قاسم باز : ۲۰۲۰ / ۳ / اکتوبر

پیرامون مذاکرات دوحه


در مذاکرات صلح دوحه در قدم اول باید، بالای طرح ساختار یک نظام که مورد قبول همه طرفها باشد صحبت شود. در غیر ان جنګ + جنګ = به جنګ . و بربادی کشور است.
عرض و غرض من اینست.که دیموکراتیک ها پیرو خط روس خلق و پرچم قبرستانهای افغانهای مومن و وطندوست را از کابل بطرف تورخم، کولاب ، حیرتان، تورغوندی ، شیرخان بندر، و اسلام قلعه هرات رساندند.انها نه به انسان نه به حیوان نه به پرنده و نه به خزنده رحم کرد . انها برای خشنودی روسها برای دفن اجساد وطنپرستان و مسلمانان افغان تونل ها را حفر کرد و فرزندان صدیق افعان را در شبهای سیا و تاریک در ان تونلها زیر خاک ساختند ، این کشتار بی رحمانه بخاطر بود تا سیستم منحوس الحادی روسی را بالای افغانها بقبولاند. ولی انها نمی دانستند که این مردم خدا پرست نګهبان و فرزندان صادق دارد. خداوند بهترین انتقام ګیر است .
استخوانهای نور محمد تره کی، از قبر کشیده شد ، استخوانهای حفیظ الله امین را روسها در جای نامعلوم زیر خاک ساخت، استخوانها ببرک کارمل در دریا امو سرغته میزند، و استخوانهای داکتر نجیب در چوک اریانا به دار اویزان ګردید.
فرشته های نجات از مشهد ، قم و پنجاب بکابل امدند انها بنام حکومت اسلامی دختران معصوم دارالمجانین را بی عفت ساختند، دختران باعزت مکروریانها شهر کابل از دست این بیګانه پرستان غارتګر و مفسد از منازل شش منزله به زمین پرتاب و خود را بخاطر ارزشهای والا اسلامی و افغانی جان را به جانان حق سپرده شهید شدند.
پتنګان اسلام رسیدند شر و فساد را به کولاب، مشهد، قم و پنجاب فراری ساختند، فاتح الفتوح عرب امد میخواست امریکا را از فاصله های ده ها هزار کیلو متر از افغانستان فتحه کند.
پدران معنوی بشریت بنام دیموکراسی، حقوق بشر به طیاره ها ډرون راکتهای کروز طیارات B 52 بنام اینکه دهشت و تروریزم را نابود میسازیم ، مادر افغان را در حال ګریه بالا جسد اولاد شان بمباردمان کردند، پدر در حال دفن جسد پسر خود در قبرستان در بمب انتحاری کشته شد، عروس افغان با دستهای سرخ خینه یی در راه رفتن بخانه نو خود تمام وجودش به خونش رنګین شد و شهید.
پس ای هموطن.
ایا کشور تان افغانستان لابراتوار تجربوی رژیم ها و سستم های جهانی است ؟
افغانها هزار سال قبل درافغانستان کشور اسلامی و حکومت اسلامی داشت ، افغانستان هزار سال قبل دیموکراسی داشت در انوقت که ما دیموکراسی داشتیم سردمداران و علمبرداران فعلی دیموکراسی در حالت بدوی در جنګلات زندګی میکردند ، حکومت های دیموکراتیک داشتیم نه دیموکراتیک بمانند روس شوروی .