څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

سامانیان (٢٧٩- ٣٨٩هجری)


خاندانیست از اولاد (سامان خداه) مرد نجیبی که در روستای سامان بلخ حکمرانی و کیش زردشتی داشت، وی بقول گردیزی بردست مأمون الرشید در حدود (۱۹۷ه-۸۱۲ع) مسلمان شد، واسد فرزند سامان بحضرت مأمون راه یافت، این اسد چهار پسر داشت: نوح- احمد- یحیی- الیاس که از طرف غسان بن عباد حکمران خراسان، سمر قند و سغد به نوح و فرغانه به ا حمد و چاچ و اسروشنه به یحیی، و هرات به الیاس سپرده شد، و ابراهیم پسر الیاس به سپه سالاری دودمان طاهریان رسید. فرزند احمد بن سامان که امیر نصر نامداشت از طرف خلیفه معتمد بسال (۲۶۱ه-۸۷۴ع) بامارت ماوراء النهر شناخته شد، وی حکومت بخارا را ببرادرش اسمعیل بن احمد گذاشت، تا که بسال (۲۷۵ه-۸۸۸ع) در بخارا بین دو برادر جنگی سخت روی داد، و نصر بدست اسمعیل افتاد، و به سمرقند فرستاده شد، و بسال (۲۷۹ه-۸۹۲ع) از جهان رفت و تمام ماوراء النهر و خراسان بدست اسمعیل افتاد، و دربار خلیفهٔ معتضد و مکتفی نیز رسماً او را به پادشاهی شناخت وی مؤسس سلسلهٔ آل سامان است که بسال ( ۲۸۷ه-۹۰۰ع) قوت گرفت و دربار خلافت بغداد نیز او را در مقابل آل صفارسیستان که دم از استقلال میزدند تقویت کرد و همدرین سال در بلخ عمر و لیث صفاری رااسیر نمود و افغانستان شمالی و غربی را از تخارستان تا مرو و هرات و شمال ایران و ممالک ماوراءالنهر را ضمیمهٔ مملکت سامانی گردانید. و بقول مجمل فصیحی اسمعیل بر برخی از ناحیت های غربی هند نیز دست یافته بود که شاید مقصد آن گندهارا باشد محمد بن محمد بن عبدالله بلعمی مترجم تاریخ طبری بزبان دری وزیر فاضل این پادشاه بود، اسمعیل بسال (۲۹۵ه-۹۰۷ع) از جهان رفت. (عکس مقبره اسمعیل سامانی نمبر۴۳)
بعد از مرگ اسمعیل فرزندش احمد بجای او نشست، وی در سال (۲۹۷ه-۹۰۹ع) بهرات آمد، و حسین بن علی مروزی را بسیستان فرستاد،


تا حکمرانان صفاری معدل و ابوعلی را که تا بست و رخج دست یافته بودند از بین برد، و سیستان را بمنصور بن اسحاق سامانی داد، ولی مردم سیستان چنانچه گذشت بقیادت سندلی اورا گرفتند (۳۰۰ه-۹۱۲ع) احمد بسال (۳۰۱هجری) بدست غلامش کشته شد، و مردم پسر هشت سالهٔ او نصر بن احمد را بتخت برداشتند، و ابوعبدالله محمد بن احمد الجیهانی وزیر دانشمند او امور مملکت را اداره می کرد. بسال (۳۰۲ه-۹۱۴ع) منصور بن اسحاق سامانی در خراسان سر برداشت و حسین علی مروزی نیز از سیستان و هرات بدو پیوست ولی از دربار سامانی احمد بن سهل سپه سالار بهرات آمد، چون منصور در نیشاپور مرد، حسین در سال (۳۰۶ه-۹۱۸ع) بعد از نبرد های صعب تسلیم و عفو شد. در عهد نصر چنانچه گذشت ولایت سیستان بین حکمرانان محلی و امرای سامانی دست بدست میگشت، دیگر از وقایع این خصر به تاریخ افغانستان ربطی ندارد. نصر بسال (۳۳۱ه-۹۴۲ع) بعد از شاهی سی سال در گذشت. و نوح اول پسرش بر تخت سامانی نشست. ازو قایم مهم عهد وی در صفحات افغانستان شمالی و خراسان شورش بوعلی چغانی بن محتاج است که حکمران این نقاط بود، و بمدد امیر ختلان در بلخ و گوزگانان و سمنگان و تخارستان لشکر فراهم آورد، ولی از لشکر امیر نوح شکست خورد. و بسال (۳۴۱ه-۹۵۲ع) باز از طرف دربار سامانی بامارت خراسان شناخته آمد. نوح بسال (۳۴۳ه-۹۵۴ع) مرد، و فرزندش عبدالملک اول بر تخت نشست. در عصر وی ابوالحسن سیمجور بسال (۳۴۵ه-۹۶۰ع) بسپه سالاری خراسان مقرر شد، ولی مردم از وی شکایت کردند، و عوض او ابومنصور عبدالرزاق بخراسان آمد (۳۴۹ه۹۶۰ع) و بعد ازوهم الپتگین حاجب الحجاب به سپه سالاری خراسان گماشته شد، و ابوعلی محمد بلعمی حکمران آنجا بود و بکربن مالک بقول ابن مسکویه برای قلع و قمع بو علی محتاج مقرر شد، تا او را از خراسان برکند، بکر او را با قاصی خراسان دوانید، تا که عبدالملک اول بسال(۳۵۰ه-۹۶۱ع) درگذشت، و برادرش منصور بن نوح اول جانشین او شد، وی ابو منصور عبدالرزاق زا به حکمداری خراسان و دفع الپتگین گماشت، این شخص بسال (۳۵۰هجری-۹۶۱ع) از نیشاپور عقب نشسته ببلخ و خلم و تخارستان و غزنه آمد و اساس دولت غزنوی را نهاد. به سال (۳۵۳هج-۹۶۴ع) سرهنگ ابوعلی محمد بن عباس در حصار تولک هرات عاصی شد.از طرف ابوالحسن سمجور حکمران خراسان، بوجعفرنامی





بدفع او گماشته شد، که بعد از تسخیر حصارتولک برخی از قلاع غور را نیز گشود. در عصر منصور خلف بن احمد حکمران سیستان نیز از طرف دولت سامانی تقویه شد، ولی بعد ازین خلف مذکور در سیستان سر از اطاعت سامانیان برداشت، و منصور را با او هفت سال جنگ روی داد، که در نتیجه بصلح انجامید (۳۷۳هجری) ولی همین وقایع بقول این اثیر سبب و هن دولت سامانی شد، و حکمرانان اطراف را طمع خام بمرکز آنان پیداگشت. منصور بسال (۳۶۶ه-۹۷۶ع) از جهان فت، و بجای او نوح دوم بن منصور بنشست، در عصر او حکمرانی خراسان تا موقع مرگش (۳۷۸ه-۹۸۸ع) به ابوالحسن سیمجور تعلق داشت، والپتگین از جهان رفته و عوض او دادماد وی سبکتگین امور غزنی را بدست گرفته بود. و ابوعلی سیمجور که بعد از مرگ پدرش ابواحسن خراسانرا در دست داشت، با فایق خاصه حکمران بلخ همدست شد، و خود سری آغاز نهادند، نوح برای سرکوبی آنها و اصلاح امور خراسان یکی از رجال دربار ابوالعباس تاش را بخراسان فرستاد، و از سبکتگین امداد خواست، سبکتگین با پسرش محمود بکمک نوح دوم بیامد، و در نزدیکی هرات در سال (۳۸۴ه-۹۹۴ع) ابوعلی را بشکست و آنها بدربار دیلمیان پناه بردند، و امیر نوح دوم، سبکتگین را بلقب «ناصر الدین» به حکمداری خراسان تا غزنه و کابل و بلخ بشناخت، و محمود پسرش را بلقل «سیف الدوله» به حکمداری نشاپور نواخت. امیر نوح دوم و سبکنگین بسال ( ۳۸۷هجری) در گذشتند، و منصور دوم فرزند نابالغ نوح دوم بر تخت سامانی نشانده شد، ولی نظام دودمان آل سامان از هم گسیخت، و ایلک خان بخارا را گرفت و فایق و بکنوزون منصور دوم را کور کردند ( ۳۸۹ه-۹۹۸ع) و برادرش عبدالملک دوم بن نوح دوم را بتخت برداشتند. اما سلطان محمود به انتقام آن پادشاه کور بمرو آمد، و بالاخر با بکتوزون و فایق چنین کرد: که هرات و بلخ ( یعنی افغانستان تا کابل) ازان محمود باشد، و نشاپور و مرو ایشانرا محمود ازین جنگ بسال (۳۸۹هجری) بازگشت، و همدرین سال ایلک خان بربخارا تصرف کرد، و عبدالملک دوم سامانی را به اوزگند زندانی گردانید و بکشت. ابونصر ابراهیم منتصر پسر نوح دوم شهزاده آخرین سامانی دالیرانه بانصر برادر محمود و ایلک جنگ میکرد و سر انجام بسال (۳۹۵ه-۱۰۰۱ع) بتحرک محمود کشته شد و سلسله سامانیان منقرض گردید.
از مشاهیر علمی و اداری این عصر دو نفر وزرای معروف محمد بن احمد جیهانی



(جامع جغرافیای مفقود) و محمد بن محمد بلعمی (مترجم تاریخ طبری به دری ) و از شعرای قدیم دری هم ابوشکور بلخی ، و رودکی ، و دقیقی بلخی ، و ابو محمد هاشم (شاعر پښتو متوفی ٢٩٧هجری در بست) و غیره اند.
در عصر سامانیان دیانت اسلام و مدنیت اسلامی بازبان و ادب عربی تا کابل روائی یافت ، ولی سرحدات شرقی مملکت مانند ننگرهار- لغمان- دره های کنر و کوهسار خوست و منگل با مدنیت و وضع و ادیان و زبان های قدیم ماند. و ادبیات دری نشو نمای خوبی نمود. (شجره آل سامان نمبر ٣٣)
*۱- نصر اول بن احمد سامانی (٢۶۱- ٢٧٩هجری) *٢- اسمعیل بن احمد (٢٧٩- ٢٩۵هجری) *٣- احمد بن اسمعیل (٢٩۵- ٣۰۱هجری) *۴- نصر ثانی بن احمد (٣۰۱- ٣٣۱هجری) *۵- نوح اول بن نصر (٣٣۱- ٣۴٣هجری) *۶- عبدالملک اول بن نوح (٣۴٣- ٣۵۰هجری) *٧- منصور اول بن نوح (٣۵۰- ٣۶۶هجری) *٨- نوح دوم بن منصور (٣۶۶- ٣٨٧هجری) *٩- منصور دوم بن نوح دوم (٣٨٧- ٣٨٩هجری) *۱۰- عبدالملک دوم بن نوح دوم (٣٨٩هجری) *۱۱- ابو ابراهیم منتصر بن نوح دوم ٣٩۰ تا قتل او در ٣٩۵هجری


مآخذ:
گردیزی- ابن اثیر- طبقات ناصری- دایرة معارف اسلامی- تاریخ سیستان- تجارب الامم- تاریخ الاسلام السیاسی... مختصر تاریخ ایران از پاول هورن- روضةالصفا- طبقات سلاطین اسلام- معجم الانساب زمباور- تاریخ بخارا- لب التواریخ- تاریخ یمینی- ترکستان باتولد- حبیب السیر.
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

علامه عبدالحی حبیبی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us