در باره نویسنده این رساله
داکتر محمد حسن کاکړ که در قریه دیوه (یاپلوته) ولایت لغمان متولد گردیده است ، تحصیلات ابتدائی و ثانوی را در لیسه های لغمان ، کندهار (احمد شاه بابا)، دارالمعلمین و غازی در کابل باخبر رسانید و در 1957 از شعبه تأریخ و جغرافیه پوهنځی ادبیات بحیث لیسانس فارغ گردید. بعد از آنکه مدتی در پشتو تولڼه بحیث عضو و مدیر مجله کابل ایفای وظیفه نمود از طرف وزارت معارف برای تحصیلات عالیتری به انگلستان اعزام شد وی در پوهنتون لندن اول برای چهار سال کورسهای تأریخ اروپای معاصر و شرق میانه ( از ظهور اسلام ببعد ) را تعقیب نمود و سپس به تحقیق در تأریخ افغانستان در دوره امیر عبدالرحمان خان پرداخت و شهادتنامه ام.فل (ایم فیل ) را که قرار مقررات پوهنتون لندن معادل داکتر بوده و پوهنتون کابل آنرا بحیث فوق ماستری شناخت، حاصل نمود.
موصوف بعد از عودت به وطن یک دوره تدریس را در پوهنځی ادبیات گذشتاند و سپس تحت پروگرام فولبرایت برای تحقیقات بیشتری به ایالات متحده امریکا رفت و در آنجا در پوهنتونهای پرنستن وهارورد در تأریخ افغانستان به تحقیق پرداخت و اثری بنام افغانستان در دوره امارت امیر عبدالرحمان خان انشاء نمود. همین اثر در 1975 در پوهنتون لندن بحیث تیسس داکتری پذیرفته شد. بعد بر این اثر تجدید نظر کلی بعمل آمد و قرار است پوهنتون تکساس امریکا انرا در بهار سال آینده طبع و نشر نماید. داکتر کاکړ در 1976 به وطن مراجعت کرد و وظیفه تدریس را در پوهنځی ادبیات از سر آغاز نمود موصوف در عین حال آمر دیپارتمنت تأریخ هم میباشد.
داکتر کاکړ در افغانستان اتحاد شوروی ، دنمارک و امریکا در سیمینار و کنفرانسهای علمی بین المللی اشتراک نموده در مطبوعات و مجلات اختصاصی وطن و خارج مقالات زیادی بچاپ رسانیده و یک تعداد کتب ترجمه نموده است. داکتر کاکړ متاهل است ، سه دختر و دو پسر دارد.
اهداء
به همسر عزیزم مریم و دخترها و پسرهای ارجمندم پلوشه ،وژمه، کاوون، خوزه، و سباون.
پیشگفتار
رسالۀ که جلو خواننده محترم قرار دارد نتیجه مطالعات من در تأریخ افغانستان میباشد. در قسمت اول آن کوشیده ام کلمات افغان، افغانستان و سایر نامها را که به هویت تأریخی افغانان ارتباط دارد بطور مختصر شرح نمایم. هر چند یک تعداد مقالات مطبوع در باره بعضی از این موضوعات بصورت متفرق نشر شده است مگر این موضوعات تاکنون باین تفصیل در یک مجموعه علیحده در قرینه تأریخی مطالعه نشده بود.
قسمت دوم رساله کاملا تأریخی است. در این بخش تا جائیکه منابع تأریخی اجازه داده است، از نیمه دوم قرن پانزدهم باینطرف آن جهت فعالیتهای متشکل افانها (بمفهوم خاص) در تأریخ مطالعه شده است که آنها برای تنظیم حیات سیاسی و تشکیل دولت در دیگر کشورها و افغانستان از خود ابراز نموده اند. چون پیش از قرن پانزدهم هم نامهای افغانستان وروه بمفهوم سیاسی (طوریکه در بخش اول مطالعه شده است ) وجود داشت از آن چنان استنباط میگردد که افغانان در ان وقت کدام نظم واحد سیاسی هر چند که بشکل ابتدائی بوده باشد، از خود داشتند. این کار انتروپولوجستها است که از مطالعه موسسات موجود سیاسی افغانان بالای این موضوع مهم روشنی بیاندازند.
بهر حال چون در این بخش رساله منابع کتبی خیلی زیاد است اصل انتخاب بصورت بسیار ضیق مراعات گردیده و بجای شرح وقایع به اظهار کلیات اکتفا شده است بجز وقتیکه افغانان در دهه سوم قرن هژدهم با اهل فارس و لشکرهای ترکیه عثمانی مقابله مینمودند از تذکار کوششات حکمرانان افغان برای استقرار و استحکام امپراتوری در هند در نیمه دوم قرن هژدهم خود داری شده است. مگر وقتی از تنظیم دولت در داخل افغانستان معاصر سخن رانده میشود
از تذکار جنگها خود داری شده نمیتواند. در این دوره اکثرا چنان واقع شده که تنظیم و یا تنظیم مجدد دولت و همچنان تجزیه و یا تضعیف آن نتیجه مستقیم موثرات و مداخلات خارج بوده است بنابرآن در این بخش تا استحکام یک دولت قوی باساس اصل مرکزیه در دوره امیر عبدالرحمان خان تمام موثرات و عوامل خارجی و داخلی و همچنان کوششات و ابداعات شخصی حکمرانان افغان در تنظیم و استحکام دولت عصری بصورت مختصر درنظر گرفته شده است. این اولین کوشش از نوع خود در تأریخ افغانستان بوده امید است سایر متتبعان را در زمینه به تحقیقات بیشتری تحریک کرده بتواند.
این اثر در زمستان 1355 تهیه شد و در بهار سال دیگر برای نشر آماده گردیده مگر تا روی کار آمدن نظام نوین دموکراتیک از نشر باز مانده بوده. چون در رژیم مستبد سر دار داود علم و فرهنگ در خدمت آن استخدام میشد، متتبعان اکادمیک مثل نویسنده گان و هنر مندان مجبور میگردیدند آثار خود را بر روی این سیاست عیار کنند این رساله با آنکه برای رفع یک ضرورت مبرم تهیه شده بود و سه تن از استادان پوهنځی ادبیات نشر آنرا طی نامه های علیحده اکیدا سفارش کرده بودند برای یک سال تمام در زیر ضربات سیاست ضد فرهنگی و علمی داؤدی قرار گرفت. دراینقدر مدت بعضی از مشاورین عالم نمای مربوط این سیاست فرمایشات دادند و هدایات حاکمانه صادر کردند. رسما فشار آورده شد که من در این اثر از سیاست فوق پیروی نمایم ولی من بهتر دانستم این اثر هیچ نشر نشود، نه اینکه چیزهای دران بگنجانم که در نظر من حقیقت نداشت و ایه آنها استخدام علم برای پروپاگند و پیشبرد اغراض شخصی بود.
جای بسیار خوشی است که انقلاب شکوهمند 7ثور 1357 با سرنگون ساختن رژیم مستبد داؤدی سیاست ضد کولتوری و ضد علمی آنرا هم از بین برد و راه را برای غنی ساختن کلتور افغانستان و پیشبرد تحقیقات علمی در یک فضای آزاد و دموکراتیک هموار نمود اینک من این اثر مختصر خود را بدون آنکه آنرا تغیر داده باشم در این فضای جدید و پر از امید به علاقمندان تأریخ افغانستان پیش میکنم و در عین حال از ذوات محترم مخصوصا پوهنوال حسن ضمیر صافی. رئیس پوهنځی ادبیات و علوم بشری که نسبت بان علاقمندی زیاد نشان داده اند و در طبع و نشر ان کمک کرده اند اظهار سپاسگزاری مینمایم.
حسن کاکړ