څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

وزیر فتح خان، تاج بخش افغانستان



فتح خان یکی از فرزندان متعدد سردار پاینده محمد خان بارکزی بود ، پاینده محمد خان بارکزی یکی از سرداران خاندان سلطنتی درانی بود و در جنگ های درانیان ، چه تیمورشاه و چه شاه زمان رشادت های زیادی نشان داده بود ، از آن گذشته پاینده محمد خان در به قدرت رسیدن شاه زمان نقش مهمی داشت .
شاه زمان پس از تاجگذاری مجبور شد که با برادرش شاهزاده همایون حکمران قندهار که خودش را ولیعهد و جانشین پدر میدانست بر سر تاج و تخت بجنگد به همین خاطر به قندهار لشکر کشید ولی سپاهیان همایون بدون جنگ به شاه زمان تسلیم شدند و همایون هم فرار کرد و به بلوچستان پناه برد . پس از فتح قندهار شاه زمان حکمرانی آنجا را به پسر کوچک خویش شاهزاده قیصر سپرد و جمعی از سرداران و معتمدان خود را به اطاعت او فرمان داد ، یکی از آنها فتح خان بود . (۱)
همایون بار دیگر به وسوسه سیدی خداداد نام به قندهار حمله کرد و قیصر را شکست داد و اسیر کرد ، پس از پیروزی همایون بر قیصر ، فتح خان به همراه بقیه معتمدان شاه خودشان را به پشاور رساندند و از پیوستن به همایون سر باز زدند . (۲)
شاه زمان از پشاور به سرعت خودش را به قندهار رساند، همایون بار دیگر فرار کرد و در لیه دستگیر و به فرمان شاه زمان ، چشمانش را از کاسه درآوردند .
شاه زمان در سالهای آخر فرمانروائی اش تعداد زیادی از سرداران را به مرگ محکوم کرد که یکی از آنها پاینده محمد خان بود ، پس از کشته شدن پاینده محمد خان , فتح خان به همراه دیگر برادران و بستگانش فرار کرد و خودش را به محمود رساند و به او پیشنهاد داد که از یاری دیگران چشم بپوشد و به قندهار برود و با کمک درانیان قندهار تاج و تخت را از شاه زمان بگیرد .(۳)
محمود پذیرفت و به همراه فتح خان به سیستان رفت ، در آنجا دختر بهرام خان حکمران سیستان را عقد پسر خویش درآورد و پس از آن به قندهار لشکر کشید ، شاه پسند خان را شکست داد و قندهار را محاصره کرد .
پس از ۴۲ روز قندهار سقوط کرد ، فتح خان شخصا خودش را به بالای باروی قندهار رساند و با کفش بر نقاره قندهار کوبید و پادشاهی سلطان محمود را اعلام کرد . (۴)
بخش خان و حسن خان هم به شاه زمان خیانت کردند و درها را به روی سپاه محمود گشودند ، مهر علی خان قبل از همه این دو خائن را از دم تیغ گذراند و پس از آن با تعدادی از افراد وفادارش از قندهار فرار کرد و به شاه زمان پیوست . (۵)
پس از قندهار کابل هم سقوط کرد و شاه زمان به همراه وزیر رحمت الله خان و زمان خان رهسپار پشاور شد ، در راه به پیشنهاد وزیر رحمت الله خان به قلعه ملاعاشق الله شنیواری رفت تا اندکی بیاساید . عاشق الله شنیواری آنها را دستگیر کرد و خبر این کار را به محمود رساند ، محمود و فتح خان ، اسدالله برادر فتح خان را به قلعه عاشق الله فرستادند تا شاه زمان را نابینا کند .(۶)
محمود بعد از تاج گذاری وزارت را فتح خان واگذار کرد و به او لقب " شاهدوست " بخشید . شجاع الملک برادر تنی شاه زمان برای گرفتن انتقام برادر و دستیابی به تاج و تخت با ده هزار سپاهی برای گرفتن تاج و تخت به کابل لشکر کشید، کامران و فتح خان با سه هزار سپاهی راه را بر او بستند ، پیروزی ابتدا با شاه شجاع بود اما درانیانی که در سپاه شاه شجاع بودند به غارت خزانه پرداختند و شاه شجاع شکست خورد.(۷)
فتح خان شورش سال ۱۸۰۲ غلجایی ها را به شدت سرکوب کرد و در نبرد دیگری که در ماه می همان سال در منطقه گلچین رخ داد آخرین قوای آن ها را هم تار و مار کرد ، البته غلجایی ها در این نبرد فقط مدافع بودند و برای جلوگیری از نابودی منطقه به دست فتح خان با او جنگیدند ولی شکست خوردند . (۸)
همچنان در هنگام بروز جنگ مذهبی میان اهل سنت و اهل تشیع در کابل ، فتح خان جانب قزلباش ها را گرفت .(۹)
پس از آن که مردم کابل از محمود بخاطر بی کفایتی به تنگ آمدند و او را در بالاحصارمحاصره کردند و شجاع الملک با کمک مختارالدوله وارد کابل شد و بر تخت نشست .شاه شجاع شاه زمان را آزاد و عاشق الله شنیواری را مجازات کرد ، فتح خان هم پس از مدتی به شاه شجاع پیوست اما توقعاتی که از او داشت برآورده نشد و فتح خان دوباره به قندهار رفت مدتی را در زندان قیصر سپری کرد و پس از آزادی از زندان توانست شاه محمود را بار دیگر به سلطنت برساند ، فتح خان در دوره دوم سلطنت محمود توانست اوضاع را سر و سامان بدهد و کشمیر را فتح کند ، پس از آن وزیر فتح خان به فرمان محمود برای گرفتن هرات از شاهزاده فیروز و سپردن آنجا به شاهزاده کامران به هرات لشکر کشید ، فتح خان خارج از هرات اطراق کرد و برادرش دوست محمد خان را برای تسخیر ارگ و باروهای هرات فرستاد دوست محمد خان پس از انجام این کار دست به تاراج ارگ زد و کار را به جایی رسانید که لباس های خانم ها را از تن شان بیرون آورد (۱۰) و بند شلوار دختر شاه محمود ( خواهر شاهزاده کامران ) را از زیر لباسش بیرون کشید ! (۱۱) و بعد فرار کرد و به پیش برادرش محمد عظیم خان حکمران کشمیر رفت .
فتح خان پس از فتح هرات برای رویارویی با ایرانیان با سپاهی که تعدادی از سران خراسان و حکمران خوارزم هم به آن پیوسته بودند از هرات خارج شد ، (۱۲)دولت ایران لشکری برای مقابله با فتح خان فرستاد ، سپاهیان فتح خان که تعدادشان بیشتر بود در آستانه پیروزی بودند که گلوله ای به دهان فتح خان اصابت کرد و جنگ بدون نتیجه خاتمه یافت به زودی خبر کار ددمنشانه دوست محمد خان به محمود و کامران رسید و آنها که دل خوشی از وزیر فتح خان نداشتند مخصوصا کامران که به اقتدار وزیر فتح خان حسودی میکرد تصمیم به مجازات وزیر گرفتند .
کامران شخصی به نام منصور خان را به حضور شجاع السلطنه (حسن علی ميرزا) حکمران خراسان فرستاد و به وی پیام فرستاد که جنگ میان دو کشور برخلاف خواست شاه محمود بوده و فقط به ابتکار وزیر فتح خان صورت گرفته است و اکنون شاه محمود در پی جبران آن است و حاضر است که از دولت ایران عذرخواهی کند ، فتحعلی شاه قاجار که به مشهد آمده بود فرستاده کامران را به حضور پذیرفته و پاسخ داد که برای رفع خصومت میان دو دولت ، بايد وزيرفتح خان ، مسئول جنگ میان دو کشور را کت بسته به دربار ایران بفرستند و یا در همانجا از بينایی محروم کنند .(۱۳)
کامران با کمال میل این درخواست را پذیرفت و به عطا محمد خان بامیزایی فرمان داد که فتح خان را کور کند و پس از آن او را به کابل فرستاد . در کابل شاه محمود از وزیر نابینا خواست که به برادرانش که سر به شورش برداشته بودند نامه بنویسد و از آنها بخواهد که با او بیعت کنند ولی فتح خان از این کار شانه خالی کرد و جواب داد که او که اکنون اسیر نابینایی بیش نیست و تسلطی بر برادرانش ندارد شاه محمود از این جواب به خشم آمد و فرمان مرگ او را صادر کرد ، درباریان هم اول انگشتان او را بریدند و بعد دست ها و پاهاى او را از حد مفاصل قطع کردند، پس از آن بينى، گوش ها و لب هاى او را بریدند و آخر از همه سر او را از تن جدا کردند . (۱۴)

۱۳۹۹/۱۱/۲۱

منابع :

۱_ تاریخ حسین شاهی ، امام الدین حسینی ، به کوشش پروفسور لعل زاد ، ص ۸۸
۲_ همان منبع ، ص ۹۲
۳_ گزارش سلطنت کابل ، الفنستون ، برگردان : محمد آصف فکرت ، ص ۵۱۳
۴_ تاریخ درانیان ، برگردان : سید حسین شیرازی ، ص ۱۷۹ و ۱۸۰
۵_ فیریر ۱۲۳ و ۱۲۴
۶_ الفنستون ، ص ۵۱۶ _ زندگی امیر دوست محمد خان ، موهن لال ، برگردان : سید خلیل الله هاشمیان ، ص ۸۷
۷_ عروج بارکزائی ، ادوارد الاسیس پیرس ، برگردان به فارسی : عبدالرحمن پژواک ، محمد عثمان صدقی ، ۳۱ و الفنستن ، ص ۵۱۸
۸_ عروج بارکزی ۳۴
۹_ تاریخ افغان ها ، ژورف پیری فیریر ، برگردان به فارسی : حسین سبزواری ، ص ۱۳۰ و ۱۳۱
۱۰_ فیریر ۱۴۹
۱۱_ تاریخ درانیان ۲۰۷
۱۲_ افغانستان در پنج قرن اخیر، میر محمد صدیق فرهنگ ، ۱۴۲
۱۳_سراج التواریخ ، فیض محمد کاتب ، ج اول ، ص ۹۷
۱۴_ موهن لال _ ص ۱۳۸

شریف منصور

از کتابخانۀ:

شریف منصور

نویسنده:

شریف منصور


    منابع :

  • ..









| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us