څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

چگونه می توانیم فرزندان سالم تربیت نمایم ۹


چگونه می توانیم فرزندان سالم تربیت نمایم
طریقه های خطرناک تربیت اطفال
قسمت نهم: والدین گلخانه
نویسنده: اسد سهاک


ما در یک جامعه رقابتی زندگی می کنیم که متمرکز بر موفقیت های فردی است. والدین بطور فزاینده ای بر موفقیت های فرزندان خود به عنوان توسعه دستاوردهای خود تمرکز می کنند نه آینده فرزندان شان و همیشه نگران اند که فرزندانشان در صعود به بالاترین سلسله مراتب مکتب عقب نمانند. آنها که قصد دارند آموزش فرزندان خود را در یک دنیای رقابتی فزاینده شروع کنند، به شیوه والدین گلخانه ای متوسل می شوند.
والدین گلخانه ای والدینی هستند که فرزندان خود را سریعتر و زودتر از سن مناسب برای درک و دانستن، به یادگیری سوق می دهند تا به موفقیت های چشمگیری نایل آیند. اصطلاح گلخانه از فعل "hothousing" ناشی می شود که محققان برای اشاره به تلاش والدین برای ایجاد یک superkid یا به عبارت دیگر یک نابغه ابداع کردند. این والدین تلاش می ورزند که از ابتدای نوزادی هر نوع محیط غنی سازی آکادمیک را برای فرزندشان فراهم کنند و آنان را از سنین بسیار کوچک به یاد گیری مجبور کنند. در کشور های شرقی، والدین با آموختاندن پایتخت های کشور های جهان، آموختن جواب سوالاتی از قبل تعیین شده، حفظ مقالات و تقریر های اجباری که محصول ذهن خود طفل نیست و امثال آن را بالای اطفال شأن تحمیل می نمایند. در کشور های غربی فرزندان خویشرا با آموختن ریاضیات، وایلن، شطرنج، پیانو، سپورت های رزمی، ژیمناستیک و امثال آن وادار می سازند. حتا اگر کودکان شأن تمایلی به رفتن هم نداشته باشند، ممکن است آنها را جبرا به ادامه آن وادار کنند. این والدین اکثرا مخالف با بازی های کودکانه و تعامل طبیعی کودک شأن با کودکان دیگر اند و آنها خیلی ایراد گیر، محافظه کار و کنترلر میباشند. همه ما می دانیم که هیچ کودکی نمی تواند در همه چیز مهارت داشته باشد و اگر والدین برای کامل بودن فرزند شان تلاش کنند، این می تواند کودکان را مضطرب و دچار تکلیف روحی سازد.
سوق دادن فرزندان به یادگیری زودتر از زمان مناسب برای سن آموزش و سطح رشد، هیچ مزیتی برای تقویت آکادمیک در طویل المدت نخواهد داشت و ممکن از نظر جسمی و روانی برای كودكان مضر باشد. محققان استدلال می کنند که تلاش برای دستیابی به موفقیت تحصیلی زودهنگام به احتمال زیاد باعث افزایش افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین، نداشتن استقلالیت و مقاومت کودک در برابر یادگیری میگردد. فشار درسی زیاد همچنان باعث افزایش میزان ضعف بینایی به خصوص myopia نزدیک بینی می گردد. در کتاب ,, پرورش یک ذهن سالم ،، یکی از مقامات برجسته علوم اعصاب و دکتر اطفال پروفسور Peter Huttenlocher از فاکولته طب پوهنتون شیکاگو، پیشنهاد می کند که برنامه های بیش از حد بلند مربوط به غنی سازی و آموزش برای کودکان در سنین کوچک ممکن است منجر به آنچه را که می توان به عنوان " ازدحام عصبی " نامید، گردد. تلاش برای تحریک بیش از حد مغز کودک می تواند منجر به اثرات ازدحام و کاهش زود هنگام اندازه و تعداد مناطق مغزی که وظایفشان تا حد زیادی در هنگام کودکی مشخص نیست و این مناطق ممکن است برای خلاقیت در نوجوانی و بزرگسالی ضروری باشند. بدین معنی است که اگر یک قسمت از مغز از نظر شبکه های عصبی پیچیده ای که از طریق تمرینات شدید در سنین بسیار کم بوجود می آیند، بسیار غنی ساخته شود، سایر قسمت‌های مغز که به طور خاص و نزدیک به این مهارت مرتبط نیستند، ممکن است رشد نکنند. در حقیقت، تلاش برای آموزش خیلی زود فرزندان شما با انجام برخی کارها یا تولید برخی نتایج ممکن است فراتر از عهده توانایی محدود فرزند تان باشد و بر علاوه از استرس و اضطراب در کودکان در واقع مانع رشد متوازن مغز و خاموش شدن پروسه های تفکر گردیده و بیش از سود آسیب می رساند.
اکثر اوقات، کارشناسان ادعا می کنند، کودکان باید در مراحل اول از طریق بازی آزاد، حرکت، تعامل با دیگران و روی کنجکاوی کودکانه و علایق طبیعی بیاموزند، نه به دستور یا انگیزه بزرگسالان و این یکی از مولفه های اساسی رشد آنها است. والدین باید مراقب باشند که فرزندان خود را در سنین کوچک مجبور نکنند که پیرامون محیط موفقیت تمرکز کنند. در واقع، مهمترین چیز این است که والدین عواطف و احساسات فرزندان خود را پرورش دهند و علایق طبیعی آنها را تشویق کنند. والدین می توانند با تاکید بر اینکه کامل بودن مهم نیست شروع کنند و به فرزند خود آموزش دهند که گرچه خوب است که برای بهترین بودن تلاش خود را بکنیم ولی لازم نیست بهترین باشیم. آموزش به کودکان برای همدلی و احترام با احساسات دیگران و اینکه نباید همیشه رقابتی باشند، باعث رشد عواطف و احساسات آنها می شود و در این صورت احتمال موفقیت در زندگی بسیار بیشتر است. پس والدین باید یاد بگیرند که از استعدادها و توانایی های طبیعی کودک شان قدردانی کنند و نقش خود را باید به مرحله رشد کودک خود مطابقت دهند.


انجنیر اسدالله سهاک

از کتابخانۀ:

انجنیر اسدالله سهاک

نویسنده:

اسد سهاک












| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us