څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

دورهٔ مستقل اسلامی طاهریان (۲۰۵-۲۵۹هجری)


سر سلسسلۀ این دودمان طاهر فرزند حسین بن مصعب بن رزیق بن ماهان است که یکی از خاندانهای مقتدر پوشنگ (زنده جان امروز غرب هرات) اند، مصعب بن رزیق از مشاهیر بلاغت و ادب بود که در عصر عباسیان شغل حکومت پوشنج داشت، و بعد ازو حسین پسر او در حدود (۱۸۰ه-۷۹۶ع) بحکومت پوشنج منصوب بود، حسین که در پوشنج بسال (۱۵۹) بدنیا آمده بود، و از دربار آل عباس حکمرانی شام و بغداد نیز داشت، در (۱۹۹هجری) بمرد، و طاهر فرزند او یکی از دلاوران و آزادی خواهان خراسان بار آمد، و بدست وی اساس اولین حکومت ملی در خراسان اسلامی گذاشته شد، و آمال گذشتگان فداکار راه استقلال که مدت دوصد سال برای این مقصد بزرگ کوشیده بودند بهمت این راد مرد تحقق پیدا کرد باین تفصیل:
بعد از در گذشت هارون الرشید بین فرزندانش امین و مامون اختلاف پیدا آمد امین که در بغداد خلیفه شده بود، علی بن ماهان را با (۶۰) هزار لشکربه جنگ برادر فرستاد (۱٩٨ه)ولی مامون که در خراسان بود ، چهار لشکر خراسانی را به قیادت همین طاهر پوشنجی ارسال کرد، و علی سردار لشکر بغداد بدست طاهر کشته و لشکریان امین شکسته شدند. طاهر بر بغداد بتاخت و سرامین را ببرد، و مامون را بر تخت بغداد نشاند و شوکت عظیم بدست آورد، که در ازای این خدمات اولا به حکومت شام و شحنگی بغداد و بعد از آن بحکمرانی خراسان و لقب ذوالیمینین ملقب گردید. (۱۱۹ه-۸۱۴م)
طاهر بعد از وصول بخراسان اولا در توحید اداره و استقرار مرکزیت خراسان کوشیده و در مدت دو سه سال کرمان- سیستان- هرات- نیشاپور- مرو- جوزجان- بلخ- طخارستان را بمزکز خود وصل کرد، و تا (۲۰۵هجری-۸۲۰هجری) ازاین فتوحات مهم فارغ گشت و نقشهٔ استقلال را طرح نمود، و بخراسانیان داستان فرکهن را یاد آوری کرد، بعد از آن که از تمرکز ولایات مطمئن شد و مردم خراسان را بدور خود فراهم آورد، روز جمعه ۲۴ جمادی الاخری سنه (۲۰۷ه- ۸۲۲ع) بود که طاهر اعلان



استقلال خراسان بداد، و در خطبهٔ جمعه نام مامون را ذکر نکرد. این روز تاریخی در تاریخ خراسان اولین روزیست که مساعی دو قرن این مردم در راه تحصیل آزادی بار داد، و نخستین اساس حکومت ملی در خراسان بدست طاهر فوشنجی گذاشته شد. اما بدبختانه طاهر رادمرد دلاور و آزادیخواه، در همین شب از جهان در گذشت، و پسر او طلحه که مرد دانشمندی بود و از طرف پدر امیری سیستان داشت بر مسند استقلال پدری نشست و شش سال به عدالت و مردم پروری حکم راند، و دربار خلافت بغداد نیز حکومت او را برسمیت شناخت، و از هیجان مردم استقلال طلب خراسان بترسید. طلحه در سنه (۲۱۳ه-۸۲۸ع) در سیستان با حمزه خارجی در آویخت، اما در همین سال این امیر فاضل و متدین و عادل درگذشت، و برادرش عبدالله بن طاهر( متولد ۱۸۲هجری) که مدتی در شام و مصر حکمران و بعد ازآن از طرف دربار بغداد بر خلاف با بک خرمی در پارس جنگ میکرد امیر گشت، و در بار بغداد او را رسماً بامارت خراسان بشناخت، روابط عبدالله با دربار بغداد خیلی صمیمانه بود و همواره با دشمنان بزرگ خلافت میجنگید، و عناصر خطرناک دولت عربی را مقهور میکرد. چنانچه در (۲۱۹ه-۸۳۴ع) امام زاده محمد بن قاسم را در طالقان اسیر کرده و بنزد خلیفه فرستاد، و در (۲۲۴ه-۸۳۵ع) مازیار بن قارن حکمران طبرستان را بطرفداری خلافت بشکست، و حکمداران او در سیستان چندین بار شورشهای آن ولایت را فرو نشاندند. عبدالله مدت ۱۷ سال برتمام خراسان و حصص غربی افغانستان حکم راند. و بسال (۲۳۰ه-۸۴۴ع) از جهان رفت، وی نیز شاه ادیب و عمران پسند و عالمی بود و در ایام او بسال(۲۲۴ه--۸٣٨ع) در خراسان زلزله مدهش و در سیستان بسال(۲۲۰ه -۸۳۵ع) خشکسالی صعب روی داده بود و آب هیرمند خشک شده بود.
بعد از عبدالله پسرش طاهر دوم تا مدت ۱۸ سال حکم راند در زمان او قیام مردم سیستان بقیادت صالح بن نضر و یعقوب لیث روی داد، و شالوده امارت آل صفار ریخته شد، بدین معنی که از طرف طاهر ابراهیم بن حضین حکمران سیستان بود، ابراهیم پسر نااهل خود احمد نامی را بر بست والی گردانید، احمد با عثمان بن نصر و احمد بستی و بشاربستی که از صنادید آن ولایت بودند در آویخت، و مردم بست و سیستان از طاهریان روی بر تافتند و در (۲۳۸هجری) در بست با صالح بیعت کردند، و درین بحران و فتور یعقوب لیث صفاری قوت گرفت و در (۲۴۶ه-۸۶۰ع)



سیستان را از حوزهٔ اقتدار طاهر بیرون کشید و خود طاهر در (۲۴۸ه-۸۶۲ع) از جهان رفت.
محمد پسر و جانشین طاهر دوم شخص بی کفایت و عیاش و تنبل بود، و یعقوب لیث صفاری از سیستان برو چیره شد، واو را در (۲۵۹ه-۸۷۲ع) بزندان افگند ازین خاندان ابراهیم بن محمد بن طلحه بن عبدالله بن طاهر تا ۲۶۸هجری در مرو بود، که در ۲۷۸ خجستانی او را بشکست و احمد بن محمد در ۲۶۷هجری در خوارزم و طاهر سوم بن محمد در نیشاپور از ۲۵۹ تا ۲۸۲هجری حکمران بود، ولی ۵ نفر شاهان این سلسله فقط بر افغانستان غربی و شمالی دست داشتند، و در ولایات جنوبی و شرقی افغانستان رتبیلان و کابلشاهان سلطنت میکردند. دودمان طاهریان و مرکز خلافت بغداد روابط دوستانه را حفظ میکردند و زبان درباری و ادبی شان عربی بود، و بر خلاف بقایای دین زردشتی در افغانستان سعی میکردند، چنانچه در (۲۱۳ه-۸۲۸ع) عبدالله کتب زردشتی را بسوخت.
اینک لست طاهریان افغانستان:
*۱- طاهر بن حسین فوشنجی(٢۰۵-٢۰٧هجری)
*۲- طلحه بن طاهر( ۲۰٧-٢۱٣هجری)
*۳- عبدالله بن طاهر(۲۱۳- ۲۳۰هجری)
*۴- طاهر دوم بن عبدالله(۲۳۰- ۲۴۸هجری)
*۵- محمد بن طاهر دوم( ۲۴۸- ۲۵۹هجری)
*۶- طاهر سوم محمد(۲۹۵هجری)
مآخذ:
طبری- زین الاخباری- تاریخ سیستان- روضة الصفا- ابن اثیر- طبقات ناصری- تاریخ ایران دورهٔ طاهریان- طبقات سلاطین اسلام- معجم الانساب زمباور- تاریخ ادبیات ایران از دکتور صفا- تاریخ اجتماعی ایران- تاریخ ادبیات فارسی از سعید نفیسی.
( * علامت اینست که مسکوک این پادشاه موجود است)
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

علامه عبدالحی حبیبی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us