پکتیکا
از کتاب: افغان و افغانستان ۱۹۷۸
، فصل اول
اکنون بر میگردیم به کلمات پکتیان و پکتیکای هیردوتس داکتر اورل ستاین و همچنان اولاف که رو پکتیکا را گندهارا یعنی کشوری میداند که در طول دریای کابل بین دریاهای کنر و سند که مرکز آن پیشور قدیمی بود موقعیت داشت (59) مگر به نظر بیلو ساحه پکتیکا وسیع تر از آن بود و سر زمین بین دریای هلمند و سند را در بر میگرفت. دراینجا دو نقطه قابل یاد داشت میباشد.
اول مانند هر خطه دیگر حدود پکتیکا مشخص نبود. دوم پکتیکا، پشتونخواه، روه در افغانستان نامهای مختلف کم بیش یک منطقه واحد بوده که باشندگان آن متشکل از عناصر اریائی و هندی بودند.
پروفیسر ماجومدار مینویسد : «شاید کلمه عرقی پختون یا پتان هندی معرف پکتیکا باشد»(60)بیلو که در مورد باشندگان پکتیکا نسبته دقیق شده از قول هیرودوتس مینویسد که در پکتیکا در قرن5 ق م چهاردسته مردم بنام کنداری اپه ری تای سته گیدای و دادیکای میزیستند. سه دسته اول آن پکتین یعنی مهمند، یوسف زائی، افریدی و ختک بودند هویت مردمان آخرین یعنی دادیکا مورد بخث است ولی بیاو میگوید که دسته تقریبا از بین رفته دادی (رادی) که در اخیر قرن نزدهم (زمان تألیف کتاب کتاب بیلو) در بین مردم کاکړ میزیستند بگمان غالت از بقایای انها بوده است. (61) در اخیر قرن چهارم ق م سکند کبیر در راه عزیمت بهند در کنر و با جور و سوات به سه دسته مردم اسپه زی بصورت مشخص مردم پشتون یوسف زائی اند که بیاوانها را در جمله گنداری هم یاد نموده است. اسپه زی بنام اسوا کا یعنی افغانان (طوریکه قبلا بران بحث شد) هم خوانده میشدند. اینها در حین لشکر کشی سکندر در وادی کنر و اساسی نیها یا بهردو طرف دریای سند مسکون بردند و سرحد شمالشرقی منطقه اساسی نیها تا حدود کشمیر میرسد (62الف)سترابو اسپه زی را هپه سی ذکر نموده است. (63)
اولاف که رو مینویسد که اسپه زی و هپه سی در اصل یکی بوده کلمه یوسف زائی معزب آنها است بقول موصوف همین اکنون هم « یک نفر دهنشین عادی یوسف زائی خود را هرکز یوسف زائی نمیخواند بلکه خود را ای سپ زی (آسپزائی یا حتی آسپ زی میگویند « (64) کلمه اسپه زی واضحا ترکیبی از اسپه و زائی است. این کلمه پشتو است و معنی آن خاندان اسپه میشود طوریکه پیش تر ذکر شد کلمه افغان هم به اسواکا یعنی اسپ سوار ارتباط دارد. بنابران دراینجا صرف بحیث یک نظر تذکر داده میشود که کلمه اسپه زی ممکن بازر اسپه ای (زررائیس ) نام ساکنان شهر قدیمی زر اسپه از مضافات بلخ قدیم) (65) از روی شواهد تأریخی به کاوشهای زیاد ضرورت دارد.
در مورد اینکه اسپه زی باشندگان دایمی پکتیکا بودند، یک شکل موجود است و آن این است که از قرن 4 ق م تا اواخر قرن 15 م و اوایل قرن 16 دیگر یادی از اسپه زی با یوسف زائی در منطقه کنونی شان نشده است. آنچه به یقین معلوم است این است که یوسف زائیها در قرن 12 م در سر زمین بین دریاهای ترنک وارغستان میزیستند و بعد به نواحی کابل مهاجرت کرده ولی در اثر محاربات با اولغ بیک تیموری و بعد بابا برشاه کابل را ترک کرده در وادی پشاور هجرت کردند و مردم دلازاک افغان را که در آن منطقه مسکون بوردند یا راندند و یا تابع گردانیدند.(67)
بهمین ترتیب مردم پشتون مهمند و خلیل هم در قرن 13یا 14 از وطن شان در قلات غلزائی به غزنی و کابل رانده شدند تا اینکه بالاخره در سر زمینهای کنونی خود متوطن گشتند. (68) در واقع در اواخر قرون و ستلی یک تعداد زیاد قبایل افغان بنواحی شرق افغانستان و بعضیها حتی به پنجاب مهاجرت کردند. از این معلوم میگردد که تا قرن 15 تمام پشتونها در پکتیکا متوطن نبودند و یک تعداد آنها بصورت قبیلوی اینجا و انجا در گشت و گذار بودند. شاید بهمین علت باشد که نام آنها در سه منطقه که میتوان آنها را از مامنهای اولی شان نامید در آثار و منابع تأریخی ذکر شده است: در مناطق کوه سلیمان غزنی غور و احتمالا هم بلخ. طوریکه در بالابان اشاره شد باستثنی بلخ این همان مناطق است که در امتداد خط سیر موسمی مردم کوچی یا پوونده که از جمله آنها میباشد واقع بود. (69)