتماعات دایر میشد. در یک صف حزبهای چپگرا مانند: حزب دموکراتیک خلق افغانستان، جریان دموکراتیک نوین، شاخه های گروه  ستم ملی -  و از سوی دیگر میانه روان و راستگرایان مانند: مساواتیها، افغان ملتیها، صدای عوامیها و همچنان ساختارهای راست افراطی تحت عنوان " نهضت اسلامی"چون حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، اتحاد اسلامی وغیره  مخفیانه قرار داشتند. 

چپگرایان

- حزب دموکراتیک خلق افغانستان:

این حزب با تدویر کنگره مؤسس آن به تأریخ اول جنوری ۱۹۶۵ تأسیس یافت. در کنگره مؤسس ۳۰ نماینده از حوزه های حزبی دعوت شده بودند که عملاً ۲۷ نفر اشتراک داشت. اینان عبارت بودند از: نور محمد تره کی ( منشی اول حزب)، ببرک کارمل ( منشی دوم حزب)، محمد طاهر بدخشی، دستگیر پنجشیری، شهر الله شهپر، سلطانعلی کشتمند، صالح محمد زیری، عبدالکریم میثاق، داکتر شاه ولی، محمد ظاهر ځدران، عبدالوهاب صافی، سلیمان لایق، نور احمد نور، محمد حسن بارق شفیعی، ملا عیسی کارگر، عبدالهادی کریم، محمد ظاهر افق، عبدالحکیم شرعی جوزجانی، عبدالحکیم هلالی، محمد اکرم کارگر،عبدالله ځاځی، نور الله کلالی، آدم خان ځاځی، غلام محی الدین زرمتی، عطا محمد شیرزی، عبدالقیوم قویم و خان محمد خالیار. 

جریده ( خلق) تحت عنوان ناشر افکار دموکراتیک خلق با امتیاز نور محمد تره کی و مدیریت مسئول بارق شفیعی به مثابۀ نخستین ارگان نشراتی حزب به تأریخ ۱۱ اپریل ۱۹۶۶ با پخش مرام حزب در شماره های یکم دوم به نشرات خود آغاز نمود.   در مرامنامه حزب که حاوی یک مقدمه بود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استدلال تئوریک مورد بررسی قرار گرفت. در مرام حزب مظهر اراده آرمانهای خلق زحمتکش خوانده شد.

طرد نظام فئودالی، استبداد، ارتجاع و ریشه کن کردن بقایای استعمار و نفوذ امپریالیزم، سیاست بیطرفی مثبت و فعال، تمرکز قدرت بدست مردم، ایجاد پارلمان ملی، حل عادلانه مسأله ملی، تأمین استقلال اقتصادی و حاکمیت ملی، دموکراتیزه ساختن سیستم قضائی، تأمین حقوق و آزادیهای مردم و بسا مطالب دیگر به تفصیل پیرامون نجات رشد و ترقی افغانستان  گنجانیده شده بود.اما به کمال تأسف حزب بعد از کسب قدرت سیاسی بنابر عوامل گوناگون نتوانست به همۀ این اهداف نایل آید .

جریده پرچم بعنوان ناشر اندیشه های دموکراتیک خلق به امتیاز و مدیریت مسئول سلیمان لایق و بعد مدیریت مسئول میر اکبر خیبر به تأریخ ۱۴ فبروری ۱۹۶۹ تا شماره ۹۹ سال ۱۹۷۰ به نشرات خود ادامه داد.

جریده پرچم ارکان نشراتی حزب اهداف اساسی آتی را در نشرات خود دنبال نمود: 

حمایت  از مفردات مرام حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بازتاب دشواریهای زحمتکشان، بیان خواستهای طبقات و اقشار روشنفکر جامعه، بیدار سازی و روشنگری، حمایت از دموکراسی و جنبشهای آزدایبخش و نهضتهای کارگری، دفاع از ضرورت تشکیل جبهه واحد نیروهای مترقی و بسا مطالب مربوط حیات درون حزبی در آن بازتاب یافت.اما پیش از آنکه صدمین شماره آن از مطبعه خارج شود، نسبت پارچه شعری که در آن واژه " درود به لینن" خلاف ارزشهای اسلامی خوانده شد، جریده توقیف گردید.

این حزب از بدو تأسیس انشعابها، دوگانگیها و اختلافات درونی را پشت سر گذاشت تا اینکه در جون ۱۹۷۷ در نتیجه  کنفرانس وحدت هردو جناح (خلق به رهبری نورمحمد تره کی) و( پرچم به رهبری ببرک کارمل) وحدت مجدد حزب را اعلام داشتند.(۱۸) 

پرچم جریان سیاسی نی بلکه  نام مروج یکی از شاخه های منشعب حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود.

بهرحال حزب دموکراتیک خلق افغانستان در نتیجه قیام مسلحانه ۲۷ اپریل ۱۹۸۷ جمهوری محمد داؤد را ساقط و قدرت سیاسی را کسب نمود. بعد از احراز قدرت سیاسی و بمیان آمدن دولت جدید، بنابر تکروئیهای جناح خلق بخصوص نقش ماجراجویانه حفیظ الله امین بازهم اختلافات تازه در موارد گوناگون ظهور نمود.

این اختلافات سبب شد که شیرازه وحدت حزب برهم بخورد و در اداره کشور نارسائیهای جدی بمیان آید. زندانی ساختن روشنفکران و اهل علم و دانش، تبعید رهبران جناح پرچم حزب پیآمدهای ناگوار آن بود.

رهبران  و  نماینده گان این حزب هریک نورمحمد تره کی از اپریل ۱۹۷۸ تا سپتمبر ۱۹۷۹، حفیظ الله امین از سپتمبر ۱۹۷۹ تا ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹، ببرک کارمل از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶ و داکتر نجیب الله از ۱۹۷۹ تا اپریل ۱۹۹۲ زمام افغانستان را منحیث صدر و رئیسجمهور بعهده داشتند. 


- حزب( جریان)  دموکراتیک نوین:

این حزب در نتیجه کنفرانس سازمان جوانان مترقی تحت رهبری اکرم یاری و گروهی از روشنفکران چپ اندیش بویژه برادران محمودی ( رحیم وهادی) در سال ۱۹۶۵ بنیان گذاشته شد. این جریان اندیشه های مارکسیستی- لینینستی با پیروی از خط چین و مائوتسه دونگ را در میان روشنفکران، کارگران و سایر زحمتکشان تبلیغ و ترویج مینمود. این گروه طرفدار مبارزه توده ئی طولانی و محاصر شهرها از طریق دهات بود.

این جریان جریدۀ شعله جاوید را در سال ۱۹۶۸ با ادبیات انقلابی منتشر ساخت.این جریده تا شماره یازدهم توفیق انتشار یافت. نام شعله جاوید معرف این جریان شد و سرلوحه جمعیت دموکراتیک نوین قرار گرفت.(۱۹)

این جریان مانند حزب دموکراتیک خلق دچار چندین انشعاب گردید، در نتیجه " گروه انقلابی خلقهای افغانستان" به رهبری داکتر فیض و همچنان سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما) و گروههای دیگری به نام " اخگر" ( طرفدار خط انور خوجه رهبر البانیا و پیرو خط چین) از بدنه جریان دموکراتیک نوین جدا شدند.همچنان حزب کمونیست مارکسیست، لینیست و مائویست افغانستان خود را وفادار به آرمانهای نخستین این جریان و کنفرانس سازمان جوانان مترقی میداند.

این جریان به نام مائویستها شهرت داشت و دارد. مائویستها طرفدار خط ماوتسه تونگ ((زاده ۱۸۹۳-درگذشته ۱۹۷۶) رهبر انقلابی چین میباشند. مائوئیزم به نقش برجسته دهقانان و روستائیان در انقلاب کارگری و بر اهمیت فرهنگ بعنوان عنصری که میتواند بر اقتصاد سوسیالیستی تأثیر گذارد تأکید میکرد.( ۲۰)

اما مارکسیزم مشتق از نام کارل مارکس ۱۸۸۳-۱۸۱۸ بنیانگذار کمونیزم ، رهبر و آموزگار زحمتکشان جهان است. مارکسیزم مجموعه تعالیم و نظریات او و رفیق همرزمش فرید ریش انگلس ۱۸۹۵-۱۸۲۰ در قر ن نزدهم شالودۀ مبارزه سیاسی طرفداران سوسیالیزم و کمونیزم را تشکیل میداد. هنوزهم این تئوری در اکناف جهان طرفداران و حامیان خود را دارد.

رویهمرفته، شاخه های مختلف ( شعله جاوید) قرابتها و شباهتهای باهم دارند. همه آن علیه حزب دموکراتیک خلق، قیام مسلحانه ۷ ثور و تجاوز شوروی و عوامل آن قرار گرفتند.

"در میان گروههای منشعب از شعله جاوید "ساما" به رهبری مجید کلکانی یکی از بنیانگذاران جنگهای چریکی پایدارتر باقی ماند." (۲۱)

نظام و تشکیلات جریان دموکراتیک نوین تا حدودی سِری باقی ماند.در یک مرحله فرض میشد که رهبری حزب را یک استاد فاکولته ساینس پوهنتون کابل، انجنیر  محمد عثمان مشهور به " لنډی" بعهده داشت، اما  شاد روان انجنیر عثمان در مرکز تحقیقات ریاضی -آکادمی علوم افغانستان که  من  رئیس فرهنگی آن بودم و با ما همکاری در رشته ریاضی داشت. ضمن صحبتهای دوستانه  از رهبری مستقیم جریان دموکراتیک نوین انکار ، اما گفت که در تربیه نسل جوان با اندیشه های مترقی و سخنرانیهای پرشور به حمایت از این جریان  مبادرت ورزیده و آنرا جز رسالت خود میدانست . در کنار آن خانواده  های محمودی و یاری در تدویر امور این جریان سهم بارزتر داشتند.

جمعیت عوام:

این جریان در سال ۱۹۶۵ به رهبری عبدالکریم فرزان نماینده ولسئوالی زنده جان ( نام واحد اداری) هرات در پارلمان با اندیشه های چپگرایانه با حمایت از کارگر و بزرگر ایجاد شد، از جمله اعضای برجسته آن ذبیح الله عصمتی رئیس اتحادیه محصلان پوهنتون کابل و خواهرش معصومه عصمتی وردک وکیل ولسئوالی معروف ولایت کندهار بود، شوهر معصومه  عصمتی داکتر عبدالقیوم وزیر معادن .صنایع و بعد وزیر معارف در ریاست جمهوری داؤد خان بود.

جمعیت عوام برای تبلیغ اهداف خود جریده ئی بنام " صدای عوام" انتشار نمود، بعد مانند اکثر حزبها بنام جریده شان ( صدای عوام) یاد شدند.(۲۲) 


ملیگرایان

افغان ملت(  حزب سوسیال دموکرات افغانستان):

این حزب بیشتر بنام افغان ملت شناخته شده و در سال ۱۹۶۶ توسط انجنیر غلام محمد مشهور به پاپا ایجاد شده است.  فرهاد تا ۱۹۸۶ رهبری این حزب را بعهده داشت، جریده"ملت " را هم منتشر ساخت ، سپس قدرت الله حداد برادر فرهاد ، همچنان یوسف میړنی، انور الحق احدی و آستانه گل شیرزاد رهبری این حزب را به عهده داشتند و دارند، فدا محمد فدائی داکتر امین واکمن، شمس الهدا شمس از رهبران شاخص این حزب بودند. (۲۳) 

این حزب دارای انگیزه های حاد قوم خواهی و اصلاح طلبی بوده و ادعا نموده است که بعضی قسمتهای پاکستان امروزی، ایران و کشورهای همجوار ( اتحاد شوروی سابق) جزء خاک افغانستان میباشد. این حزب در شماره ۳ جون سال ۱۹۶۹ جریده افغان ملت از ماسکو تقاضا نمود تا پنجده را به افغانستان مسترد کند(منطقه پنجده در سال ۱۸۸۵ از طرف ماسکو از خاک افغانستان تجزیه وبا خاک روسیه تزاری مدغم ساخته شد.)  

حزب سوسیال دموکرات را اکثر حلقه های سیاسی یک حزب طرفدار برتری جوئی قومی میشناختند.


جمعیت دموکرات مترقی:

نام مشهور این حزب ازروی جریده شان مساوات بود، این حزب در سال ۱۹۶۶ هنگام صدارت محمدهاشم میوندوال ظهور نمود. جریده مساوات ارگان نشراتی آن بود.این حزب خواهان سوسیالیزم تکاملی از طریق دموکراسی پارلمانی بود.( ۲۴)

اتحاد ملی:

اتحاد ملی یا حزب وحدت ملی توسط خلیل الله خلیلی تحت عنوان حزب زرنگار تشکیل شد .این حزب خود را طرفدار شاه میدانست. در این حزب معمولاً کارمندان عالیرتبه دولت عضویت داشتند، ارگان نشراتی شان هم "اتحادملی" نام داشت. در یک مرحله یی رهبر حزب عبدالحمید  مبارز بود( ۲۵)

ستم ملی:

ستم ملی حزب مشخص نبود، اما به طرفداران طاهر بدخشی و هواخواهان فدرالیزم و مبارزان علیه ستم ملی همین نام معروف بود و است. اینان مدعی استند که ستم ملی بایست پیش از ستم طبقاتی ریشه کن شود، این حلقه ها معتقد اند که مبارزه بر ضد استیلای پشتونها رکن اول مبارزه سیاسی میباشد. تا کنون حزب مستقل و ارگان نشراتی مستقل به نام ستم ملی ندارند ،اما شاخه و ریشه ها آن تا حال در جامعه تبارز دارند.( ۲۶)

سیر فکری طاهر بدخشی شخصیت مهم این جریان از عضویت کنگره مؤسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان با اندیشه های سوسیالیستی تا ملیگرائی در نوسان بود.

اسلامگرایان 

اسلامیستها کیها اند: ‏‏

مبدای جنبش اسلامی در افغانستان به دهه ۵۰ و فاکولته شرعیات پوهنتون کابل برمیگردد، ‏برخی از استادان این فاکولته مانند: غلام محمد نیازی و برهان الدین ربانی ( ۲۷)  تحت تأثیر افکار اخوان المسلمین مصر قرار گرفته بودند ،در شجره نامه های جهاد  افغانستان آمده است: "اخوان المسلمین یک جنبش فراملی اسلام گرای اهل سنت است که در بسیاری از کشورهای عربی طرفدار دارد. اخوان المسلمین را میتوان بزرگترین گروه سیاسی سنی در جهان به شمار آورد (۲۸ ).  این جنبش در سال ‏‏۱۹۶۰ حلقه های مخفی دانشجویان را  تشکیل داده، اقدام به ترویج مذهبی ‏نمودند. اینان هم غربگرائی (استفاده از مشروبات الکلی، بی حجابی زنان ...) و هم وابسته گی دولت به ‏اتحاد شوروی وقت را مورد حمله قراردادند. به نفوذ مارکسسیزم  در میان دیگر دانشجویان اعتراض ‏داشتند و به تظاهرات چپگرایان حمله میکردند. این جمع، که مخالفانشان آنها را «اخوانیها» ‏مینامیدند، در میان «جنبش جوانان مسلمان» فعالیت داشتند و در محیطهای دانشگاهی حمایت از آنها به ‏حدی بود که توانستند انتخابات دانشجوئی سال ۱۹۷۰  را ببرند.

بیشترین نویسنده گان که در بارۀ  نهضت اسلامی و بخصوص نهضت جوانان مسلمان که آغاز گر بود ، چگونه گی  ایجاد هسته های اسلامیستی  و مؤسسان آن پرداخته اند ، چون خود در سلک بنیاد گرایان اسلامی بوده وبا تعلق فکری و سیاسی به یکی از احزاب اسلامی برخاسته اند، به لحاظ همین تعلقات سیاسی به تعریف و تمجید از گروه وهم تنظیم خود پرداخته و مخالفان را در یک صف قرار داده وبا چماق اتهام و برجسب مسئول ناکامیهای حاکمیت مجاهدین در افغانستان دانسته و نامیده اند.

بناً پیرامون چگونه گی پیدایش نهضت اسلامی در افغانستان اختلاف نظر خاص وجود دارد.

حزب اسلامی و جمعیت اسلامی هریک پیشتازی  این نهضت  را به خود نسبت میدهند:

احمد شاه مسعود ‏به چنین طبقه بندی پیشگامان نهضت اسلامی میپردازد: " طبقه نخست و پیشاهنگ در نهضت اسلامی از استادانی چون: غلام محمد نیازی، استاد برهان الدین ربانی، استاد عبدالرب رسول سیاف، غلام ربانی عطیش و مولوی حبیب الرحمن تشکیل یافته بود، طبقه بعدی آنرا عبدالرحیم نیازی، انجنیر حبیب الرحمن، گلبدین حکمتیار، سیف الدین نصرت یار، داکتر عمر، عبدالقادر توانا و سید نورالله عماد تشکیل میدادند" ( ۲۹).‏‏

اما گلبدین حکمتیار که خود را یکی از بنیانگذاران نهضت اسلامی در افغانستان معرفی میکند در کتاب خود زیر عنوان " دسایس پنهان و چهره های عریان" به این موضوع چنین اشاره میکند:

" ... بیست و هفت سال قبل( نظر به سال ۱۳۷۴/ ۱۹۹۵) و به مقایسه امروز ۵۷ سال پیش اساس نهضت اسلامی گذاشته شد. در آن زمان ۱۱ نفر بودند که ازجمله آنها  ۱۰ نفر شهید شدند و به وعده ئی که به خدای خویش کرده بودند وفا نمودند و به بقاالله پیوستند، تنها من زنده مانده ام که تاکنون به این فیض نرسیده ام.( ۳۰)

در اوایل دهه ۷۰ اسلامیستها تصمیم گرفتند خارج از دانشگاهها و مکتبها هم  فعالیت کنند. به تقلید ‏چپیها کوشیدند در سیستم اداری دولتی نفوذ کنند، خصوصا در بخش آموزشی و نظامی و برای ‏اولینبار، برداشت خود از اسلام را بر خلاف میل رهبران سنتی مذهبی، به مناطق روستائی بردند. ‏ازینرو برای اولینبار دچار سرکوب دولتی شدند، سرکوبی که پس از کودتای داؤد خان (۱۹۷۳) ‏تشدید یافت. اسلامیستها در پاسخ به این سرکوب و با حمایت پاکستان، در ۱۹۷۵  کوشش کردند ‏قیامهای نظامی در مناطق روستائی مانند ولایت کنر و غیره را سازمان دهند. این قیامها همه به علت عدم حمایت مردم  با ‏شکست روبرو شد. جنبش اسلامی از بالا نتوانست در میان دهقانان و قریه ها  حامیان بیشتری بدست آورند. رهبران این دسته ها در دوران جمهوری داؤد خان که محکوم به اعدام و شماری زندانی شده بود  فرار ‏و در پاکستان پناه بردند.

اختلافات قدیمی میان فعالین جنبش باعث انشعاب و شکلگیری دو سازمان جدا از هم ‏شد. گلبدین حکمتیار( رهبر کنونی حزب اسلامی افغانستان) ، یکی از فعالین جنبش دانشجوئی بود که از قیامهای نظامی شکست خورده به ‏شدت دفاع میکرد. او حزب اسلامی را تشکیل داد. این حزب که درمیان پشتونها قوی بود یکی از ‏نیروهای عمده جنبش مقاومت اسلامیشد و حکمتیار از مشهورترین جنگسالاران افغانستان است. ‏‏برهان الدین ربانی که معتدلتر بود بعدها رئیسجمهور افغانستان شد و رهبر «اتحاد شمال» بحساب میآمد. او نام (جمعیت اسلامی) را برای گروه خود حفظ کرد و عمدتاً از فارسی زبانان غیر ‏پشتون عضوگیری کرد. هردو جریان د ر تبعید و در انزوا بودند اما کودتای نظامی ثور ۱۹۷۸ و بعد حمله ارتش ‏خارجی موقعیتشان را دگرگون ساخت و به اپوزیسون جمهوری دموکراتیک افغانستان مبدل شدند و با دریافت  کمکهای مالی و نظامی سرشار توانستند در سقوط رژیم وقت در سال ۱۹۹۲ نایل آیند.

مجاهدین  و حزب دموکراتیک خلق افغانستان:

بعد از رویکارآمدن رژیم دموکراتیک خلق افغانستان طرفدار شوروی وقت در سال ۱۹۷۸ مجاهدین  در مخالفت و جنگ مسلحانه علیه آن پرداختند.این جنگ با ورود  ارتش شوروی ابعاد گسترده یافت که مداخلات خارجی به نفع رژیم و یا نیروهای مقاومت را در قبال داشت. 

در آنطرف مرز  پاکستان و همچنان ایران روحانیون مذهبی را علیه حکومت طرفدار شوروی تشویق میکردند تا رفته رفته تنظیمهای جهادی از بطن روحانیون ، روشنفکران مذهبی و مهاجرین برخاستند.  " در پاکستان ۷ گروه که بعد ائتلاف هفتگانه را ساختند و در ایران هم تنظیمهای هشتگانه را ایجاد نمودند" (۳۱) 

مجاهدین با حمایت امریکا، پاکستان و سایر کشورهای غربی بعد از درگیریهای طولانی و گوناگون در سال  ۱۹۹۲ وارد کابل شدند. ورود مجاهدین در کابل همراه با جنگهای داخلی بود .

تا امروز به رغم  حضور جامعه جهانی کماکان افغانستان آرامش ندارد.


۶) حزبهای سیاسی که مجوز فعالیت وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان را داشتند:

در افغانستان بعد از توافقنامه بن در سال ۲۰۰۱ شمار زیاد حزبهای سیاسی به وزارت عدلیه وقت این کشور ثبت گردیدند، حتی تعداد آنها به ۱۱۰ حزب رسیده بود، اما اکثر این حزبها موسمی و دارای تشکیلات منظم نبودند که رو به اضمحلال گذاشتند. کرکتر سیاسی در افغانستان طوری است که به استثنای چند حزب بزرگ دیگران چندان نقشی در حیات سیاسی کشور ندارند.

بازهم از این حزبها میتوان نامبرد:

نامهای حزبها را ولو که به طرز فعالیت شان کمتر تطابق دارد ، اما طوریکه در منبع آمده است مینویسم .مگر تشخیص و بیان  طرز ایدیالوژی شان برداشت من و عامۀ مردم است(۳۲)

۱)حزب ترقی افغانستان ( اسلام الدین معارج) دارای ایدیالوژی ملیگرا 

۲- حزب نهضت ملیگرائی افغانستان ( سید احمد شکیب منتظری) میانه و حامی تیم دولت ساز وقت

 ۳- حزب اجماع روشنگران ملی افغانستان ( محمد صبور فُرملی) پلورالیزم سیاسی و همبسته گی ملی

 ۴- حزب متحد ملی افغانستان ( نورالحق علومی) چپگرا -  دموکراتیک 

 ۵- حزب نهضت همبستگی ملی افغانستان ( سید اسحاق گیلانی) میانه و اسلامی

 ۶- حزب پیوند ملی افغانستان ( سید منصور نادری) معتدل وحدتگرا 

۷-  حزب وحدت اسلامی افغانستان ( محمد کریم خلیلی) قومی و شاخص ملیت هزاره 

 ۸- حزب جمهوریخواهان افغانستان ( حبیب الله سنجر) دموکرات و جمهوریخواه

 ۹- حزب ملی وطن ( شیر الله جبار خیل) چپ گرا - پیرو خط مصالحه ملی 

۱۰- حزب انصاف ملی اسلامی افغانستان ( احمد شاه ځدران) در بیان ایدیالوژی و مرام آن معلومات در دسترس نیست

۱۱- تنظیم دعوت اسلامی افغانستان ( عبدالرب رسول سیاف) بنیادگرا و پیرو وهابیت

۱۲- حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان (سید حامد گیلانی) اسلامگرا و میانه رو 

 ۱۳- حزب توحید مردم افغانستان ( فضل احمد رشتیا) وحدتخواه

 ۱۴- د افغانستان دملی وحدت ولسی تحرېک ګوند ( عبدالحکیم نوری) میانه رو 

 ۱۵- حزب وحدت ملی افغانستان ( عبدالرحیم سالاری زی) ملی و چپگرا

۱۶- حزب سوسیال دموکرات افغانستان ( آستانه گل شیر زاد) ملیگرای افراطی متمایل به چپ

 ۱۷- د افغانستان دسولی غورځنګ ګوند ( شهنواز تڼی) چپگرا – ملییتگرا

۱۸- حزب انسجام ملی افغانستان ( نجیب الله صادق مدبر) وحدت خواه و طرفدار دموکراسی

۱۹- حزب صلح ملی اسلامی افغانستان ( شاه محمود پوپل) میانه رو

 ۲۰- حزب نهضت بیداری ملی- فلاح افغانستان ( محمد یاسین حبیب ) طرز دید شان در دسترس نیست.

۲۱- حزب اقتدار اسلامی افغانستان ( احمد شاه احمدزی) شاخه حرکت اسلامی 

۲۲- حزب الله افغانستان ( حاجی احمد) طرز دید شان در دسترس نیست.

۲۳- حزب همبستگی افغانستان ( محمد داؤد رزمک)  چپگرا- دموکرات

۲۴- حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ( محمد محقق) بنیادگرای اسلامی – شاخص قوم هزاره 

۲۵- حزب رسالت مردم افغانستان ( نور آقا روشن) طرز دید شان در دسترس نیست.

۲۶- جنبش ملی اسلامی افغانستان ( عبدالرشید دوستم، سید نور الله سادات) سازمان نظامی سیاسی چپگرا و ملیگرا شاخص ملیتهای اوزبیک وترکمن

۲۷- حزب کنگره ملی افغانستان ( عبدالطیف پدرام) فدرالیستی، لیبرالیست،سکولاریستّ سکتاریست و ظاهراً چپ

۲۸- حزب اسلامی افغانستان ( عبدالهادی ارغندیوال) بنیاد گرا اسلامی 

۲۹- حزب حرکت اسلامی افغانستان ( عبدالحکیم منیب) طرز دید شان در دسترس نیست.

۳۰- حزب حرکت انقلاب اسلامی افغانستان ( مولوی قلم الدین) بنیادگرا اسلامی

۳۱- حزب حقیقت ( شاه ولی کریم زوی) طرز دید شان در دسترس نیست.

۳۲- حزب حرکت اسلامی افغانستان ( آصف محسنی- عبدالعلی کاظمی) بنیاد گرا اسلامی شاخص اهل تشیع 

۳۳- جبهه نجات ملی افغانستان ( ذبیح الله مجددی)اسلامی، روحانی و معتدل

۳۴- حزب اسلامی متحد افغانستان( وحید الله سباوؤن) بنیاد گرای اسلامی

۳۵- حزب ثبات ملی افغانستان ( احمد هوتک) میانه رو

 ۳۶- حزب اعتدال ملی ( محمد جمیل). میانه رو

۳۷- حزب حق  و عدالت ( سردار محمد روشن) تکنوکرات و میانه رو

۳۸- حزب عدالت و توسعه افغانستان ( محمد جواد) میانه رو

۳۹- حزب حرکت اسلامی افغانستان(سید خلیل الله انوری) بنیادگرا 

 ۴۰- حزب جمعیت اسلامی افغانستان ( برهان الدین پدر و صلاح الدین پسر ربانیها) بنیاد گرای اسلامی شاخص قوم تاجیک.  

۴۱- حزب اقتدار ملی افغانستان ( سید مصطفی و سید علی برادران کاظمیها) میانه - سیکولار طرفدار دموکراسی لیبرال

۴۲- حزب حرکت ملی افغانستان ( وحید الله ناصری) میانه رو 

۴۳- حزب نهضت اسلامی افغانستان ( محمد مختار مفلح) بنیاد گرا

 ۴۴- حزب ملت افغانستان( جعفر مهدوی) میانه رو  اهل تشیع 

۴۵- حزب عصرما ( عبدالرحمن رحمانی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۴۶- حزب آزادیخواهان مردم  افغانستان ( محمد ظریف ناصری) طرز دید شان دردسترس نیست.

۴۷- د افغانستان متحد ملت ګوند (عبدالرحیم اېوبی) میانه رو 

۴۸- حزب صدای مردم ( شیرولی وردک) میانه رو

 ۴۹- حزب نخبه گان مردم افغانستان ( عبدالحمید جواد) طرز دید شان در دسترس نیست.

۵۰- حزب اجماع ملی جوانان ( میر حیدر افغان زاده) طرز دید شان در دسترس نیست.

۵۱- حزب قیام ملی مردم افغانستان ( زمریالی احدی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۵۲- حزب افغانستان واحد( محمد عمر عیار) طرز دید شان دردسترس نیست.

۵۳- حزب رفاه ملی افغانستان ( محمد حسن جعفری) امنیت و بازسازی 

۵۴- حزب حراست اسلامی افغانستان ( محمد اکبری) شاخه انشعابی حزب وحدت و شاخص ملیت هزاره

۵۵- حزب عدالت افغانستان ( عبدالرشید ایوبی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۵۶- دافغانستان دوحدت المسلمېن تحرېک ګونډ ( وزېر محمد وحدت) بنیاد گرا 

۵۷- حزب حرکت اسلامی ملت افغانستان(سید محمدهادیهادی) بنیاد گرا

 ۵۸-حزب تحول و رفاه افغانستان ( محمد اشرف احمدزی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۵۹- حزب آبادی مردم افغانستان ( پروفیسور  محمد داؤد راوش) چپگرا-دموکرات و ترقیخواه.

۶۰- د افغانستان ولسی حرکت ګونډ ( صدیق الله فهیم) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۱- د افغانستان نوی بنست ګوند ( احمد الله علېزی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۲- حزب بیداری ملت افغانستان ( عبدالمقصود حسن زاد) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۳- حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان ( سید محمد علی جاوید) اسلامگرا وشاخص اهل تشیع

۶۴- حزب توسعه افغانستان ( مهدی حسنی) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۵- حزب اعتدال افغانستان ( سید حسن صفائی) حامی تیم دولت ساز

۶۶- حزب حرکت انقلاب اسلامی  سعادت افغانستان( محمد عثمان سالک زاده) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۷- حزب مشارکت ملی افغانستان ( حاجی نجیب الله کابلی) ملیگرا و چپنما

۶۸- حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان ( ابوالحسن یاسر) طرز دید شان دردسترس نیست.

۶۹- حزب حمایت نظام اسلامی افغانستان ( امین الله امین) اسلامگرا

۷۰- حزب خدمتگار مردم افغانستان( سید مخدوم رهین)  رهبر حزب تکنوکرات اما طرز دید حزب شان دردسترس نیست.

۷۱- حزب برابری مردم افغانستان ( داؤد علی نجفی) میانه رو شیعه

۷۲- حزب همبستگی مردم سعادتمند افغانستان ( خواجه محمد صدیقی) میانه رو

۷۳- حزب عدالت اسلامی افغانستان( عبدالقاهر شریعتی) اسلامگرا

ازجمله (۱۱۰) حزب قبلاً راجستر شده وزارت عدلیه بعد از یک تصفیه همین( ۷۳  ) حزب باقیمانده بود.

از این هفتاد و سه حزب به تعداد ( ۳۴) آن خط مشی سیاسی و برنامه ندارند و یا در مطبوعات نشر نشده است.بقیه ۳۹ حزب دیگر داری تمایلات گوناگون اند که درمقابل آن نشانی شده است.

حزبهای سیاسی منحل شده و راجستر ناشده هم وجود ارند که در داخل و خارج کشور مصروف فعالیت سیاسی میباشند. 

بعد از روی کار آمدن دور دوم طالبان بعد از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ طبق دستور ملا هبت الله رهبر طالبان از سوی وزارت عدلیه  اعلام شد: " چون احزاب سیاسی اساس شرعی ندارند و منافع ملت در موجودیت آنها محافظت نمیشود، فعالیت آنها در افغانستان به گونۀ مطلق ممنوع است." 

به این ترتیب بلا استثنا همه احزاب سیاسی در افغانستان لغو اعلان شد.

نتیجه گیری:

  از سپیده دم فریادهای آزادی خواهی مردم افغانستان از قید استعمار  انگلیس و در بحبوحه جنگ اول افغان و انگلیس بخصوص هنگام قیام دوم نوامبر ۱۸۴۱ کابل نهضتهای سیاسی به شکل نیمه سازمان یافته آن تحت تأثیر نهضت دموکراسی غرب ظهور و قد علم نمود.

بنابر فقدان تشکیلات منظم و عدم موجودیت رهبران کار آگاه این جنبش در حالی که  ضربه مهلکی به  دشمن زد، اما نتوانست پایدار باقی بماند. ریفورم دوران امیر شیرعلی خان از سال  ۱۸۶۲-۱۸۷۸  که از بالا رویدست گرفته شده بود با تعرض  دوم نظامی انگلیس درهم پیچید و تا آغاز قرن بیست پیچیده ماند.در سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۸ اصلاحاتی در افغانستان رونما و از زمان امیر عبدالرحمان خان به بعد تا دور امیر حبیب الله با نشر جراید و روزنامه ها مانند شمس النهار  فضا برای استقلالخواهی بوجود آمد. در چنین اوضاع مشروطه خواهان اول ظهور نمودند، کسب استقلال، تجدد، ترقی و جاگزینی نظام مشروطه به جای نظام شاهی مطلقه هدف آنان قرار گرفت.

حزب (جمعیت سری ملی) را بنا گذاشتند اما این تشکل به زودی از درون متلاشی و در سال ۱۹۰۹ سرکوب گردید، شماری از رهبران آن اعدام و دستگیر شدند. این نخستین حزب سیاسی افغانستان شمرده میشود که مرام و اعضا داشت.

 جمعیت جوانان افغان تحت رهبری شاه امان الله دومین تشکل سیاسی بود که توانست در سال ۱۹۱۹ به کسب استقلال سیاسی افغانستان نایل آید. 

در دوره های اختناق  امارت حبیب الله کلکانی(جنوری تا اکتوبر ۱۹۲۹- ۹ ماه) و پادشاهی محمد نادر ( ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳) نهضتهای سیاسی به رکود مطلق مواجه شد.

محمد ظاهر شاه که بعد از ترور پدرش از ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ برای مدت چهل سال زمام امور افغانستان را به عهده داشت، نخواست که رسماً دموکراسی را اعلام و قوانین دموکراتیک را وضع کند، اما یک دوره آزمایشی انتخابات شورای ملی، انتخابات شهرداری را رویدست گرفت.او میخواست از جنبشهای سیاسی به نفع خود و استحکام خانوادۀ سلطنتی استفاده کند و یا این جنبشها را سرکوب و منحرف کند.

با آنهم از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۷ در عرصه سیاسی اصلاحات بمیان آمد. برخی احزاب سیاسی مانند حزب دموکرات ملی به رهبری محمد داؤد وزیر دفاع و پسر کاکای شاه در سال ۱۹۵۰  به حمایت سلطنت، حزب ویښ زلمېان ( جوانان بېدار) به رهبری عبدالرؤف بینوا در سال ۱۹۴۷ که اپوزیسیون دولت و مشتمل بر روشنفکران ترقی پسند بود به وجود آمدند. حزب جوانان بیدار در نشر و اشاعه مطبوعات مترقی و مبارزات پارلمانی بخصوص در دوره هفتم شورای ملی افغانستان سهم بارز داشت. همزمان حزب وطن به رهبری میر غلام محمد غبار، حزب خلق به رهبری داکتر عبدالرحمن محمودی ، حزب سری اتحاد به رهبری خواجه محمد نعیم در سال ۱۹۵۰ با اهداف گوناگون اما با تمایل چپی ظهور نمودند.

این وضعیت ادامه یافت، تا در پرتو ماده ۳۲ قانون اساسی ۱۹۶۴  افغانستان شماری از حزبهای سیاسی مانند: حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبری نورمحمد تره کی ، حزب دموکراتیک نوین به رهبری اکرم یاری و جمعیت عوام به رهبری عبدالکریم فرزان در سال ۱۹۶۵ با اهداف و برنامه چپ ایجاد شدند.

همچنان حزبهای ملیگرا و ناسیونالیست مانند: حزب ( سوسیال دموکرات افغانستان مشهور به افغان ملت) به رهبری انجنیر غلام محمد مشهور به پاپا در سال ۱۹۶۶، جمعیت دموکرات مترقی به رهبری محمدهاشم میوند وال ( صدراعظم وقت) در سال ۱۹۶۶ ، حزب اتحاد ملی به رهبری خلیل الله خلیلی در سال ۱۹۷۰ وگروه ستم ملی به رهبری محمد طاهر بدخشی به میان آمدند.

 حلقه های  وابسته به نهضت اسلامی که در دهه ۵۰ تقویم مشترک در دو شاخه حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار وجمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی ظهور نموده بودند.  در سال ۱۹۷۳ هنگام ریاست جمهوری محمد داؤد ( نخستین نظام جمهوری در افغانستان) به بهانه مقابله با کمونیزم به فعالیت سیاسی وتروریسی علیه رژیم نو بنیاد جمهوری پرداختند.

بعد از توافقنامه بن در سال ۲۰۰۱ شمار زیاد حزبهای سیاسی به وزارت عدلیه این کشور ثبت گردیدند، حتی تعداد آنها به ۱۱۰ حزب رسیده بود، اما چون تعداد آن موسومی و بدون برنامه و تشکیلات بودند، صرف ۷۳ حزب آن در وزارت عدلیه افغانستان ثبت و راجستر شدند.

بنابر موقعیت جیوپولیتیک وجیواستراتیژیک افغانستان در جریان صد و پنجاه سال اخیر که در پرتو مقدمات نهضت دموکراسی در غرب ، پیدایش اقتصاد سرمایه داری، ظهور انقلاب کبیر فرانسه  در قرن ۱۸ که منجر به اعلام حقوق بشر گردید و یا انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتوبر ۱۹۱۷ روسیه که جهان را تکان داد، هیچ یک از حزبهای سیاسی افغانستان به استثنای کسب استقلال سیاسی ویکی دوبار کودتای  های کامیاب و ناکام و رویکار آمدن نظامهای شکنن، نتوانستند تبارز نیرومند در عرصه سیاسی و نوسازی افغانستان ایفای نمایند. برهان عمده آن انقطابهای قومی، زبانی و محلی و ایدیالوژیک و مذهبی میان همه یی این تشکلها بود که افغانستان را در بحران کشانید.

 در صدوپنجاه سال اخیر مردم افغانستان قادر نشدند تا یک الی دو حزب سیاسی مقتدر، سراسری و فراگیر طور مثال: دموکرات، جمهوری خواه، ملیگرا و حتی اسلامیست را بمیان بیآورند تا افغانستان را از مهلکه کنونی نجات دهند.  

آگاهان مسائل سیاسی به این باور استند که اعلام احزاب در بیرون از کشور اثری در بهبود اوضاع افغانستان ندارد.

  طالبان پس از برگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ فعالیت تمام مخالفان خود را ممنوع قرار داد.

"وزارت عدلیه هرگونه فعالیت زیر نام حزب سیاسی در افغانستان را غیرقانونی میداند و هشدار میدهد که هرگونه فعالیت سیاسی تحت این نام را مورد پیگرد قانونی قرار میدهد. وزارت عدلیه در چند سال گذشته برخی دفاتر احزاب سیاسی را شناسائی کرده و جلو فعالیت آنها را گرفته است و این روند همچنان ادامه دارد"(۳۳)