افغانستان

از کتاب: افغان و افغانستان ۱۹۷۸ ، فصل اول
عموما چنین فکر میشود که افغانستان یک نام جدید است و برای بار اول در عهد احمد شاه درانی رواج پیدا کرده است بعضی از نویسنده گان هم چنین پنداشته اند.
شاغلی کهزاد مینویسند: «افغانستان یک نام تازه و بسیار جدید است»و «از 150 سال تجاوز نمیکند» (13) مگر این درست نیست تا جائیکه معلوم گردیده کلمه افغانستان بمفهوم سیاسی آن بحیث نام یک منطقه اول از طرف مؤرخ سیف هروی در ربع اول قرن چهاردهم عیسوی در اثری بنام تأریخ نامه هرات قید شده است. سیفی این اثر را در سالهای بین 1318و1322تقویم مشترک و یا 718و722 هجری قمری نوشته است.

او در این اثر نام افغانستان را در پهلوی نامهای خراسان ترکستان و شبرغان 34 مرتبه ذکر میکند.(14) چنین معلوم میشود که افغانستان بعد از تهاجمات چنگیز خان (1205-1227) تحت تسلط کدام قدرت خارجی قرار نداشت و امرای محلی بران حاکمیت داشتند که مهمترین آنها حاکمی بود که مرکز او مستونگ (کویته امروزی) بود ولی تمام این امرای افغانستان در دوره حکومت کرتهای هرات (1245- 1381) تاج خراسان ساخته شدند. بهر حال، در تمام این دوره سرزمین افغانستان بصورت عمومی عبارت از مناطقی بین غزنی و دریای سند بود بعبارت دیگر مناطق کوهستانی و هموار سلسله کوهای سلیمان واقع بین کابل و دریای سند بنام افغانستان یاد میشد و این همان منطقه است که افغانان (پشتونها) در آن در طول تقریبا دو هزار سال پیش از آن (تا جائیکه در تأریخ قید شد و بعد بران بحث میشود) زنده گی داشتند. مؤرخان بعد از سیفی هروی هم افغانستان را کم و بیش با عین حدود ذکر کرده اند. مؤرخان بعد از سیفی هروی هم افغانستان را کم و بیش با عین حدود ذکر کرده اند . در قرن شانزدهم تقویم مشترک زمچی اسفزاری نوشت که محله خداپنده الجایتو (1304-1317) امرکرده که (کشور هرات با ولایات آن از دریای امو تا شرقی ترین نقطۀ افغانستان بوی [غیاث الدین  ] داد شود « (15) در ملفوظات تیموری افغانستان هم کم و بیش بهمین حدود آمده است و در آن افغانستان از خراسان ،سیستان کندهار بصورت علیحده ذکر شده است. (16)

ولی این تألیف جعلی میباشد. (17) بابرشاه هم وقتی حدود کابل را ذکر میکند افغانستان را در جنوب آن قلمداد مینماید و حدود شرقی آنرا تا پشاور میرساند(18) در آغاز قرن شانزدهم بعد از ظهور یک تعداد امپراتوریها افغانستان و خراسان در بین  امپراتوریهای صفوی (1501-1732) و گورگانی هند (1526-1858) تقسیم گردید. افغانستان تا سلسه کوه هندوکش (بعضی اوقات ماورای آن) جزء امپراتوری  گورگانی هند شد و خراسان تابع صفویها گردید. بعد از آنکه شاه عباس صفوی در 1622کندهار را از گورگانیها بدست آورد  چشمه مقر سر حد مشترکبین این امپراتوریها قرار گرفت. (19)مناطق شمال هندوکش که عموما بنام توران یاد میشد جزء قلمرو شیبانیان (1500-1598) گردید با آنکه شاه جهان یکمرتبه مناطق شمال هندوکش را در 1646 تا دریای آمو مسخر نمود بعبارت دیگر تا ظهور افغانستان جدید در دوره احمد شاه در نیمه قرن هژدهم این کشور خراسان، ترکستان و بدخشان بالترتیب اجزاء قلمروهای گورگانی صفوی و ازبک بود. نام افغانستان طبعا به تمام این مناطق اطلاق میشد. حتی در اوج امپراتوری درانی کلمه افغانستان صرف به آن سر زمین اطلاق میشد که بقول درانی مؤرخ افغانی « بین هندوستان و ایران و ترکستان » افتاده بود.
در این وقت کلمه اخری (ترکستان )ظاهرا بجای کلمه توران استعمال میشد و بین آن و افغانستان سلسله کوه هندوکش حایل بود (20) از طرف دیگرف کلمه خراسان طوریکه پیشتر گفته شد تا نیمه دوم قرن نزدهم هم گاه گاه بکار برده میشد مگر نام افغانستان تا حد زیادی بای آن استعمال میگردید تا اینکه در اواخر آن قرن جای آنرا بکلی اشغال کرد. 
مگر خود افغانان تا آن زمان کشور خود را افغانستان نمیخواندند- بلکه آنرا روه و پشتونخوا مینامیدند و این خطه از سایر مناطقی که مردمان دیگری در آنها میزیستند متمایز بود مثلاً هزاره جات و کافرستان (21) کلمه افغانستان تا اوایل قرن نزدهم هم بکثرت در تحریر بکار میرفت و بگمان غالب که در وهله اول از طرف دری زبانان بکار رفته باشد تا آنکه در شروع آن قرن افغانستانها هم کم کم با آن آشنا شدند. (22)