څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

وجه تسمیۀ غور


درلغت نامه برهان قاطع آمده است که: غور بروزن مُـور (نُـور ) نـام والیتـی اسـت معروف، نزدیک قندهار. آقای عبدالحی حبیبی وآقای عزیزاحمد پنجشیری دونفر مؤرخ معاصرکشورما را عقیدهبـهآن است که کلمۀ غور، ریشـۀ ، باسـتانی داشـته واز زبـان اویسـتا وسانسـکریت ولسان باختری قـدیم بـاقی مانـده اسـت کـه بـه معنـی کـوه میباشـد . زیـرا ایـن سـرزمین 1 کامال کوهستانی بوده وبنا به این مشخصۀ طبیعی آنرا غور نامیدند. استاد فکری سلجوقی نوشته است: وگروغـر بمعنـی کـو ه اسـت وایـن واژۀ دری 2 تــااکنون در زبــان پشــتو زنــده مانــده و کــوه را غــر میگوینــد . ولــی بعقیــدۀ نویســنده عاجز، ممکن است کلمۀ غور، بضم اول از غور، بفتح اول گرفتـه شـده با شـد کـه بزبـان عربی به زمین سراشیب، گودی، قعر، ته چیزی مثل ته چاهاطالقگردیده وبـه فروشـدن 3 وفرو فتن وفرورفتگی استعمال می شود. زیرا در غور، وادیها ودره های عمیق وپرنشیب وفرورفتگی های زیادی وجود داردکه عموما سکونت اهالی درهمین فرورفتگیها میباشد.
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

غوث الدین مستمند غوری











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us