پشتون، پکتیا
از کتاب: افغان و افغانستان ۱۹۷۸
، فصل اول
مگر نامی را که افغانان (بمفهوم خاص اولی) بخود اختصاص داده اند پشتون یا پختون است، و این نام در نظر مؤرخ استاد غبارو مورگن سترن قدیمی تر از افغان میباشد.(54) این کلمه برای اولینبار در کتاب مذهبی ویدا بشکل پکتاس (پکتاس) ذکر شده است . (55) پدر تأریخ هیردوتس (تخمین 484-431 م ق)پکتاس ویدا را بشکل پکتیان یا باشندگان «... کشور پکتیگا» (56) قید نموده است. مگرپروفیسر مورگن ستبرن زبانشناس معاصر نارویژی این را قابل قبول نمیداند و میگویند که پشتون ممکن یا پرسویتا که شکل قدیمی آن پرسوانا است ارتباط داشته باشد که بطلیموس در جغرافیه خود آنرا عبارت از قومی میداند که در پاراپا میزوس میزیست (57) دلیل مارگن سترن کاملا صوتی است، بر شواهد تأریخی مستند نمیباشد. او چون صوت نرم ش پشتو را بر صوت سخت خ (سی9 یا (که ایج) مقدم تر میداند باین نتیجه میرسد که صوت آخرین در وقت هیردوتس موجود نبود و بنابران پکتیان یا پکتویس معرف پشتونها شده نمیتواند مگر سر اولاف که در در ضمن یک بحث مفصل این را تثبیت نموده که لهجه سخت پشتو لا اقل در دوره سکندر هم موجود بود. دو دلیل او این چنین خلاصه میشود اول اینکه لهجه سخت پشتو در بین مردم یوسف زائی « اسپه زی قدیم» نواحی پشاور معمول بود ، و نویسنده گان یونان قدیم مثلاً ارین نام اسپه زی را در حین اورود سکندر ذکر میکنند و سایر پشتونهای این منطقه لهجه اسپه زیها را بهترین لهجه ها میدانند. دوم اینکه لهجه سخت پشتو در کلمه خوسپس (خوسپس) یا چوسپس) (نام قدیمی دریای کنر) قید شده وخو کلمه یونانی شده خه در پشتو است که معنی آن خوب است و در لهجه مردم اسپه زی یا مردمان دیگر پشتون یا ارریانی منطقه کنر معمول بود و نویسنده گان یونانی چون ارسطو سترابو، و غیره ان کلمه را ثبت کرده اند (معنی کنر دریای اسپ خوب میشود) و این میرساند که لا اقل در دوره سکندر لسانی در ناحیه کنر تکلم میشد که دارای لهجه سخت پشتو بود. همچنان اولاف که رو این نظر مارگن سترن را رد میکند که کلمه پشتون مشتق از پارسوانا است او میگوید که این کلمه پا کلمه پارس ( پارس یا فارس نزدیک تر است تا با پشتون(58)