څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

در مورد استعفا اعلیحضرت محمد ظاهر شاه از مقام سلطنت


قاسم باز ۱۱/۱۷/ ۲۰۲۰


در مورد استعفا اعلیحضرت محمد ظاهر شاه از مقام سلطنت . !

جناب اقای انجینیر احسان الله مایار بتاریخ ۱۶/ ۱۱ / ۲۰۲۰ در ویب سایت اریانا افغانستان در مورد استعفا نامه اعلیحضرت محمد ظاهر شاه مطالب نوشته و از دوستان خواهش نموده هر شخص که در این مورد چیزی میداند روشنی بیاندازد، من هم به اجازه اقای جناب مایار صاحب چند سطر ذیل بکمال احترام مینویسم امید وارم ملال خاطر دوستان نګردد.
۱ - جناب اقای مایار صاحب در نوشته خود متذکر ګردیده که اعلیحضرت محمد ظاهر شاه استعفا نامه خود را بنام ملت نوشته نه شخص ، (( البته که مطلب اقای مایار از نام ، اسم یا مقام شهید سردار محمد داودخان است )) . در حالیکه اصل نوشته استغفا نامه اعلیحضرت که جناب اقای مایار مدعی ان ګردیده در نوشته خود که وی نیز انرا به نشر سپرده ان استعفا نامه اعلیحضرت عنوانی شهید سردار محمد داودخان است نه ملت افغان ، توجو نماید به اصل عنوان استعفا نامه اعلیحضرت محمد ظاهر شاه ، ( برادر جلالتماب ریس جمهور ) ، نمی دانم در اینجا ذکر کلیمه « برادر جلالتماب ریس جمهور» ، معنی ملت دارد یا شخص معین، محمد داود ؟ !
۲ - جناب احسان الله مایار در نوشته خود از قول نوروز عضو وزارت خارجه انوقت مینویسد که..... « داودخان ملکه را بخاطر استعفا نامه اعلیحضرت در ارګ کابل ګروګان ګرفته بود »، باید به اقای نوروز و جناب مایار صاحب ګفت، ملکه در هفته اول جمهوریت بتمام اعضای فامیل سلطنتی بشمول شادخت مریم عروس سردار محمد نعیم خان به نزد شاه محلوع به روم فرستاده شدند. استغفا نامه اعلیحضرت در اواخیر ماه اسد بکابل مواصلت نمود، اینجا ګفتار اقای نوروز تناقض فاحش دارد و بغیر از یک دروغ شاخدار چیزی بیش نیست.
۳ – نمی دانم که جناب اقای مایار کتاب اقای توریالی عثمان بنام ( جهاد و مقاومت ) را خوانده یا نه ؟. اقای توریالی عثمان در اواخیر سلطنت و اوایل جمهوریت عضو سفارت افغانی در روم بود، توریالی عثمان در مورد استغفا نامه اعلیحضرت محمد ظاهرشاه در کتاب خود یک فصل مفصل نوشته . حتی تا انجا که اقای توریالی عثمان اسم نویسنده اصلی که توسط اعلیحضرت به ان توظیف شده بود و بعد از غور و مداقعه ان استعفا نامه بعد از اصلاحات که توسط ظاهرشاه با جمع دوستان شان در ان ذکر ګردیده به تفصیل ذکر نموده اینکه اقای نوروز عضو وزارت خارجه اوردن ان استعفانامه را از کابل یا لندن توسط محمد اکبر ریس دفتر مقام جمهوریت ذکر نموده بیش از یک دروغ شاخدار چیزی دیګری نیست !. نمی دانم چرا یک عده افراد که از اصل جریان خبر ندارد در اینګونه شرایط بحرانی به اینګونه مسایل دامن میزند. در ان روزهایکه در کابل نظام نوین جمهوریت پا به عرصه وجود ګذاشته بود در روم مانند جناب نوراحمد خان اعتمادی سفیر و اقای توریالی عثمان هیچکس دیګر به اندازه این دو بزرګوار به درد اعلیحضرت ظاهر شاه نه خورده اند ، در ان شرایط نه جناب احسان الله مایار ، نه اقای نوروز و نه اقای همایون شاه اصفی به درد ظاهرشاه خوردند ، نوراحمد اعتمادی جای بودباش اعلیحضرت را در سفارت افغانی در روم مساعد ساخت و اقای توریالی عثمان شب و روز در خدمت شاه سابق بود.
بنظر بنده اظهارات اقای نوروز و اسدالله عالم دور از حقیقت اند.
۴ - جنابان که امروز از ګفته شاه سابق میفرماید که شاه سابق اظهار داشته بود اګر« من بر علیه نظام جمهوری بر ضد کودتا داود اقدام میکردم روسها مانند روز ۶ جدی مداخله میکرد.» در اینجا باید ګفت، که ظاهر شاه بعد از خلع سلطنت دیګر ان ظاهرشاه سال ۱۳۵۱ نبود، مردم افغانستان به شور و شوق ذایدالوصف از نظام جمهوری پشتبانی نموده بود و رهبر تحول از شخص اعلیحضرت در بین مردم افغانستان بنام شخص خدمتګار وطن شناخته شده بود.
ثانیآ، اګر حزب دیموکراتیک خلق مرتکب جنایات در افغانستان نمی شدند هیچګاه روسها به افغانستان نمی امد ، پس به این منطق و استدلال بعد از تحول ۲۶ سرطان دیګر شاه افغانستان محبوبیت خود را در بین مردم از دست داده بود، محبوبت ظاهر شاه بعد از شهادت داود خان و کودتا هفت ثور زبان زد یک عده افراد محدود در بین مجاهدین ګردید. هیچ تنظیم پیشاوری ، ایرانی و روسی خواستار دوباره شاه سابق نبود. فرض محال اګر در انوقت ایران خواستار اعاده سلطنت در افغانستان بود ایا انها میتوانست به اوردن دوباره شاه به افغانستان موفق میشدند.؟ ایرانیها بتمام تلاش نتوانستند که جنرال عبدالولی را از حبس کوته باغچه نجات دهد چی رسد به تغیر نظام در افغانستان. لاف و شاف زدن کار اسان است. ما شاهد رفتن اعلیحضرت به افغانستان انهم در طیاره ( سی ۱۳۰ امریکایی ) به قوت ناتو داخل کشور خود بودیم ولی چیزی کرده نتوانست چی رسد بهمکاری ایران.
در اینجا سوال پیدا میشود که ایا ظاهر شاه انقدر یک شخص جسور بود که این تصمیم را بیګیرد، ایا پاکستان به این کار تن میداد؟ اینګونه ګپ ها خینه بعد از عروسی است. که مردم امروز خیالی تصور میکند.
۵ – جناب اقای همایون شاه اصفی در کامنت خود در صفحه فیسبوک جناب مایار مینویسد که « پاکستان یکنفر بنام حاجی یونس خوګیانی را به روم نزد اعلیحضرت فرستاد که اګر ظاهر شاه میخواهد بر ضد داودخان داخل اقدام شود پاکستان حاضر است در این مورد به شاه همکاری و کمک میکند.»
بجواب بزرګوار اقای اصفی صاحب باید نوشت که اولا حاجی یونس خوګیانی باجه برادرم عبدالمجید باز سریاور شهید داودخان میباشد، حاجی یونس خوګیانی در اواخیر دوره سلطنت در موضوع قتل یکنفر متهم بود، در انوقت دوسیه وی در دوران تعقیب عدلی بود، وقتیکه نظام جمهوری تاسیس ګردید حاجی یونس خوګیانی از ترس زندانی شدن به تمام فامیلش به پاکستان ګریخت ، وی شخص بیسواد بود ، و فاقد اندیشه ملی بود. وقتیکه وی به پاکستان میرسد در انوقت ګلاب ننګرهاری، کاکا خسرم ډګرجنرال محمد ګل اریوب وال مالک سینما اریوب کابل نیز در انجا بودباش داشتند کاکا خسر من محمد ګل اریوب وال که وی نیز در جمله افراد ګروه کودتاچی محمد هاشم میوندوال متهم بود نیز به پاکستان رفته بودند . چون شخص حاجی یونس خوګیانی شخص قومی بود از سیاست بوی نمی برد، حاجی یونس خوګیانی و محمد ګل اریوب وال توسط ګلاب ننګرهاری به پول شخصی خسرم به روم رفته بودند و در انجا به شاه محلوع افغانستان هر دروغ های که ګفته بودند ګفته بود. کاکا خسرم برایم حکایت نمود وقتیکه حاجی یونس خوګیانی به ظاهر شاه ګفت که من امدیم و از شما بعیت میګیرم، در این وقت ظاهرشاه به حاجی یونس ګفته بود که شما در افغانستان چی کاره بودید ؟ حاجی یونس خوګیانی به ظاهرشاه ګفته بود که من تاجر بودم، ظاهرشاه به یونس خوګیانی ګفته بود که به کار تجارت تان دوام بدهید، حاجی یونس خوګیانی بعد از پیروزی مجاهدی بحیث مدیر اصلاحات اراضی ولایت ننګرهار در وقت ولایت حاجی قدیر کار میکرد وی در دوران حکومت حامد کرزی توسط دشمنان شان در خوګیانی کشته شد ، این بود جریان پشتبانی پاکستان از اعلیحضرت محمد ظاهر شاه بعد از تحول ۲۶ سرطان..
از دوستان بزرګوار خود تمنا دارم که لطفآ موقف اعلیحضرت را بمانند یک فرد عادی و بی خبر پایان نیاورید.
۶ – شخص بنام عبدالصبور وردګ در صفحه فیسبوک اقای مایار در جواب اقای عبدالله نوابی چنین اظهار داشته.
« ا قای نوابی!عجب استدلال ومنطقی؟ داود خان افغانستان را از قرن وسطی به مدنیت ارتقا داد. جناب محترم اگر حالت امروزی خاک ما، و بیشتر از یک ملیون شهید وچهار ملیون مهاجر ترقی و تمدن است. پس تنها یک چیز گفته میتوانم لعنت بر این ترقی و تمدن. برادر عزیزم اگر میتوانی ، همان نادانی امنیت وزندگی ساده مارا دوباره برایمان هدیه کن که مردم ازحکومت، خاک واین اشخاص رسیده گریزان هستند! نمیدانم که وطن دوستی برای خودت چه معنی دارد. »
بجواب این هموطن وردګ خود باید نوشت که اقای وردګ پیش از صدارت محمد داودخان یکنیم کیلو متر سرک قیر نداشتی، این زحمات داودخان بود که بمانند شما هموطنان زمینه تحصیل سرک قیر شفاخانه پوهنتون ساخت شما که از ابادی عمران افغانستان چشم پوشی میکنید کار شما است امروز هم یک عده ناعقبت اندایشان قدرت طلب از صلح کرده ازادی بیان را زیاد ارج میګذارد. شما وردګ ګرامی همرای چوراهدین امروز هیچ فرق ندارید. کسیکه ازادی بیان را از عمران ، پیشرفت و صلح کرده مهمتر بشمارد باید هیچ ګیلایه نکنیم.
بنظر من قاسم باز نویسنده این سطور علل کودتا ۲۶ سرطان و شرایط بعد از تحول ۲۶ سرطان ، دهه دیموکراسی قلابی سلطنتی بود ، در دهه دیموکراسی تهداب تمام بدبختی ها مانده شد احزاب چپ و راست در این دوره پایګذاری شد. اجازه فعالیت ګاهی داده شد و ګاهی مسدود، نشرات احزاب چپ و راست به نشرات شروع کرد نظریات الحادی در مغز جوانان تذریق ګردید. عجیب دونیا است که مسولیت ان دوره بی مسول را شما چیز فهمان ؟ امروز به ګردن شهید داودخان می اندازید. در مصاحبه اخیری اعلیحضرت که به خانم یلدا بکتاش نماینده رادیو بی بی سی در کابل انجام داد ظاهر شاه مسولیت تمام بدبختیحهای اخیری را به عهده خود ګرفت که هیچ حاجت به بیان ندارد. لطفآ بار دیګر به ان مصاحبه ګوش دهید. همچنان دو سال قبل اقای مصطفی ظاهر نواسه بابا ملت در یک مصاحبه تلویزیونی که به تلویزیون طلوع انجام داده اظهار داشت « وقتیکه پدر کلان من از ایتالیا به افغانستان می امد میخواست نظام را تغیر دهد و یک شخص دیګر را به روی صحنه بیاورد ولی جناب اقای مصطفی ظاهر از نام ان فرد تفره میرود.» جنابان محترم لطفآ چیزیکه می نویسید مسولانه بنویسید نه مانند بچه های فیسبوکی بدون نام و نشان.
۷ – در طول چهار سال و نو ماه ریاست جمهوری محمد داودخان، اعلیحضرت محمد ظاهر شاه عنوانی سردار محمد داودخان شانزده مکتوب یا خط دست نویس به ادرس برادرم عبدالمجید باز سریاور مقام ریاست جمهوری ارسال نموده بود که بجواب هر خط یا مکتوب اعلیحضرت، داودخان از ادرس برادرم جواب ارسال نموده از این شانزده مکتوب که چهارده ان مکتوب نزد برادرم در خانه مایان بود و در شب کودتا هفت ثور مایان ان مکاتب را به چند میل تفنګ و تفنچه در حویلی خود زیر خاک نمودیم ما در فکر ان که اګر خانه تلاشی شود این چیزها بدست حکومت کمونستی نه افتد، ولی قضا و قدر پدرم به پنج پسران شان در روز هشت ثور، نو ٍثور و دهم ثور ۱۳۵۷بندی شدیم پدرم و سه برادرم در روزهای اول کودتا ثوربه شهادت رسیدند من و برادر دیګر من صاحب منصب قطعه کماندو انوقت بنام عبدالولی باز، بعد از یک سال از محبس پلچرخی رها و بخانه امدیم ، شب دوم مایان دو برادر ان اشیا ګور کردګی را از زمین کشیدم دیدیم که همه تفنګ ها که سردار محمدهاشم خان ، سردارشاه محمود خان غازی صدراعظمان سابق ، سردار نعیم خان و پسران شاه محمود خان به پدرم بطور تحفه داده بود همرای قباله ها مکتوب های تحریری بعضی اسناد و البوم ها از بین رفته بود من و برادرم روز سوم رهای خود از محبس پلچرخی ان اشیا ګورکردګی را در بوجی انداخته در حصه سرای عزنی کابل در دریا کابل انداختیم از ان جمله شانزده مکتوب تنها دو مکتوب ظاهر شاه در جبعه میز برادرم در قصر ګلخانه ریاست جمهوری بود که بدست حکومت کمونستی رسید ، فکر میکنم که در روزهای اول حکومت کمونستی ان وقت یک مکتوب ظاهر شاه عنوانی داودخان را در اخبار انوقت نشر نموده بود که بعد انرا دوباره مصادره و جمع نمود. راست ګفتند ( شنیدن کي بوود مانند دیدن ).

اګر لازم افتاد باقیدار.


محمد شریف منصور

از کتابخانۀ:

محمد شریف منصور

نویسنده:

قاسم باز


    منابع :

  • ..










| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us