یادداشت مختصر درمورد سو تفاهم واقع شده و افواهات نادرست

از کتاب: د پوهاند دودیال متفرقه آثار
03 January 2026

درسال ۲۰۰۱ ت.م./۱۳۱ش. بعد از ختم جگهای تنظیمی و حاکمیت دور اول طالبان، پروسۀ جدید سیاسی آغاز شد. این مرحله نیز مانند یکتعداد اشتباهات ناگوار گذشته و حوادث پر فرازونشیب دارای اشتباهات بود که یک صفحۀ از تأریخ کشور مااست. بعد از سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲م.  که همراه با تغییرات اقتصادی، اجتماعی، تعلیمی، نظامی، حقوقی و فرهنګی بود - میتواند شامل مطالعات تأریخ و علوم بشری گردند. مطالعه و ثبت آنها یک تجربه و عبرت است. باوجویدکه از سال ۱۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰م. کارهای زیادی بسر رسید؛ اعمار سرکها، انفاذ قانون اساسی، ازادی فردی و نشرات ازاد، کار و تحصیل زنان... تماماً دستآوردهای خوبی بودند، اما درهمان آغاز درجلسه بُن اشتباه بزرگی رخ داد، شاه که یک سممبول ملی بود، صرف بحیث نمایش در آورده شد، ولی برایش فرصت ندادند، بلکه درعوض همان تنظیمیهای جای گرفت که باعث تخریب کشور شده بودند. حتا به تدریج (حکومت!) شکل یک شرکت سهامی را بخود گرفت و یکنوع تعصبات مصنوعی قومی وزبانی و سمتی ایجاد و به تدریج رشد داده شد. هدف ازان پنهان ساختن خیانتهای جنگ سالاران و بهره بردن اعظمی از وضع جدید بود، تااینکه این حالت و حکومت مُفسد از پای افتاد و افغانستان دچار مُصیبت دیگری شد. وضعیت بدتر شد: ایجاد تعصبات، ازبین بردن شیرازه ملی وحتا مسخ تأریخ و زیر پا نهادن ارزشهای ملی وتهاجم به مفاخر تأریخی و ملی و سرکشی و تمرد زورمندان از قانون مظاهر این اوضاع بود. جای انکار نیست که آجنداهای تباه کن مانند تجریه کشور، فدرالیزم ، ساختن فلانستان وبستانستان و من افغان نیستم، حتا نقشه های مختلف که در کشورهای بیرون ترسیم شده بودند و غیره طراحی شد. هیچ چاره نبود؛ تعدادی از دانشمندان و آگاهان تلاشهای منظم و متعهدانه را آغاز و درپی وحدت وبقای افغانستان واحد، دفاع از تأریخ و مفاخر ملی برآمدند تااینکه این حرکت در چوکات بنام( انجمن تأریخ ومطالعات علوم بشری افغانستان) بشکل داوطلبانه تنظیم گردید.  این نهاد دارای اساسنامه و مرام بوده، تشکیل معین دارد، درآن چهره های علمی ، باتجربه، خدمتگار، صادق، شناخته شده و وفادار به مصالح ملی از سراسر دنیا و از داخل افغانستان دور هم جمع اند. انجمن تأریخ و مطالعات علوم بشری افغانستان ، جامعه ای پیشگام در تحقیق ومطالعات است که به پیشبرد تحقیقات در تأریخ و تمدن افغانستان اختصاص دارد. این نهاد طبق مرام خود تحقیقات بین الرشتوی انجام میدهد، نسل نوین افغان را توانمند میسازد و هدف آن تبدیل شدن به یک مرجع معتبر در تأریخ افغانستان است. روشنگری، آګاهی دهی و دفاع از مقدسات ملی اولویت آن است و ابتکارات آن شامل جمع آوری اسناد تأریخی، زنده گینامه، فرهنگ عامه و ترویج همکاری بین کارشناسان وخدمت برای رفاه و اقتصاد وفرهنگ است. در حفظ و اشتراک گذاری میراث غنی افغانستان به هموطنان دعوت میدهد، آغوش ان برای همه افغانان باز است. رهبری، تشکیل، آدرس، ویبسایت، مجله  و هویت مشخص دارد. تا حال چهار شماره مجله تأریخ وتمدن افغانستان را نشر نموده که حاوی مقالات بکر تحقیقی وعلمی نویسنده گان محبوب و شناخته شده اند. تا حال ده سیمینار دایر و مقالات را به سایر نشرات نیز فرستاده اند. اعضای علمی انجمن تأریخ ومطالعات علوم بشری افغانستان پیچیده ترین چلنجها را که بخاېر مسخ تأریخ کشور طرح شده بود، جواب داد و مورد تائید هموطنان قرار ګرفت.


اما؛

در مقدم تجلیل از ۲۸ اسد، تصمیم ګرفته شد که بخاطر این رخداد عظیم تأریخی و آغاز فصل مترقی کشورتدابیر خاص گرفته شود وشماره فوق العاده مجله نشر شود. در ضمن بحثی برپاشد که د ر ان هدف عمده روی تمرکز بر دور امانیه بود. دراین ضمن تاکید استاد ستانیزی روی این نکته نیز بود که: آنچه کلونیالیزم با سایر ملل مستضعف و مستعمره نمودند، با ملت افغان نتوانستند. همچنان تاکید بیشتر بر آن بود تا از ریفورمهای آن دور یاد شود. خصوصاً این تاکید بخاطری بجا بود که اینک کشور یکبار دیګر در تاریکی و خرافات جهل (مانند دورسقوط نهضت امانی)قرار گرفته است. البته این انگیزه ناخود آگاه از سببی نیزبروز نمود که دراین اواخر عدۀ عمداً علیه شاه امان الله این شخصیت ازادی دوست ومترقی تبلیغات به راه انداخته بودند. در ضمن آوازه های دروغین مبنی بر اینکه گویا نام افغانستان را درهمان سال ۱۹۱۹ م. انگلیسها برای ما بخشیدند وهم ما را از یوغ استعمار شان رهانید!! و این کشور مستعمره را (آزاد) ساختند. این طرز تفکر و القای این فکر به جوانان، تبلیغ توهین کننده به عظمت و واقعیتهای تأریخ معاصر کشور است – تأریخ معاصریکه حدود دوصد و اندکی اضافه از آن میگذرد. جفا خواهد بود اگر فراموش کنیم که تأریخ معاصر کشور از زمان زعمای بزرگ و محبوب (میرویس خان و احمد شا بابا) آغاز ګردیده . در دوراحمدشاه بابا این خانۀ مشترک افغانان استحکام ارضی و لشکری یافت، انګلیس در اواخر قرن هژده با مکر داخل صحنه شد ولی  طی سه جنگ دوباره رانده شد و دور ترقی نوین آغاز شد. مبارزات ملی و فداکارانه ملت متحد و شریف ما شایان افتخار و قدردانی است. این رویداد بزرگ و قابل افتخار نباید باعث فراموشی تقریباً دوصدو پنجاه سال تأریخ معاصر کشور ما شود. به این ترتیب حاشیه روی و تااندازۀ بحث توضیحی که جناب استاد بزگوار ستانیزی صاحب و دوکتور خالدی ان را ادامه دادند، و طی ان غرض احترام به عظمت تأسیس دولت ملی میرویس نیکه و احمدخان به آن دوران تمرکز بیشتر صورت گرفت، نباید به(حب علی- بغض عمر) مبدل گردد. بعضی دوستان وطندوست فکر کردند که دراین بحث هدف کم شمردن استرداد استقلال طور مطلق است. خلاصه یک سو تفاهم واقع شد، وبد تر از همه اینکه توسط عدۀ از وطندوستان احساساتی طور دیگری برداشت صورت گرفت. اما ضرور است که تاکید شود که ازهمان تأسیس دولت واحد ملی دوصدو چندساله به این طرف افغانستان مانند کشورهای افریقائی یا هندوستان وغیره مستعمره نبود، ممکن در مدت محدود حاکمیت برادران سدوزائی بنا بر نفاق داخلی شان کشور در سیاست خارجی محدود بوده باشد، ولی هیچگاه معادن ما را استعمار چپاول نه نمود و نه مردم ما را بحیث غلامان به کشورهای شان برد ونه حتا مانند هند ما را از نمک خود ما محروم ساخته توانستند ونه شاهان ما را مانند مستعمره های دیگر به کشور شان بردند و در انجا سر به نیست کردند و نظامیان خود را در راس حکومت ما قرار دادند. آنچنان برخوردهای توهین آمیزراکه انگلیس، فرانسه، اسپانیا وحتا پرتگال با مستعمرات شان نمودند، با افغانستان سربلند نتوانستند بلکه افغانانی ازادی دوست  لشکریان انگلیس را سه بار درس عبرت دادند. این درست است که انګلیس تحت الحمایۀ بنام شاشجاع را آورد، ولی آن تحت الحمایه خود از انګلیس نفرت اظهارداشت ومردم از آن تحت الحمایه. در مشاجره وبحث که موجب این تبصره هاشد اشاره به آن بود که افغانستان کنونی و تأریخ معاصر آن عمر۱۰۶ سال ندارد- بلکه بسیار طولانی تر از آن است. همچنان مبارزات ازادیخواهانه این ملت بسیار سابقه دار تر است(حملات سکندر وچنگیر و گرگین ... و مبارزه نیاکان ما را علیه آنها بیاد میآوریم).


خلاصه اینکه  محتوای بحث داکترصاحب خالدی و استاد معزز ستانیزی روشن ساختن بعضی قضایای ضمنی بود، نباید دوستان دچار غلط فهمی میشدند. خداوند را شکر که موضوع دوباره  روشن شد و انهایکه به یک نوع سو تفاهم روبرو شدند متوجه شدند. بعضآ باید فرصت داد تا بعد از (خدای) (بردی ) هم گفته شود، و اگرخدای بردی خان گفته شود نورعلی نور(غوړی لاغوړ)! هدف ازین نوشته طرفداری ویا رد هیچ کس نیست، فقط برداشت خدوم از مباحثات بود. باید یادآورشویم که دراین نهاد تا حال ده سسییمینار ارائه شده که هرکدام تا سه ساعت دوام داشته، به این ترتیب طی سی ساعت سیمینارها، ده ها مقاله در ارګان نشراتی ان و ده ها مصاحبه کدام مشکلی وجودنداشته، به جز ازین همین بحث و یک علت ان حاشیه روی مجری برنامه نیز بود. 


تاکید موکد جناب دوکتور ستانیزی در آن مجلس من را نیز تکان داد. شاید ویدیوی نخستین مجلس موجود باشد، من درهمان لحظه اظهار نمودم که تجلیل ۲۸ است و احساسات ملی افغانان بدین مناسپت خیلی عمیق است، ولی دراین روز توضیحات بیشتر در مورد اساسګذاری دولت مستقل و راندن صفوی و ګرګین و... ممکن باعث وسوسۀ عدۀ هوطنان ګردد، با وجودیکه واقعیت است، اما طرح کردن موضوعات تأریخی باریکیهای عجیبی دارد. اظهارات خواهرم د. ذهین نیز قابل تامل اند.احساس هموطنان در مورد شخصیت امان الله خان، تجلیل از بزرګداشت ۲۸ است و غرور ملی و افتخار بر مبارزات ملی. احمدشاه بابا و امان الله خان دو افتخار مااند. 


بزرگداشت و تجلیل از ۲۸ اسد (استرداد کامل استقلال) برای ملت قهرمان ما محفوظ و حق هر هموطن شریف مااست. چندی بعد ما وارد تجلیل از سه صدمین سال تأسیس دولت ملی و مستقل خود میشویم از قبلاً و قلباً برای همه؛ خصوصاً به نسل نوین که تا آن روز به عمر جوانی خواهند رسید وما دراین دنیا نخواهیم بود، تبریک میگویم آن روز را باسعادت، روشن، آرمانی و شاد میخواهم. 


جوانان آماده باشید و در آن روز( ۳۰۰مین سالګرد تأسیس دولت ملی ما) آرمانهای میرویس نیکه، شوکت امپراتوری احمدشاهی  و برنامه های مترقی شاه امان الله را فرموش ننموده، بلکه چراغ راه خویش سازید. قربانیهای ملت نجیب و آزادی دوست ما طی سه جنگ علیه قشون انگلیس که میخواستند کشور مارا مستعمره سازند اما نتوانستند شایان تجلیل و قدردانی است. زهی به این افتخارات !


این بودیک نظر و برداشت من از مباحثات اخیر- خصوصا نوشتۀ اخیر خواهرم د. ذهین.