124

بررسی ریشه و نام زبان دری

از کتاب: گردآورده های ۱
05 September 2026

کدام درست است: دری، فارسی دری، فارسی؟


پاسخ مختصر

نام اصلی و تأریخی این زبان«دری» است. این زبان در خراسان و ماوراءالنهر (افغانستان امروزی و بخشهائی از آسیای مرکزی) از تلفیق زبانهای بلخی، تخاری و سغدی با عربی شکل گرفت و سپس به فارس و سایر مناطق ایران امروزی گسترش یافت . اما اینکه چرا به «فارسی» شهرت یافت، پرسشی است که پاسخ آن در سه نظریهٔ اصلی خلاصه میشود.


نظریهٔ اول: نام گذاری توسط اعراب

دیدگاه استاد محمد محمدی ملایری و استاد عبدالحی حبیبی

بر اساس این نظریه، اعراب تمام مناطق «عجم» (غیرعرب) در شرق را به «فارس» نسبت میدادند و به همین دلیل، زبان اهالی این مناطق را «فارسی» نامیدند. این نام گذاری، یک برچسپ بیرونی (برون نام) بود که از سوی اعراب بر زبان مردم خراسان و ماوراءالنهر نهاده شد .

از نظر تأریخی، این دیدگاه با شواهد زیر تأیید میشود:

    • منابع عربی قرن چهارم هجری (مانند آثار ابن مقفع و مقدسی) نخستین بار از لفظ «دری» به عنوان زبان یاد کرده اند .

    • در همان منابع، اشاره شده است که «دری» زبان دربار و شهرهای خراسان و ماوراءالنهر بوده است .

مزیت این نظریه: با واقعیت تأریخی همخوانی دارد که اعراب به همهٔ غیرعربها در عجم «فارس» میگفتند و زبان آنها را «فارسی» مینامیدند، حتی اگر خود مردم خراسان زبان خود را «دری» مینامیدند.


نظریهٔ دوم: نسبت به فارس به عنوان مرکز ساسانیان

دیدگاه استاد محمد محمدی ملایری

بر اساس این نظریه، اهالی خراسان زبان خود را «فارسی» معرفی کردند، زیرا زبان اداری و دیوانی ساسانیان به عنوان یک زبان معیار در سراسر امپراتوری رواج داشت و فارس مرکز این امپراتوری بود. بنابراین، مردم خراسان زبان خود را که صورت تکامل یافتهٔ همان زبان بود، به نام مرکز آن (فارس) نامیدند .

مزیت این نظریه: با این واقعیت همخوانی دارد که زبان پهلوی ساسانی (پارسیک) زبان رسمی و اداری امپراتوری بود و در خراسان نیز رواج داشت.

نقد وارد بر این نظریه: تحقیقات زبانشناسی تطبیقی نشان میدهد که رابطهٔ فارسی دری با زبان پهلوی اشکانی (پارتی/پهلوانی) بسیار نزدیک تر است تا با پهلوی ساسانی (پارسیک) . بنابراین، نسبت دادن مستقیم زبان دری به فارس، از لحاظ زبانشناسی دقیق نیست.


نظریهٔ سوم: تغییر تلفظ «پارتی» به «پارسی» و «فارسی»

دیدگاه استاد محمدحسین یمین

بر اساس این نظریه، نام «فارسی» از تغییر تلفظ «پارتی» به «پارثی» و سپس به «پارسی» و بالاخره «فارسی» به وجود آمده است.

استاد یمین معتقد است که:

    • زبان فارسی دری ادامهٔ پهلوی اشکانی (پارتی) است، نه پهلوی ساسانی.

    • این زبان با مهاجرت پارتیها به شرق، به خراسان و ماوراءالنهر منتقل شد.

    • نام «پارتی» به مرور به «پارسی» و سپس به «فارسی» تبدیل شده است.

مزیت این نظریه: با یافته های زبانشناسی تطبیقی همخوانی دارد که نشان میدهد فارسی دری به پهلوی اشکانی نزدیک تر است تا پهلوی ساسانی .

نقد وارد بر این نظریه: این نظریه فرض میکند که مهاجرت گسترده ای از پارت به خراسان صورت گرفته است، اما مدارک تأریخی برای چنین مهاجرت گسترده ای وجود ندارد. همچنین، تغییر آوائی «پارتی» به «پارسی» نیازمند تبیین زبان شناختی دقیق تری است.


نظریهٔ چهارم: نام «دری» به معنی «درباری»

دیدگاه جمعی از محققان (ابوالفرج، مقدسی، شمس قیس رازی، ذبیح الله صفا)

بر اساس این نظریه، «دری» از کلمهٔ «در» و «دربار» گرفته شده است و به زبانی اشاره دارد که در دربار پادشاهان و دولتها به عنوان زبان معیار، رسمی و ادبی رواج داشته است .

مزیت این نظریه: با کاربرد تأریخی «دری» در منابع قرن چهارم و پنجم هجری همخوانی دارد و نشان میدهد که «دری» در اصل یک گونهٔ ادبی و معیار از زبان بوده است، نه یک زبان جداگانه .


نظریهٔ پنجم: «دری» برگرفته از «دره»

دیدگاه برخی محققان (نگهت سعیدی، مؤلف فرهنگ نظام)

بر اساس این نظریه، «دری» به «دره» نسبت داده میشود و به زبان مردمان کوه پایه های بلخ، بدخشان، مرو و بخارا اشاره دارد . برخی نیز «دری» را منسوب به «دره» (به معنای دره و کوهستان) دانسته اند و آنرا زبان ساکنان مناطق کوهستانی خراسان بزرگ معرفی کرده اند.

نقد: این نظریه کمتر مورد پذیرش قرار گرفته و بیشتر جنبهٔ حدسی دارد.


نظریهٔ ششم: «دری» برگرفته از «تخاری» (دهاری)

دیدگاه ملک الشعرا بهار، واصف باختری، و برخی زبان شناسان اروپائی (کرسینین، هیننگ)

بر اساس این نظریه، واژهٔ «دری» از «دهاری» (تخاری) گرفته شده است . «دهار» نام سرزمینی بوده که امروز به «تخار» معروف است. زبان «دهاری» بر اثر قانون فونتیکی به «دهری» و سرانجام به «دری» تبدیل شده است .

مزیت این نظریه: با یافته های زبانشناسی تطبیقی همخوانی دارد و نشان میدهد که زبان دری یکی از زبانهای شرقی ایران باستان بوده است. همچنین با این واقعیت همخوانی دارد که زبان دری در خراسان و ماوراءالنهر شکل گرفته است .


تحلیل نهائی جمع بندی یافته ها

تحقیقات زبانشناسی و تأریخی به  در مورد نام زبان دری مواردزیر اشاره دارند:



نظریهطرفداران اصلینقاط قوتنقاط ضعف
نامگذاری توسط اعراباستاد ملایری، استاد حبیبیهمخوانی با منابع تأریخی عربیتوضیح نمیدهد چرا خود مردم خراسان زبان خود را «فارسی» نمینامیدند
نسبت به فارس ساسانیاستاد ملایریهمخوانی با واقعیت امپراتوری ساسانیاز نظر زبانشناسی، دری به پهلوی اشکانی نزدیک تر است تا ساسانی 
تغییر تلفظ پارتیاستاد یمینهمخوانی با یافته های زبانشناسینیازمند اثبات مهاجرت گسترده از پارت به خراسان
«دری» به معنی درباریابوالفرج، مقدسی، صفاپشتیبانی از منابع کهن«دربار» کدام دربار؟ نامشخص است
«دری» برگرفته از «دره»گروهی از محققان-کمتر مورد پذیرش قرار گرفته
«دری» برگرفته از «تخاری»ملک الشعرا بهار، واصف باختری همخوانی با زبانشناسی و جغرافیای تأریخینیازمند شواهد بیشتر


پاسخ به پرسشها

۱. «اگر این موضوع حقیقت تأریخی است چرا به نام فارسی شهرت یافته است؟»

به دلیل سه عامل اصلی:

    • برچسپ عربی: اعراب به همهٔ غیرعربهای شرق «فارس» میگفتند و زبان آنها را «فارسی» مینامیدند .

    • ادامهٔ سنت ساسانی: زبان اداری ساسانیان «پارسیک» (پهلوی) نام داشت و زبان دری ادامهٔ آن به شمار میرفت .

    • شهرت ادبی: پس از ظهور شعرای بزرگ خراسان (رودکی، فردوسی و...)، این زبان به عنوان «فارسی» در سراسر جهان اسلام شناخته شد و خود فردوسی نیز در شاهنامه از آن به عنوان «پارسی» یاد کرده است .

۲. «جهانگردان و نویسنده گان اولیه عرب در این مورد چه گفته اند؟»

    • ابوالفرج (ابن ندیم) در الفهرست: اشاره کرده که «دری» زبان دربار و شهرهای مدائن بوده است .

    • مقدسی در احسن التقاسیم: «دری» را گویش صاحب منصبان بخارا دانسته است .

    • ابن حوقل: از «پارسی دری» به عنوان زبان رایج خراسان یاد کرده است .

    • یاقوت حموی: اشاراتی به واژهٔ «دری» و کاربرد آن دارد .

    • ابوریحان بیرونی در التفهیم: به صراحت گفته است: «لغت پارسی دری است، و آن زبان شهرهای مرو و بلخ و بخارا و بدخشان و هرات و...» .

۳. جهانگردان اولیه عرب قبل از حمله به فارس و بعد از حمله چه گفته اند؟

پس از حمله اعراب به فارس، ارتباط با خراسان بیشتر شد و در قرن چهارم هجری، اصطلاح «دری» به عنوان نام زبان خراسان و ماوراءالنهر در منابع عربی ظاهر شد . جهانگردانی مانند ابن بطوطه (قرن هشتم هجری) نیز به گسترش زبان فارسی در سراسر جهان اسلام اشاره کرده اند .

۴. «استادان معاصر ایرانی در این مورد چه گفته اند؟»

    • استاد محمد محمدی ملایری (۱۳۹۰-۱۲۹۰ شمسی): معتقد بود که زبان دری از تلفیق زبانهای محلی خراسان با عربی به وجود آمده و اعراب آنرا «فارسی» نامیده اند .

    • استاد محمدحسین یمین (۱۴۰۰-۱۳۱۵ شمسی): بر این باور بود که زبان فارسی دری ادامهٔ زبان پهلوی اشکانی (پارتی) است و نام «پارسی» از تغییر تلفظ «پارتی» به وجود آمده است .


نتیجه گیری

نام اصلی و تأریخی این زبان، «پارسی دری» یا به اختصار «دری» است . این زبان در خراسان و ماوراءالنهر شکل گرفته و سپس به فارس و سایر مناطق گسترش یافته است. اینکه چرا به «فارسی» شهرت یافته، ناشی از برچسپ گذاری اعراب، ادامهٔ سنت ساسانی و شهرت ادبی این زبان در جهان اسلام بوده است.

بر اساس تحقیقات زبانشناسی و تأریخی، ترکیب زبان دری چنین است:

    • سهم غالب: پهلوی اشکانی (پارتی) و زبان کوشانی (زبان مادر) 

    • سهم دیگر: بلخی، تخاری، سغدی، خوارزمی و عربی 

    • خاستگاه اصلی: خراسان و ماوراءالنهر (افغانستان امروزی) 

واقعیت تأریخی این است که: زبان دری زبانی ترکیبی (تحلیلی) است که با آمیزش از زبانهای کهن و میانه (اوستائی، پارتی، کوشانی، پهلوی ساسانی، سغدی و خوارزمی) به وجود آمده و سهم پهلوی اشکانی و کوشانی در آن بیشتر از سایر زبانهاست .