څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

آل کرت و امرای افغانی در عصر چنگیزیان (۶۰۰ - ۷۸۳ هجری )


در عصر سلطان غیاث الدین محمد سام غوری ( ۵۵۸- ۵۹۹ هجری) دو برادر تاج الدین عثمان مرغنی و عزالدین عمر مرغنی از بنو اعمام سلطان غور ورجوه دربار بودند ، و بقول لانگورت دیمز در دایرة المعارف اسلامی از اولاد امیر محمد غرجستانی باشند، که در ( ۶۲۰ ه ۱۲۲۳م ) در قلعهٔ اشیار بدست مغل کشته شده بود ( ولی این قول محل تآمل است) عزالدین سمت وزارت سلطان داشت و خطهٔ هرات بدو مفوض بود ، وی غرجستان را به حسام الدین علی عمر مرغنی و خیسار را به تاج الدین عثمان سپرده بود ، که موخرالذکر منصب سر جاندار داشت ، و دختر عزالدین عایشه خاتون در حبالت ناصر الدین عثمان حرب ملک سیستان بود (حدود ۶۱۲ ه ۱۲۱۵ م) این دو برادر نبیرهٔ ملک ابوبکر کرت بودند ، که در عصر ملوک غور شهرتی داشت و ملک رکن الدین محمد پسر تاج الدین عثمان کوتوال خیسار با دختر سلطان غیاث الدین محمود ( ۵۹۹ - ۶۰۷ هجری ) ازدواج کرده بود ، ومورخ مشهور منهاج سراج از رجال درباروی بوده وی با ایلچیان چنگیزی از در ملایمت آمد، و چون حکومت خیسار و غور و بلاد تابعهٔ آن از طرف چنگیز باو سپرده شد ، خواهر زاده خود ملک شمس الدین محمد میهن را ولیعهد خود و مصاحب چنگیز خان قرار داد ، و بنابران محل اعتبار و مقرب دربار چنگیزیان گشت ، چون رکن الدین بسال ( ۶۴۳ ه ۱۲۴۵ م ) در گذشت، شمس الدین محمد میهن بن ابی بکر کرت بجایش نشست ، وی در ( ۶۴۴ هجری ) ناسالین نوین سپه سالار چنگیزیان بر ملتان حمله کرد ، و ملوک لاهور و ملتان را مطیع نمود و به حکمرانی لاهور گماشته شد ، ولی چنگیزیان بسبب طرفداری مسلمانان برو قهر کردند ، وی بطایر بهادر حکمران تاتاری پناه برد ، و حکمران تگین آباد ( حدود قندهار کنونی ) گشت و چون بحمایت مردم افغانستان (این نام دفعه اول در تاریخ از همین وقت ذکر شده و تاریخ هرات سیفی ص ۱۶۳) متهم بود بنا بران از آنجا بحضور منگوخان رفت ( ۶۴۵ ه ۱۲۴۷ م ) و خان موصوف به پاس سوابق دودمانش حکومت تمام هرات و جام و با خزر و گوسویه و فوشنج و تولک و غور و فیروز کوه و غرجستان و مرغاب و فاریاب و مرجق را تا آب آمو و فراه و سجستان و تگین آباد و کابل و تیراه و بست و افغانستان تا شط سند به وی باز گذاشت، و حکمران مستقل تمام افغانستان کنونی تا کنار سند و خراسان بشمار آمد ، و درحدود ( ۶۴۶ ه ۱۲۴۸ م ) سرداران دربار خود را مامور کرد ، تا شرف الدین بیتک جی حکمران غور و هرات را که بر مردم ستم کردی بگرفتند و با تبعهٔ او بکشتند . بعداز آن بسال ( ۶۴۷ هجری ) ملک فخرالدین حکمران طالقان و ملک شمس الدین حکمران اسفزاز و محمد عوض حکمران خواف و ملک شمس الدین حکمران گرزیوان ( در میمنه کنونی) و ملک عزالدین و حسام الدین و شمس الدین حکمرانان تولک و ملک علی مسعود ازابی و ملک تاج الدین حکمرانان فراه و نیز از سیستان ملک علی مومن و نصر الدین نیهی بحضور شمس الدین مهین آمده انقیاد کردند ، ولی ملک سیف الدین غرجستان از اطاعت سرباز زد و نیامد ، بنابران ملک مهین سرداران لشکر خود را به غرجستان فرستاد و سیف الدین را بگرفتند و در شهر هرات کشته شد ( ۶۴۷ هجری ) یکسال بعد شمس الدین مهین از هرات به فراه آمد، و لشکر سیستان را هم با خود گرفته به قلعه خیسار رفت و از آنجا با لشکر غور بسوی تگین آباد شد و خواست افغانستان را تسخیر کند ( درآنوقت کلمه افغانستان برزمین بین قندهار و غزنی تا دریای سند اطلاق می شد) و امرای عظام این خطه اینها بودند :

(۱) فخر الدولة والدین ملک شاهنشاه حکمران بزرگ افغانی که از پایتخت خود مستنگ (بلوچستان کنونی ) بر تمام افغانستان ( محدود آنوقت) حکم میراند ، و مالیات مغول را قبول نکرده بود .
۲ - ملک میرانشاه داماد شاهنشاه ( ۳) ملک بهرامشاه بن شهنشاه ( ۴ ) ملک تاج الدین هرمو زتیری ( درشمال قندهار کنونی ) ( ۵ ) حسام الدین جاول درزاول ( ۶ ) پهلوان جلم ( ۷ ) سندان افغان ( ۸ ) احمد توری ( ۹ ) مهتر کیورا ( ۱۰) مهتر سیورا ( ۱۱) رانا کنجر ( ۱۲) جمال الدین بهروز کهیريی.
امیر شهنشاه افغانی چون تا کنون حکومت مستقل در مستنگ داشت ، بملک شمس الدین پیشنهاد کرد که مالیات سالانه را معین کند تا آنرا فرستاده باشد و لشکر بدان دیار نیاورد ولی شمس الدین تا حدود مستنگ پیش رفت و بسال ( ۶۵۱ ه ۱۲۵۳ م ) ملک تاج الدین برادر میرانشاه ( حکمران ۵۰ فرسخ زمین از افغانستان) و ملوک دیگر افغانی نیز به وی تسلیم شدند ، و شمس الدین در ( ۶۵۲ هجری ) مستنگرا محاصره کرد ، ولی امیر شهنشاه و بهرامشاه و میرانشاه با ( ۵ ) هزار مرد جنگی بقلعهٔ خاسک پناه بردند ، و بعداز چهار محاصره و هفت جنگ سخت شهنشاه و بهرامشاه با نود تن اقارب شان کشته شدند ، ولی میرانشاهبمردانگی بر قلب لشکر شمس الدین زد و بر آمد و به سیستان پناه برد ، تا که بسال ( ۶۵۸ ه ۱۲۵۹ م ) به مستنگ برگشت و در جنگی از دست لشکریان شمس الدین مهین گشته شد .
دیگر از مراکز افغانان حصار تیری بود که اکنون هم در شمال قندهار بفاصله ۴۰ میل بهمین نام موجود است . امیر این حصار المارافغان بود که مکرراً لشکریان طایر بهادر و قرانوین و سالی نوین را بشکسته و به چنگیزیان اطاعت ننموده بود ، درینوقت که شمس الدین مستنگ را بگرفت بر حصار تیری نیز بتاخت . و المار را بعداز پیکار شدید بکشت، و حصار را به امیر حسام الدین جاول ( مرادف زابل ) سپرد ( صفر ۶۵۳ ه ۱۲۵۵م ) همچنین شعیب افغان که مردی دلیر و نامدار از امرای افغانی بود در اوایل شعبان ( ۶۵۳ه) از کشمیر بر گشته در حوالی تگین آباد بر حکمران آل کرت بتاخت ، ولی شمس الدین مهین بسرعت از خیسار رسیده ، اورا در حصار کهیرا بکشت و بعداز آن به استیصال سندان افغان قوم سورانی پسر عم شعیب متوجه گشت و اورا در حصادوکی ( واقع بلوچستان حالیه) بعداز جنگ های شدید در میدان مقاتله بکشت . درین جنگ بزرگترین رجال جنگی مانند ملک عزالدین تولک و ملک تاج الدین بغنی و ملک تاج الدین کرد بقیات لشکر آل کرت می جنگیدند ( اواسط ۶۵۴ ه- ۱۲۵۶ م ) متعاقب این پیکار سران لشکری تا دامنهای کوه سلیمان مخالفین را تعقیب و کشتارمیکردند و حصار ساجی که مرکز دیگر امرای افغانی ثغور بود نیز بعد از جنگهای شدید تسخیر گردید ( ۶۵۵ هجری) و شمس الدین ، پهلوان مبارزالدین مبارز محمد نهی را در تگین آباد حکمران گذاشته به هرات رفت ولی یکسال بعداز ملوک سیستان که دم از استقلال میردند، ملک علی بن مسعود را بکشت و برادر زاده اش ملک نصیر الدین و ملک علاء الدین را به مستنگ نفی کرد و سیستان را کاملا مسخر گردانید و سیستانیان را خلع سلاح کرد ( ۶۵۶ ه ۱۲۵۸ م ) و چون سر کشان را تماما مستاصل گردانید بسال ۶۵۷ هجری حصار بهکر کنار دریای سند را محصور کرده و بعداز اخذ ده هزار دینار و اموال زیاد پس گشت و شمس الدین مهین بدین صورت تمام افغانستان را در تحت مرکزیت هرات در آورد، و وحدت مملکت را بعد از غوریان صورت خارجی داد . و با وجود ویرانیهای مادی ومعنوی که از دست چنگیزیان بر پیکر این مملکت رنجیده وارد آمده بود این پادشاه غیور به داوری توحیدی سیاسی آنرا التیام داد .
بسال ( ۶۵۹ ه ۱۲۶۰م ) چون ملک تاج الدین کرد بغلاوت کرد و بهقلعهٔ مستنگ بمدد امیر هوبو و امیر هرموزتیری سرداران افغان آمد ، افسران لشکر کرت ملک اختیار الدین تولک و محمد نهی و تاج الدین بغنی با آنها جنگها کردند و شمس الدین تا سال ( ۶۶۵ ه ۱۲۶۶ م ) در سفر های دربار شاهان چنگیزی با یران و غیره مشغول ماند ، و بسال ( ۶۶۶ هجری ) در اراضی افغانستان تا تیراه جنگها نموده و آن مردم را مطیع و باجگذار گردانید. چون هرات درین اوقات میدان جنگ شهزاد گان چنگیزی بود ، لهذا شمس الدین مهین انزوا اختیار کرده در قلعهٔ خیسار متحص گردید ، عاقبت شهزاده براق بدست لشکریان اباقا منهزم شد و باز فرمان ایالات سابقه بنام شمس الدین مهین صادر گردید ، و وی رابه هرات آوردند ( ۶۷۴ ه ۱۲۷۵ م ) ولی چون شهزاد گان چنگیزی نخواستند ، شخص مقتدری از خراسان بر خراسان حکم راند، و نیز شمس الدین مهین شخصی بود که خراسان و افغانستان را وحدت سیاسی داده بود ، لهذا ازو ترسیدند و با صفهانش طلب داشته و در تبریز بسال ( ۶۷۶ ه ۱۲۷۸ م ) مسموماً بکشتند .
بعداز شمس الدین مهین پسرش ملک رکن الدین ( بقلب شمس الدین کهین) در سال (۶۷۷هجری) بجای پدر در هرات نشست و به آبادی هرات و خراسان کوشید ، و مراسم عدل و داد بنیاد نهاد و تا ( ۶۷۸ هجری ) تمام قلاع غور و خیسار و غیره را بدست آورد، و بسال ( ۶۸۰ ه ۱۲۸۱ع) قلعت قندهار را نیز مسخر کرد ، و پسر خود ملک علاءالدین را بنیابت خود در هرات گذاشت ، و خود وی در قلعه خیسار غور بنشست (۶۸۲ ه۱۲۸۳م) و مانند پدر با شهزاد گان چنگیزی روابط دوستانه حفظ کرد، و هند و نوین تاتاری راکه به ازار مردم در صفحات هرات دست بر آورده بود بگرفت و تاخت و تاز شهزاد گان و خانه جنگی ها باز هرات را ویران نمود . و ملک شمس الدین کهین در همین احوال بسال ( ۷۰۵ هجری ) از جهان رفت ، ولی قبلا بسال ( ۶۸۳ ه ۱۲۷۴م ) فرزند بزرگ وی ملک فخرالدین که از دست پدر محبوس بود از زندان برآمد و از خیسار بهرات شد، واز آنجا خواف و فراه و دیگر بلاد خراسان را بگرفت (۶۸۵ه۱۲۸۶م) و بعداز دیدن نشیب و فراز در سال ( ۶۹۷ ه ۱۲۹۷ م ) در هرات بر تخت نشست و غازان خان حکومت او را از هرات تا آب سند و حد آمو به برسمیت شناخت .
فخرالدین پادشاه عمران دوست و علم پرور ادیبی بود ، خطیب پوشنجی متخلص به ربیعی کتاب کرت نامه را بنام او نظم کرد ، وی در سالدر ( ۷۰۱ ه ۱۳۰۱ع) مکررا بر اسفزار تاخت ، ولی چون اولجا یتو چنگیزی بسلطنت رسید پتبیریک او از هرات نرفت و بنا بران اولجا یتو دانشمند بهادر را باده هزار سوار بسرکوبی او بهرات فرستاد ، فخرالدین یکی از دلاوران غوری جمال الدین سام را به حفظ قلعهٔ هرات گماشت و خود وی به قلعه امانکوه رفت و سام مذکور دانشمند بهادر را کشته و لشکر اورا منهزم کرد ، اولجایتو از شدت غضب امیر یساول وبوجای پسر دانشمند بهادر را باسی هزار سپاهی بر هرات دوانید ، درینوقت فخر الدین بمرد ( ۷۰۵ ه ۱۳۰۷ م ) و اختلاف سرداران و قحطی نیز سام غوری را مجبور به تسلیم قلعه نمود ، و خود وی با همکاران بدستور یساول کشته شد .اولجایتو حکومت هرات و اسفزار و فراه و سیستان و غور و غرجستان را به ملک غیاث الدین محمد برادر فخرالدین سپرد (۷۰۷هجری) چون از حضور اولجایتو به هرات رسید غور و خیسار و اسفزار را نیز تسخیر کرد ، ولی برخی از امراء اولجایتو را برو بدبین نمودند ، بنابران در سال ( ۷۱۱ ه ۱۳۱۱ م ) او را باردوی خود خواست و تا ( ۷۱۵ ه ۱۳۱۵ م) رخصت انصراف نداد ، و در غیاب او دلدای و بوجای مردم هرات را از ترس شورش مورد آزار و ستم قرار داده بودند ، و شهزاده داود خواجه یکی از شهزاد گان عادل تاتاری غزنه و بست و زابل و تگین آباد بدست آورده بود ، ولی غیاث الدین محمد به سال ( ۷۱۵ ه ۱۳۱۵ م ) از دربار اولجایتو واپس به حکمرانی هرات تا اقاصی افغانستان و حد آمویه فرستاده شد ، درینوقت شهزاد گان چنگیزی و غیاث الدین علیشاه ملک بدخشان در حوالی سواحل آمو بهم افتادند ، و از شبرغان تا بلخ و مرغاب میدان پیکار شد ، درین جنگ بوجای بن دانشمند بهادر بقتل رسید و بسال ( ۷۱۶ هجری ) آوجی بلا امیر نکود ریان بدست غیاث الدین کشته شد . و دیگران مخالفین خودرا هم سرکوبی کرد ، و قلاع خراسان و سیستان را فتح نمود و ملک قطب الدین را در اسفزار و ملک ینالتگین را در فراه و ملک عبدالعزیز را در حصارزره باخرزو ملک فرخ زاد را در تولک سرکوبی کرد ، و بسال ( ۷۲۱ ه ۱۳۲۱ م ) پسر خود شمس الدین محمد را در هرات جانشین گردانید و به ادای حج رفت ، و همین غیاث الدین بود که امیر چوپان را در (۷۲۷ ه ۱۳۲۶ م ) بقتل رسانید و در ( ۷۲۸ هجری ) بدربار ابو سعید رفت و در ( ۷۲۹ ه ۱۳۲۸ م ) بعداز مراجعت سفر حج در هرات بمرد .
بعداز مرگ ملک غیاث الدین پسرانش ملک شمس الدین محمد ( ۷۲۹-۷۳۰ م ) و ملک حافظ (۷۳۰-۷۳۲ هجری ) و ملک معزالدین حسیندر ( ۷۷۱-۷۳۲ هجری ) بسلطنت رسیدند ، و این ملک معزالدین از مشاهیر آل کرت و مربیان علم و ادب است که مولانا سعد الدین تفتازئی مطول را بنام او نوشت و امیر مسعود برادر خواجه عبدالرزاق باشتینی ( موسس سلسله سر بداران خراسان ۷۳۶-۷۸۸ هجری ) در زاوه باو جنگ کرد و شکست خورد و حسین فایق آمد ( ۱۳ صفر ۷۴۳ ه ۱۳۴۲م) و ضربتی کاری بر حریف خود وارد آورد، و بعداز آن در بادغیس امرای اندخود و شبرغان را بشکست و چون امیر قزغن از ماورای آمو آمده هرات را محصور کرد در سال ( ۷۵۲ ه ۱۳۵۱ م ) با او صلح نمود ، و سال دیگر چون به ماوراء النهر رفت ، در غیاب او امیر باقر برادرش در هرات دعوی شاهی کرد ، ولی حسین بزودی برگشت و باقر را محبوس ساخت . معزالدین حسین بعداز ۳۹ سال سلطنت بسال ( ۷۷۱ ه ۱۳۶۹ م ) فوت کرد ، و ملک غیاث الدین پسرش ( ۷۸۳-۷۷۱ هجری) جانشین او شد ، وی در جنگ سربداران سبزوار فایق آمد ، و خواهر زاده امیر تیمور را برای پسر خویش پیر محمد بزنی گرفت ، ولی امیر تیمور چون بسال (۱۳۸۱-۸۳۰م) هرات را مسخر کرد ملک غیاث الدین را با پسرش پیر محمد و برادرش محمد به ماوراء النهر تبعید نمود و بسال( ۸۳۴ ه ۱۳۸۵ م ) بقتل رسانید و سلسله آل کرت را انجام داد .

از معاصرین آل کرت در سیستان ملوک نیمروزند، که شرح شانرا در اواخر مبحث صفاریان داده ایم ، و دیگر خانواده امرای کنار دریای ترنک اند که هوتکان باشند ، و اسلاف دولت هوتکی آینده افغانند، که در کوهسار کنار دریای ترنک در کلات غلزائی حکمرانی داشتند ، و بر خلاف تاراجهای چنگیزیان مقاومت میکردند، که ازین جمله بابا هوتک ولد تولر ( متولد ۶۶۱ ه متوفی ۷۴۰ ه ) شاعر و عارف حکمران پښتون از مدافعین بزرگ مقابل چنگیزیان است که بعد ازو شیخ ملکیار پسرش (حدود ۷۴۹ ه ۱۳۴۸م) از مشاهیر امرای جنگجو و شاعر پښتو است که در کنار دریای ترنک در مقابل اعداء جنگها کردی و همین دودمان در قرن دوازدهم هجری دولت هوتکی قندهار را تاسیس کردند ( بشرح حال هوتکیان درین کتاب رجوع شود ) شیخ متی خلیل ( ۶۸۸-۶۲۳ هجری) شاعر صوفی پښتو ، محمد بن علی بستی مولف تاریخ سوری ، احمد بن سعید لودی مولف اعلام اللوذعی فی اخبار اللودی ( ۶۸۶ هجری ) شیخ کتی متی زی خلیل ( حدود ۷۵۰ هجری ) مولف لرغونی پشتانه ( افغانان قدیم ) نیز از رجال علمی این دوره افغانستان اند .



آل کرت پادشاهان علمدوست و فاضل پرور عمران پسندی بودند در عصر شان علم و ادب و صنعت باوجود تاخت و تاز چنگیزیان فی الجمله شباب گرفت ، دربار شان مجمع علماء و شعراء بود . کرت نامه ربیعی پوشنجی، مطول تقتازائی، تاریخ هرات ، سامنامه و مجموعه غیاثی سیفی هروی و زادالمسافرین و نزهة الارواح امیر حسینی غوری از مشهور ترین مولفات دربار آل کرت است :

آل کرت هرات :

۱ – ملک کرت حدود ۵۰۰ هجری ۲ – تاج الدین عثمان مرغنی حدود ۶۰۰ هجری ۳ – عزالدین عمر مرغنی حدود ۶۰۰ هجری ۴ – ابوبکر کرت حدود ۶۰۰ هجری ۵ – رکن الدین خیسار حدود ۶۴۳ هجری ۶ – ملک شمس الدین محمد مهین بن ابی بکر کرت (۶۷۶-۶۴۳) ۷ – ملک رکن الدین ملقب به شمس الدین کهین بن ابی بکر کرت (۷۰۵-۶۷۷ هجری ۸ – ملک فخرالدین ولد کهین ( ۷۰۶-۷۰۵ هجری ۹ – ملک غیاث الدین محمد ولد کهین ( ۷۰۶- ۷۲۹ هجری ۱۰ – ملک شمس الدین بن غیاث الدین محمد ( ۷۲۹- ۷۳۰ هجری ) ۱۱ – ملک حافظ بن غیاث الدین محمد ( ۷۳۰ -۷۳۲ هجری ۱۲ – ملک معزالدین بن غیاث الدین محمد ( ۷۷۱-۷۳۲ هجری ) ۱۳ – باقرین غیاث الدین محمد ( ۷۵۳ هجری ) ۱۴ – ملک غیاث الدین پیر علی بن معزالدین ( ۷۸۳-۷۷۱ )




ماخذ:
تاریخ هرات سیفی - مقالهٔ تعدیل در نسب نامه آل کرت بقلم حبیبی در مجله آریانا- تاریخ ایران در عصر مغول از عباس اقبال -پته خزانه- لب التواریخ- تاریخ سیستان- تاریخ ادبیات ایران جلد ۴ از براون - تاریخ ادبیات پښتو جلد ۲ - تزک تیموری - حبیب السیر- روضةالصفا - طبقات ناصری .
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

علامه عبدالحی حبیبی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us