افغان و تاجک
افغان و افغانستان ۱۹۷۸
، اول
از تحقیقات لسانی انتروپولوجیکی و تاریخی استنباط میگردد که افغان ها و تاجک ها در تاریخ ارتباط اساسی داشتند و در روزگاران پیشین یا در یک محل و یا در نزدیکی همدیگر زندگی میکردند مارگن سترن مینویسد:«ممکن است، محل نخستین پشتو، و محل نخستین این زبان های پامیری ، همخانواده پشتو قرابت جغرافیائی داشته و شاید محل پشتو در جایی بوده که از یک جانب با محل منجی و از جانب دیگریا محل سنگلیچی و شغنی قرین بوده و نیز یا یک لهجه ساکاکه نزدیک به زبان معروف به ختنی بوده تماس داشته است. (92) این زبان شناس در باره ارتباط پشتو بصورت مشخص میگوید که پشتو در اصل به آن دسته لسان های شمال- شرقی اریانی تعلق دارد که معرف آنها امروز لهجه های پامیر و لسان های بخدی کتیبه سرخ کوتل میباشد. 93) از این نوشته ها چنان معلوم میگردد که پشتو باید در روزگاران خیلی قدیم در نواحی بدخشان تکلم میشد ولی در بنورد شواهد قانع کننده تاریخی در دست نیست.
ازطرف دیگر این تثبیت شده است که مامن بسیار قدیمی پشتو -------
صرف یک فرضیه و احتمال (اسمپشن ) است باساس شواهد تاریخی تثبیت نگردیده است ثانیا این نظر در باره لسان های پامیر و پشتو یک سان اظهار شده است ثالثا بمارگن سترن به یقین معلوم نیست که قبایل بدوی ساک ها بکدام لسان مشخص شمال- شرقی ارانی تکلم میکردند. آنجه نسبتا به یقین معلوم است این است که پشتو و لسان های پامیر و همچنان لسان ساک ها از زبان های شمال شرقی اریانی بوده است. اگر نظر ماگن سترن صایب باشد باید پشتو و لسان های یک قرن بعد ازورود سکندر یعنی بعد از سرا زیر شدن ساک ها بر اریانا تشکل کرده باشد آن شعبه آریانی کهن که جد زبان پشتو بوده به قدیم ترین شکل اوستا که اوستای سرود های گاتا است باید بسیار نزدیک بوده باشد». (کتاب قبل الذکر تاریخ تلفظ و صرف پشتوج 1 ص 256) مزید بران طوریکه قبلا زیر عنوان پشتو- پکتیان بحث شد بعضی کلمات خاص لهجه سخت پشتو مثلا اسپه زی و خوسپس در نوشته های ارستو و آرین امده است بعبارت دیگر منطقا چنین استنتاج شده میتواند که لهجه نرم پشتو باید قرن ها قبل از ورود سکندر و ساک ها در اریانا موجود بوده باشد. پس بدون آنکه قدامت کلمه پکتاس ویدا و پکتیان هردوتس هم در نظر گرفته شود نظر فوق مارگن سترن قبول شده نمیتواند پس درینجا به ذکر نظریان نویسندگان دیگر میپردازیم گریرسن به تائید دار مستتر میگوید که پشتو بدون شک بدسته شرقی فامیل اریانی تعلق دارد. اویا آنکه اعتراف می کند که پشتو از لسان های هندی بسیار متاثر شده است معتقد است که منشا آن اوستا و تفسیر زند میباشد 94 ولی این محل مهد اولین شان نمیباشد. استاد غبار باساس نوشته بیلو (نژاد های افغانستان) درین مورد یک تیوری جالبی پیش کرده است که بزودی ذکر میگردد. طوریکه قبلا در تحت عنوان پکتیکا آمد هیرو دوتس در قرن 5 ق م مردمی بنام دادیکای را که بیلو برای اولین بار انها را تاجک ها خوانده است، با مردما افغان گنداری سته گیدای واپه ری تای ساکنان ولایت هفتم یعنی منطقه پکتیکا یکجا ذکر میکند . (95) تیوری غبار این است که « قسمتی از شعبه دادیکای پختانه در همان عهود قدیم از ولایت پاختیا [پکتیکا] در شرق شمال و شرق ولایت باختر ریخته و صفحات چترال و بدخشان را اشغال و از آنجا قسما به ماورا النهر پراگنده شدند و همچنان در وادی های وسطی افغانستان و صفحات بلوچستان و سیستان منتشر شدند» 96 یک قسمت دیگر مردمان دادیکای طوریکه پیشتر ذکر گردیده دسته تقریبا از بن رفته دادی است که در آخر قرن گذشته در بین مردم کاکړ افغان در قسمت سرحد جنوبی مملکت قدیمی سته گیدای میزیستند . (97) اگر تیوری غبار درست باشد تاجک ها تا قرن 5 ق م در مجاورت افغان ها در پکتیکا میزیستند و از ان ببعد بتدریج در بدخشان و دیگر مناطق منتشر شدند. شورمان یک انترپولوجست امریکایی هم یک نظر مشابهی پیش کرده است به عقیده او اقتصاد مردمان سلسله کوههای سلیمان آنطوریکه الفنستن شرح داده است. مخلوطی از اقتصاد زراعتی و مالداری قدیم است که اکثرا در بین بعضی مردمان کوهستانی تاجک بمشاهده میرسد. شورمان بطور مشخص باین نتیجه رسیده است که « افغانان اصلی جزء آن دسته بزرگ مردمان کوهستانی اریانی را تشکیل میدهند که تاجم های کوهستانی امروزی بهترین ممثلین و بقایای آنها میباشد 98) پس تصادفی نیست که این دو دسته مردم در طول تاریخ در مواقع بحرانی مخصوصا در برابر فشار های اجنبی جبهه مشتکی داشتند و این اتحاد شان عامل عمده حفاظت افغانستان بوده است.