111

اصلاحات سیاسی و اداری امیر امان الله

از کتاب: دورۀ امانی
01 March 1990

بر تخت نشستن امان الله به معنای به قدرت رسید ن (اخوان افغان ) بود مشروطه خواهان بلافاصله رها شدند و اکثر شان به کارهای مهم اداری مقرر گردیدند. تاج محمد بلوچ حاکم دولت آباد مزارشریف مقرر شد. میر زمان الدین والی کابل شد و قاضی عبدالحق سليمان خیل را معلم مكتب حبيبيه مقرر نمودند و کاکا سید احمد در عهد امیر امان الله سه وظیفه را در عین حال اجراء میکرد :

آمریت مکاتب ابتدائیه، تدریس، در غند شاهی و استخبا رات وزارت حربیه ، مولوی محمد حسن مدیر مكتب حبيبيه مقرر شد و مولوی عبدالواسع پسر مولوی عبدالروف ملای حضور ، بعد از چندی رئیس که پشتو مقرر گردید . عبدالرحمان افغان بعداز زندان انجمن مر مدتی امان افغان را نشر میکرد و بعد عضو هیئت سیاسی در سفارت فوق العاده افغانستان در اتحادشوروی و بعد عضو مجلس قانون گذاری ( قانون اساسی) شد و به حيث رئيس كمرک كابل رئيس بلدیه قندهار، وسر منشی حضور نیز کار کرد و مدتی هم رئیسی بلد یه کابل بود تا آنکه حبیب الله کلکانی او را به زندان افکند و در سال ۱۹۳۰ کشته شد سر دار عبدالرحمان که پس از مدت کمی ا ززندان رهایی یافته بود در عهد امان الله چند ماهی ناظر معارف بود و سفیر افغانستان در هند شد و بعد معین اول وزارت خارجه مقرر گردید. در سال ۱۳۰۲رئیس تنظیمه فراه شد که پس از سه سال از آن وظیفه استعفاء نمود غلام محمد مصور را غرض تحصیل به المان فرستادند و در باز گشت مدیر مکتب رسامی مقررشد و به پروفیسور غلا محمد شهرت یافت و در سال ۱۳۰۷از طرف وکیل سلطنت نشان (ستور) به وی اعطاء گردید.

عبدالهادی پریشان داوی که روح پرتلاش جمعیت (اخوان افغان) بود به سر محرری امان افغان مستشاری وزارت خارجه و نخستین وزارت مختار افغانی در لندن، وزارت تجارت وسفارت رسيد ومعاون هيئات صلح میسوری بود و چون عضو مهمترین هیئت های سیاسی افغانستان با نماینده گان کشورهای مختلف به مذاکره نشست . امير امان الله حصول استقلال افغانستان را شرط اول پادشاهی خود قرارداد و در یکی از بیانیه هایش گفت : " اول بر همه شمارعا پای صادقانه ملت نجیبه خود این را اعلان و بشارت میدهم که من تا ج سلطنت اسلامیه افغانیه را به نام استقلال و حاکمیت داخلی و خارجی افغانستان بسر نهاده ام " امیر امان الله با این شعار براریکه امارت تکیه کرد. اعضای " اخوان افغان " در هر جا که بودند اراده های مردم را بسیج کردند و در همان سال ۱۹۱۹ آتش جنگ بر ضد استعما و در تنگه خیبر شعله ور گردید. مناسبات دولتهای افغانستان و برتانیه قطع شد و در کابل نخستین مظاهره در تا ریخ کشور براه افتاد. شاگردان مکتب حبيبيه ومكاتب شهر با صف های وسیع دکانداران ، پیشه وران و دیگر اصناف مردم شهر بافر یادهای " مرده باد انگلیس" ، و " زنده باد افغانستان مستقل !" از جا ده بزرگ مراد خانی که در آن منز ل سفیر انگلیس قرار داشت گذشتند.

انگلیس ها دار عبدالرحمن سفیر افغانستان را از دهلی با سر افراد خانواده اش به پایگاه نظامی اشغالی د که انتقال دادند و تمام اسناد سفارت افغانی در دهلی و اوراق و اسناد نماینده گان افغا نستان را در پشاور ضبط کردند، مگر، افغانستان بعمل مشابه دست نزد انگلیس ها زیر فشار آتش آزادی خواهان باسفير نظر بند افغانی توسط قوماندانی خود درد که باب مذاکره را کشو دند دولت. افغانستان متار که را مشروطه به آنکه دولت برتانیه استقلال افغا نستان را به رسمیت بشناسد، پذیرفت و در اثر مکاتبه ها قرار بر آن شد که تا امضای معاهده رسمی باید سپاه افغانی بیست میل از سرحد کشور عقب بروند. با وصف مخالفت مليون جبهه ، و قوماندانهای محاذهای قندهارو،پکتیا این شرط عملی شد و متارکه به تاریخ سوم جون ۱۹۱۹اعلان گردید و بروز یکشنبه پانزده حمل (۲۰ مارچ ۱۹۲۰) محمود طرزی ناظر خارجه وقت به حيث رئیس صلح و عبدالهادی دا و ی مامور سرحدات به حيث معاون وغلام محمد خان ناظر تجارت و پیر محمد کرنیل ونر نجن داس و عبدالوهاب طرزی با سه چهار نفر دیگر عازم میسوری دیره دون هند شدند تا با نماینده گان برتانیه معاهده صلح را تنظیم و امضاء کنند. این دومین هیئت صلح .بود. هیئت نخستین بریاست سر دار علی احمد به راو لپندی فرستاده شد . رئیس هیئت بر تا نوی سر هملتن گرانت بود دانشمند محترم داوی در زنده گی نامه خود مینویسند که در آغا ز من هم عضو هیئت مذکور بودم ، اما بنابر مخالفت با نظر یا ت رئیس هیئت از عضویت استعفاء نمودم. در نتیجه مذاکرات نخستین متار که تثبیت شد. اما استقلال افغانستان را حکومت برتانیه بر سمیت نشناخت . تلاش های هیئت دومین نیزثمر نداد و تنها در سال دیگر هیئتی تحت ریاست سرهنری دا بس سکرتر خارجه هند به افغانستان آمد و بعد از مذاکرات نه ماهه معاهده ۱۹۲۱ امضا عشد که به اساس آن برتانیه افغانستان ر اکشور مستقل شناخت.

انگلیس ها دار عبدالرحمن سفیر افغانستان را از دهلی با سر افراد خانواده اش به پایگاه نظامی اشغالی دکه انتقال دادند و تمام اسناد سفارت افغانی در دهلی و اوراق و اسناد نماینده گان افغا نستان را در پشاور ضبط کردند، مگر، افغانستان بعمل مشابه دست نزد انگلیس ها زیر فشار آتش آزادی خواهان باسفير نظر بند افغانی توسط قوماندانی خود درد که باب مذاکره را کشودند دولت. افغانستان متار که را مشروطه به آنکه دولت برتانیه استقلال افغا نستان را به رسمیت بشناسد، پذیرفت و در اثر مکاتبه ها قرار بر آن شد که تا امضای معاهده رسمی باید سپاه افغانی بیست میل از سرحد کشور عقب بروند. با وصف مخالفت مليون جبهه ، و قوماندانهای محاذهای قندهارو،پکتیا این شرط عملی شد و متارکه به تاریخ سوم جون ۱۹۱۹ اعلان گردید و بروز یکشنبه پانزده حمل (۲۰مارچ ۱۹۲۰ ) محمود طرزی ناظر خارجه وقت به حيث رئیس صلح و عبدالهادی دا و ی مامور سرحدات به حيث معاون وغلام محمد خان ناظر تجارت و پیر محمد کرنیل ونر نجن داس و عبدالوهاب طرزی با سه چهار نفر دیگر عازم میسوری دیره دون هن دشدند تا با نماینده گان برتانیه معاهده صلح را تنظیم و امضاء کنند. این دومین هیئت صلح بود. هیئت نخستین بریاست سردارعلی احمد به راو لپندی فرستاده شد. رئیس هیئت بر تا نوی سر هملتن گرانت بود دانشمند محترم داوی در زنده گی نامه خود مینویسند که درآغا ز من هم عضو هیئت مذکور بودم ، اما بنابر مخالفت با نظریا ت رئیس هیئت ازعضویت استعفاء نمودم. درنتیجه مذاکرات نخستین متار که تثبیت شد. اما استقلال افغانستان را حکومت برتانیه بر سمیت نشناخت . تلاش های هیئت دومین نی زلمر نداد و تنها در سال دیگر هیئتی تحت ریاست سرهنری دا بس سکرتر خارجه هند به افغانستان آمد و بعد از مذاکرات نه ما هه معاهده ۱۹۲۱امضا عشد که به اساس آن برتانیه افغانستان ر اکشور مستقل شناخت.

مقارن این ایام دراروپا مسئاله کنفرانس صلح و تجزیه امپرا - طوری اسلامی عثمانی مطرح بود و در کشورهای مسلمان موضوع سرنوشت خلافت اسلامی ناآرامی های زیادی را در میان مردم به وجود آورده بود .

در گذشته گاهیکه، در جریان نخستین جنگ جهانی بنابر جنگ ترکیه و ایتالیه و ترکیه و بالقان سوال اتحاد کشورهای اسلامی در میان مسلمانان به گرمی مطرح بحث قرار داشت " اخوان افغان " و "سراج الاخبارافغانیه " نقش رهبری را به عهده داشتند و دراین دوره نیز افغانستان آزاد در سر صف مبارزه به خاطر منافع کشورهای مسلمان که اکثر ستم استعمار را می کشیدند با فشاری میکرد و بدینصورت طرف احترام همه کشورهای اسلامی قرار داشت امیر امان الله در مراسم نخستین سال روز وفات پدرش (۱۹دلو سال ۱۲۹۸ - ۱۹۲۰م) ضمن بیانیه یی گفت: " دول ارو پایی خواهند خلافت اسلام نباشد. هر چند امریکا رسما خود را از این میانه کشیده است و فرانس هم اظها راختلاف میکند. مایقین کرده نمی توانیم که دولت انگریز چنین اراده داشته باشد زیرا دوستی افغانستان را آرزو منداست و دوستی افغانستان هرگز در این صورت ممکن نیست جای خوشیست که هندوستانی ها تما ما به شدت بر مساله خلافت ایستاده اند ." 

و در اخیر امیر شعار داد که ! " امان الله برای دادن جان خود در راه اسلام همیشه حاضر است!

محکومت افغانستان برای پذیرش مهاجرین هندی نظامنامه یی در هشت فقره ترتیب نمود که بر اساس آن مهاجرین می بایست .حين ورود به افغانستان از سرحد تذکره تابعیت اخذ نمایند. برای مرد مجرد با لغ اعطای شش جریب زمین و برای ز ندار هشت جريب وعده داده شده بود که تا رسیدن محصول به فی نفر کبیر پنج سیر، پایینتر از سن بلوغ به فی نفر سه سیر آرد جیره داده میشد ووقت رسیدن حاصل جيره مذكور قطع میگردید . زمین های مهاجرین تاسه سال از مالیه معاف بود هندوان مها جر هرگاه میخواستند شامل کارهای سیا سی شوند می بایست از حکومت افغانستان دستور بگیرند و آنان حق داشتند مانند دیگر اتباع افغا نستان به ملازمت دولت بپردازند تا ماه جولای ۱۹۲۰ سرطان ۱۲۹۹- ۱۷۱ نفر مهاجر وارد کابل گردیدند و شماره سی وشش سال اول امان افغان از ورود چهل هزار مهاجر به کابل خبرمی دهد. جبل السراج نخستین اقامت گاه مهاجرین تعیین شده بود در سال های بعد از ۱۹۱۹ چندین پیمان بین کشورهای اتحاد شوروی ، ترکیه، افغانستان و ایران انعقاد یافت و بد ینصورت شبکه یی از پیمانها در خاورمیانه بوجود آمد که وضع تمام این کشور ها را استوار تر ساخت.

 پیمان ترکیه و افغانستان ۱۹ فبروری ۱۹۲۱

شوروی وتر کیه ۱۷ دسمبر ۱۹۲۵

ترکیه و ایران ۲۲ اپریل ۱۹۶۲

شوروی و افغانستان ۳۱ اگست ۱۹۲۶

شوروی و ایران  اول اکتوبر  ۱۹۲۷

ایران و افغانستان ۲۸ نومبر ۱۹۷۲

و علاوه بران حکومت امانی باسویس ، مصر و فنلیند و جمهوریت لیتوانی نیز روابط دوستی برقرار نمود و بنا بران با اطمینان بیشتر بر نامه اصلاحات داخلی را به میدان عمل کشیده نخستین قانون اساسی را ساخت تشکیلات اداری را اصلاح کرد و به تدوین نظامنامه ها اقدام نمود. طرحهای قانون را شورا ی دولت تدقیق میکرد و از طریق مجلس وزراء به صحه شاه میرساند و علاوه بران رسیده گی به بودجه دولت و مقاولات و معاهدات با کشورهای خارج نیز از وظایف شورای دولت بوده ،شورای دولت عبارت از همان مجلس اعیان زمان امیر حبیب الله بود که بعد

دارالشوری نامیده میشد و پس در سال ۱۹۱۹ با تعویض نام مجلس شورای خاص نامیده شد و بعد از ان بنام شورای دولت گردید. شورای دولت شامل اعضای انتصابی دولت مسمى و اعضای انتخابی ملت به تناسب مساوی بود. در سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) شورای دولت به شورای ملی تبدیل شد و برای انتخا با ت و کلای شورای ملی قانون انتخابات وضع شد که در سومین لو یه جرگه توسط غلام صدیق سر منشی به حضور و کلاقرائت شد . در ولایات و حکومت های درجه اول ، دوم و سوم و علاقداری ها نیز مجالس مشوره متشکل از اعضای طبیعی ( مامورین دولت) و اعضای برگزیده ملت به تعداد مساوی وجود داشت وظيفه واختيارات شورای دولت و مجالس مشوره و لایات توسط مواد سی و نه تا چهل و نه قانون اساسی و" نظامنامه تشکیلات اساسیه " مشخص شده بود . در آغاز این دوره دهسا له به تنظیم قوای اجرائیه توجه زیادی شد. دوایر نظارت وزارت خانه ها به این تفصیل بوجود آمد :

۱- دائره نظارت عدلیه، ناظر، عدلیه محمد ابراهیم و مقرآن عین العمارت بود وظائف نظارت عدلیه چنین تعیین شده بود : "همه دعوا هائیکه به محاکمات یعنی دعوای زن گرفتن وزن دادن متعلق باشد وهمه دعواهاییکه به ملک و مال قرض گرفتن و خرید و فروش و امثال آن متعلق باشند در این دائره مطلق به احکام شرع شريف فيصله میشود ".

۲- دائره نظارت حربیه، ناظر حربیه صالح محمد سپهسالاردرجه اول ، مقرآن قصر قومی باغ بود و همه امور نظامی به آن نظار تتعلق

داشت.

۳- دائره نظارت خارجه که ناظر آن محمود بیک طرزی و مقرآن بيت الشورى بود.

۴- دائره نظارت معارف ، ناظر آن عبدالحبیب و مقرآن شهر آرا ء بود.

۵- دائره نظارت ،مالیه نا ظرآ ن میرزا محمود نائب سالار ملکی

و مقرآن با غ مهمانخانه بود.

۶- دائره نظارت تجارت ناظر، غلام محمد و مقرآن با غ مهمانخانه بود.

۷- دائره نظارت نقليات - ناظر آن عبد القادر ومقر آن اصطبل عامره بود.

۸- دائره نظارت زراعت ناظر علیجان و مقرآن محکمه سابقه مراد خانی بود.

۹- دائره صدارت عظمی - این دائره مرجع همه دوائر بدون دائره نظارت حربیه بود که نظارت ها اموری را که از صلاحیت شان بالاتر بود به اتفاق صدر اعظم به حضورشاه پیش میکردند و عهده صدارت به سردار عبدالقدوس اعتماد الدو له سپرده شده بود . دراعتمادالدوله سالهای بعد اساساً وظیفه صدراعظم را نیز خود شاه ایفا عمی کرد. در ماه میزان سال ۱۹۲۸ شاه در محفل بزرگی که در آن ما مورین لشکری و کشوری و شاگردان مکاتب دعوت شده بودند ، از مسافرت خود در اروپا گزارش مفصلی ایراد کرد و مرامهای خود را دربارۀ آتیه مملکت تو ضیع نمود این توضیحات چهار روز ادامه یافت . در روز چهارم حين صحبت بر موضوع صدارت اعلام داشت که برای وظیفه صدارت اصلا شیر احمد خان رئیس شوری در نظر گرفته شده بود اما بنابه عشقیکه به خدمت وطن داشت خود عهده دار وظیفه صدارت نیز گردید. دیگران پذیرفتند اما عبدالرحمان افغان مدير گمرک کابل آنرا تائید نکرد و گفت: امیر که خود را پادشاه انقلابی مینامد بهتر است در کار تشکیل اداره نیز انقلابی بیاورد و رئيس الوزراء را تعیین نماید. اما شاه نپذیرفت و دیگر حاضرین نیز از اراده شاه پیروی کرد ند .امیر روز چهار شنبه ۱۸جوزای سال ۱۳۰۰(۱۹۲۱) در مراسم روز اول عید در قصر سلطنتی ، دو دو نسخه از نظامنا مه اساسیه تشکیل دولتی " و " نظامنامه تقسیم ولایات " را که "بامداد فکر رسا و مساعی جمیله خویش برای رفاه رعایای صداقت کیشی ذات شاهانه خودساخته و طبع فرموده بود به وزراء و سفرا اهداء کرد. مطابق " " "نظامنامه تقسیم ولایات " افغانستان تقسیم می شد به ولایات حكومتها أعلى، حكومتهای کلان و درجه يک درجه دوم و در جه سوم و علاقداری ها و دهکده ها . ولایات پنجگانه افغا نستان عبارت بود از کابل ، قندهار هرات ، ترکستان وولایت قطغن و بدخشان درهمان روز عید به مناسبت چاپ و توزیع نظامنامه ها امیر سخنرانی گرم و پر از صمیمیت و تکاندهنده یی ایراد کرد و گفت : در سابق هرگاه حاکمی را میپرسیدی که چرا فلان کاری را کرده است . پاسخ میداد که به خیالم چنین گذشته و باز خواست شده نمی توانست زیرا دستور العملى وجود نداشت اما حالا هیچ کار دار تا سپهسالار صاحب که الحمد الله امروز بسیار صاحب اعتبار است يک شخص را بدون يک محاكمه وحكم نظامنامه يک چوب زده و یا يک ساعت حبس کرده نمیتواند حتی خود من بدون يک محاكمه يک چوب نخواهم زد و يک ساعت حبس نخواهم کرد همه شما حرهستید آزاد هستید. بقاعده شریعت رفتار کرده مطابق امر الهی آزادانه زنده گی کنید .

برای تنظیم قوه قضائیه دو جلد كتاب " تمسک القضات اما نيه " تدوین شد و نظا منامه های مربوط قضاوت و محاكم اختيارات قضات استفاده جو و خود سر را محدود ساخت.امان افغان مینویسد که :

" این تحدد اختیا را ت قضات و جلوگیری آنان از فعال مایشائی هگنامه یی در دماغهای آنان تولید نموده بعضی ملانماها را تحريک نمودند که تعیین جزا قبل از وقوع وتعزير بالمال که در نظامنا مه جزایی عمومی درج است خلاف شرع است. این تحريک تدريجاً کسب وسعت نموده و همان بود که درسنه ۱۳۰۲ غایله سمت جنوبی را سبب گردید. و     درموقعیکه لویه جرگه دو و در موقعیکه لویه جرگه دوم (سال ۱۳۰۳) انعقاد یافت ملانماها فرصت یافته بالغای تعیین جز او تعزير بالمال و عفو

مجرم با ظهور آثار تو به و صلاح از او رای دادند ، ورای شان در که جرگه صورت اکثریت یافت چونکه اعضای جرگه دو اکثریت م عموما واكثرا مرکب از مفت خوران و متسلطين و متنفذین اعنی ... بود که نوعاً طالب اقتدار وقوة ظلم اند...." و چون حکومت دریافت که از راه استدلال نمیشود و کلا را قانع ساخت تقاضاها را پذیرفت اما به زودی نا امنی و مظالم در سراسر کشور تا آنجا رسید که در جرگه سمت جنوبی تعیین جزاء وادخال بالمال در نظامنامه جزاء را مردم پذیرفتند و همان بود که در لویه جرگه سوم ( سال ۱۳۰۷) تمام مواد لغو شده به شمول آن دو ماده مورد تایید اکثر وکلا قرار گرفت و تصویب شد . و این تصویب باززنگ خطری بود برای قضات خود سرو همان بود که ملا عبدالرحمان بیگ توتی رئیس محکمه تمیز همراه پیر خود محمد صادق (حضرت شور بازار با چند نفر از خانواده خود به سمت جنوبی رفته و آنجا بنام دفاع از دین به فته انگیزی آغا کرد ند . در زمستان سال۱۳۰۱ نخستین لویه جرگه در جلال آباد دایر شدونخستین قانون اساسی افغانستان (نظا منا مه اساسی دو لت عليه افغانستان " در مجلس قرائت گردید و هشتصد و هفتاد و دو نفر نماینده مجلس آنرا تایید و امضاء نمودند. نظا منامه مذکور بعدا در سال ۱۳۰۳در دومین لویه جرگه منعقدۀ پغمان نیز قرائت شد. و بدون تغيير و تعدیل تصویب شد .قانون اساسی امانی تقاضای مشروطه خواهان را بر آورده نمی ساخت. آنان میخواستند که کابینه نزد مجلس شورای ملی مسوول باشد حا لانکه مادۀ بیست و پنج قانون اساسی حکم میکرد که در افغانستان وظیفه اداره حکو مت مفوض است به هیئات وزراء وادارۀ مستقله در حین اجتماع هيئات وزراء ریاست مجلس را ذات ملوکانه ایفا ء مينمايند ..." به این صورت هيئات وزراء عملا تحت ریاست شخص شاه کار می کرد و شاه طبق ماده (۶) قانون اساسی از مسوولیت بری بود باوصف آنکه در قانون اساسی امانی آزادی فردی ماده (۹) و مصونیت آن از هر گونه تعرض ماده (۱۰) و ماده (۱۶) و مصونیت مسکن ماده (۲۰) وغيره وعده داده شده بود شماری از مشروطه خواهان به آن با نا امیدی می نگریستند. کاکاسید احمد مبارز آتشین راه مشروطیت به رفقایش میگفت :

" طرز حکومتی را که ما و شما میخواستیم نشد. پس بیایید که حکو مت جمهوری را پیش بیندازیم ." قانون اساسی و شیوه حکومت اعلیحضرت امان الله در صفوف (اخوان افغان ) انشعاب آورد و سازمان بدو بخش تقسیم شد گروهی طرفدار یک پروگرام معتدل عصر ی و بزعم خودشان برابر با اوضاع آن روز افغانستان بودند که از جمله این اشخاص را میتوان نام برد :

۱ - میر سید قاسم (رئیس)

۲- عبدالحسین پریشان داوی

۳-عبدالحسین عزیز 

۴- عبدالجبار

۵- فتح محمد

۶- سید هاشم برادر میرسید قاسم

۷- سید غلام حیدر پسر محمد سرور مشهور به شاه پاچا.

۸- غلام محی الدین افغان

۹- محمد ابراهیم چنداو لی

۱۰- مولوی صالح محمد

۱۱- محمد سعید قندهاری

۱۲- محب بوت دوز کابل 

۱۳- حاجی عبدالعزیز (لنگر زمین

۱۴- فقير محمد پنجشیری

۱۵- غلا م رضا رحمت مشهور به ترجمان

۱۶- غلام حیدر رحمانی

۱۷- محمد بشیر ایوبی

۱۸ - فيض محمد ناصری

گروه دیگر هر چند ظاهراً شاهی مشروطه را تائید میکردند و لی در خفا طرفدار جمهوریت بودند و بعضی از آنان نظام شاهی را بر ضد منافع اکثریت مردم میشناختند و اما برای کرسی ریاست جمهوری به عقیده شان جز شخص امان الله شخصیت شایسته یافته نمی شد . در جمله اعضای این گروه با این نامها بر میخوریم :

۱- عبد الرحمان لودين

۲- میرغلام محمد غبار

۳- تاج محمد پغمانی

۴- محمد انور بسمل

۵- میرزا محمد سعید قندهاری

۶- حافظ عبدالقيوم

۷- غلام محی الدین شیر آرتی

۸- سعدالدین

۹- میرزا نوراحمد کابلی

۱۰- فيض محمد باروت سازماشین خانه

۱۱ - میرزا محمد اسمعیل 

۱۲- غلام جیلانی اعظمی

۱۳-عبد اللطیف کند کمشر 

۱۴- سلطان محمد ( هندو مسلمان)

۱۵- ميرزا عبدالرحمان کابلی

این اختلافات میان دو سکتر (اخوان افغان) وقتی شدید شد که شورشهای داخلی او ضاع مملکت را نا آرام ساخته بود و مشروطه خواهان هرگز فرصت نیافتند گامی بسوی حل اختلافات بردارند امیر امان الله در سالهای اخیر پادشاهی به تشکیل حزبی معتقد شده بود که از نوعی مساوات اقتصادی با حفظ اصول اسلامی در مملکت طرفداری کند. و در روز چهارم ارائه گزارش مسافرت خویش در اروپا و بیان مرامهای خود درباره آینده امور مملکت آرزوی خویش را در بارهٔ تشکیل حزب چنین بیان کرد: " برای پیشبرد امور مملکت بهترین وسیله اساسی این است که اشخاصیکه مملکت را اداره میکنند بلکه سایر افراد ملت با هم هما هنگ باشند. و این مسئاله زمانی صورت میگیرد که وحدت فرقه یی بین عموم افراد مملکت پیدا شود لهذا باید که فرقه متحد بروی کار آید ...." و بعد امیر ضمن توضیحات گفت که مردم ما حین مریضی ها پنجه آهنین را بر سینه می آویزند و این همان پنجه جوگیست که هندوها آنرا تقدیس میکنند واساس آن در فرهنگ ما وجود: ندارد به جای پنجه جوگی باید به اصول اسلامی توجه کرد. دین مقدس اسلام انحصار سرمایه را به چند نفر نمیخواهد. دین ما طر فدار توزیع سرمایه به شکل عادلانه آن است و خیرات وصدقات وزکوه تنها این معنی را دارد که سرمایه تقسیم شود ویکی سیر ودیگری گرسنه نماند و در اخیر گفت : ... " نظامنامه این فرقه پیش شماست اما عرض میکنم که ممکن است این فرقه وسعت پیدا کند و با این نظامنامه اکتفاء نشود. البته وقتی که حزب تشکیل شد در این قانون تغییرات رونما خواهد شد و روز تشکیل حزب در آینده اعلان خواهد شد ." و امیر در سخنرانی خود حزب مذکور را ( حزب استقلال وترقى ) نامید.