څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

تصحيح اشتباهات املايی


سخی عنوانی جناب محترم معروفی
به ادامۀ بحث در ارتباط به املای زبان دری، اخيراً، نوشتۀ ديگری از جناب محترم خليل االله معروفی تحت عنوان
"فيروزه يی – يک فيروزه؟ فيروزه يی – از فيروزه!"، در ويب سايت افغانستان آزاد – آزاد افغانستان به نشر رسيده
است. همان گونه که حدس ميزدم، ايشان در نوشتۀ شان پيشنهادات و نظرياتی را که من در مورد املای زبان دری
در يکی دو مقالۀ قبلی ام ارائه کرده بودم، رد نموده و به دفاع از شيوۀ نگارشی که خود شان توصيه ميکنند، پرداخته
اند. من پيرامون نکات ارائه شده از سوی محترم معروفی در نوشته های بعدی ام به تفصيل توضيح خواهم داد. اما
دو چيز مرا وادار به نوشتۀ کنونی مينمايد: يکی به کارگيری جملات کنايه آميز از سوی آقای معروفی است که در
نوشتۀ شان به وفور ديده ميشود، از قبيل "فيرهای هوائی"، "گلۀ ما از کسانيست که خود رهنمود نگارش را پيش
ميکشند!!!"، " ... فصاحت جمله را تا سطح کلام نوآموزان سقوط ميدهد"، "جناب جان محمد ميبينند، که نه هرچه
زرد جلوه فروخت طلاست!!!" و مثالهای ديگری از اين قبيل، که خواننده گان خود ميتوانند آنها را در نوشتۀ آقای
معروفی بخوانند. من احساس ناراحتی ميکنم که به شخصی چون محترم معروفی يادآوری کنم که هيچ لزومی ندارد
تا ايشان برای بيان موقف و ديدگاه خود از اين گونه جملات، که آشکارا شخصيت، فهم و صلاحيت مخاطب شان را
مورد سوال قرار ميدهد، استفاده کنند، مگر آن که هدف ايشان چيز ديگری به جز از ادامۀ بحث در بارۀ املای زبان
دری باشد. هرگاه ايشان نميخواهند به بحث کنونی، که يگانه هدف بنده از آن همگون سازی املايی وارتقای سطح
آگاهی ما در باب اين موضوع است، ادامه بدهند، من عذر ايشان را ميپذيرم و بيشتر از اين با بحث روی اين
موضوع باعث ضياع وقت ايشان نميشوم. اما، اگر هدف معياری ساختن املای زبان دری باشد، در آن صورت،
جايی برای کتره و کنايه گفتن باقی نميماند. اميد وارم با ذکر اين نکته باعث رنجش خاطر ايشان نشده باشم.
نکتۀ دوم اين که آقای محترم معروفی از من خواسته اند تا بکوشم در نوشته هايم هيچ اشتباه املايی و انشايی را
مرتکب نگردم. من هم با اين خواستۀ شان صد در صد موافق استم . اما به خاطر بايد داشت که اشتباهات املايی و
دستوری دو نوع اند. يکی اشتباهاتی اند که نويسنده هميشه آنها را در نوشتۀ خود تکرار ميکند. اشتباهات نوع دوم
آنهايی اند که صرف همان يک بار در نوشتۀ نويسنده ديده ميشوند و شايد ديگر تکرار نگردند. در صورت اول،
نويسنده بايد طرز نگارش معياری را بياموزد، اما در صورت دوم اشتباه شايد تايپی باشد يا هم نويسنده متوجه آن
نشده باشد، که در اين صورت نبايد موصوف را به "بيسوادی" متهم نمود. آقای معروفی نيک ميدانند که اکثريت
مطلق نويسنده گان اشتباهات املايی و انشايی خود را، با وجودی که صورت درست آن را هم ميدانند، در نوشته
های شان نميبينند، به خصوص اگر طول نوشتۀ شان از چند صفحه تجاوز کند. در گذشته ها، برای رفع اين نقيصه
طوری معمول بود که هر نوشته يی، پيش از نشر آن، از زير نظر يک مصحح مجرب ميگذشت. اما متأسفانه، حال
چنين طرزالعملی يا هيچ وجود ندارد يا هم اگر دارد، بسيار به ندرت از آن کار گرفته ميشود. فلهٰذا، باعث خوشنودی
ام خواهد شد اگر کسی نوشته هايم را تصحيح نموده و دوباره به من بفرستند تا من اشتباهاتم را اصلاح نمايم.

گفتم که اکثريت مطلق نويسنده گان اشتباهات املايی خود را نميبينند و شما، آقای معروفی، هم از اين امر مستثنیٰ نيستيد. در مقالۀ اخير تان، که در فوق از آن نام برده ام، شماری از اشتباهات تايپی، املايی و حتیٰ دستوری ديده ميشوند، که من به اجازۀ شما، به تعدادی از آنها در ذيل اشاره ميکنم تا خود ببينيد که نوشته های شما هم از اشتباهات املايی و دستوری عاری نيستند. در نوشتۀ تان، اشتباهات زير ديده ميشوند: زبانشانسی، گونانگون، برخورادار، اخرين ، برآورده ساخته و بتواند، نميدهدمش، دگری. اشتباهات فوق را من بالترتيب به اين صورت تصحيح ميکنم: زبانشناسی، گوناگون، برخوردار، آخرين، برآورده ساخته بتواند، نميدهمش، ديگری. در نوشتۀ تان، شما حرف اضافۀ "به" را در ارتباط به کلمات ما بعد آن به دو نوع مينويسيد: "بکار بنديم" و "به کار ميبندد". البته بعضيها، به شمول جناب شان، "به" را در اکثر موارد با کلمۀ بعدی يک جا مينويسند. اما بر اساس قواعد معمول در زبان نوشتاری دری، حرف اضافۀ "به" با کلمۀ مابعد خود چسپانده نميشود، به استثنای مواردی مانند، بدان جهت، بدين صورت و غيره. صرف نظر از اين، اگر شما خواهان چسپاندن "به" با کلمۀ مابعد آن استيد، پس بهتر است هميشه از همين يک قاعده پيروی کنيد. افزود بر اين، شما پسينۀ "را" را هم گاهی با کلمۀ ماقبل از آن يک جا مينويسيد و گاهی هم جدا از آن، که اين شيوه هم بدون دليل موجهی يادگيری و ياددهی زبان نوشتاری را دشوار ميسازد. در اين مورد هم، شيوۀ پذيرفته شده و منطبق با اصول زبان نوشتاری دری همانست که پسينۀ "را" جدا از کلمۀ ما قبل آن نوشته شود. علاوه بر اشتباهات فوق، در نوشتۀ تان اغلاط دستوری هم ديده ميشوند. مثلاً، شما نوشته ايد: - "از دانشمندان نامور ايران فقط مرحوم استاد "عبد الحسين زرين کوب" - مولاناشناس مشهور ايران- و استاد مرحوم داکتر"ذبيح االله صفا" - مؤلف کتاب هشت جلدی "تاريخ ادبيات در ايران" شيوه ای را به کارمی بندد ..." چون فاعل جمله جمع ذيروح است، فعل هم بايد "به کارميبندند" باشد تا با فاعل جمع مطابقت داشته باشد. - "ايشان از شيوه ای پيروی ميکنند، که بنده نيز برای درست نويسی پيشنهاد کرده ام." در اين جمله، چون فاعل مفرد غايب است، آقای معروفی بايد "پيشنهاد کرده است" مينوشتند. - ""بحيره" به فتح اول و کسر دوم - ناقه يا شتر ماده ای که ده بار چوچه داده باشد (در دری ما "دومی" را بجای "اولی" بکار ميبرند و در ايران هيچکدام ايشان را)." کار برد ضمير "ايشان" در اين جمله نادرست است زيرا اين ضمير برای اسمای جاندار به کار ميرود. در اين جمله، به جای "ايشان" بايد از ضمير متصل "شان" يا ضمير "آنها" استفاده ميشد. - ""بلند" در دری افغانستان محض مقابل "پست" استعمال ميگردد. فارسی ايران "بلند" را علاوتاً در معنای "طويل، دراز" نيز استعمال ميکنند." از لحاظ دستوری اين جملۀ آقای معروفی نادرست است. در جملۀ فوق بايد قبل از "فارسی" حرف اضافۀ "در" به کار برده شود. حرف اضافۀ "در" صرف در موارد خاصی قابل حذف است و آنهم در زبان گفتاری. - "... ايشان با چنين مأمولی، بسا باريکيهای" تقرير از تحرير "را جواب گفته نميتوانند...." اين جمله، که امثال آن به وفور در نوشتۀ محترم معروفی ديده ميشوند، کاملاً بر زبان گفتاری دری استوار است. نخست، در زبان نوشتاری، وقتی ما فعل "جواب گفتن" را به کار ميبريم، قبل از مفعول بايد حرف اضافۀ "به" بيايد. بناءً، بر اساس زبان معياری دری، در جملۀ فوق بايد پيش از "بسا" حرف اضافۀ "به" استعمال شود و پسينۀ "را" از جمله حذف شود. ثانياً، ساختار "گفته نميتوانند" تنها در زبان گفتاری مورد استعمال دارد و نبايد در زبان نوشتاری به کارگرفته شود. مثلاً، در زبان گفتاری ما ميگوييم: "به مهمانی آمده نميتانم"، اما در زبان نوشتاری عين جمله را بايد چنين نوشت: "نميتوانم به مهمانی بيايم؛ يا به مهمانی نميتوانم بيايم." بناءً، جملۀ آقای معروفی را من به اين شکل تصحيح ميکنم: ايشان با چنين مأمولی، نميتوانند به بسا باريکيهای "تقرير از تحرير" جواب بگويند؛ يا ايشان با چنين مأمولی به بسا باريکيهای "تقرير از تحرير" نميتوانند جواب بگويند.ً

در حال حاضر، استفاده از قواعد زبان گفتاری در زبان مکتوب در نوشته های نويسنده گان دری و فارسی بيشتر از هر وقت ديگر ديده ميشود. يکی از مثالهای ديگر در زمينه حذف "است" از فعل در زمان ماضی قريب است. در همين نوشتۀ اخير شان، محترم معروفی، ضمن، به زعم خود شان، بر شمردن اشتباهات املايی در نوشتۀ بنده، چنين فرموده اند: "خود جملۀ شما از نگاه فصاحت کلام نيز پذيرفتنی نيست. اين جمله را بايد بشکل "اين بزرگترين کشتيی است، که تاکنون ساخته شده" اصلاح کرد، چون "است" دوم از فصاحت جمله ميکاهد و آنرا تا سطح کلام نوآموزان، سقوط ميدهد!!!" در قدم نخست بايد بگويم که فصاحت کلام را نبايد با اشتباهات املايی يا دستوری مغالطه کرد. جمله يی شايد برای من فصيح باشد، اما برای شما نه، که اين بيشتر از همه وابسته گی دارد به سليقه های شخصی من و شما، نه به قواعد دستوری يا املايی زبان مورد بحث. برای من مايۀ تعجب است که آقای معروفی جملۀ فوق بنده را نادرست خوانده اند زيرا در جملۀ من هيچ گونه اشتباه املايی يا دستوری وجود ندارد. اما برخلاف، پيشنهاد آقای معروفی خود خلاف دستور زبان دری است زيرا حذف "است" در صورتی که فعل در زمان ماضی قريب باشد، در زبان نوشتاری مجاز نيست. ما صرف در زبان گفتاری "است" را از فعل در زمان ماضی قريب حذف ميکنيم. مثلاً، در زبان گفتاری ميگوييم: "احمد نان خورده"، که معاد ل آن در زبان نوشتاری "احمد نان خورده است" ميباشد؛ يا "مکتب نو از سمنت و خشت پخته ساخته شده"، که معادل آن در زبان نوشتاری "مکتب نو از سمنت و خشت پخته ساخته شده است" ميباشد. وقتی آقای معروفی توصيه ميکنند که ما "ساخته شده" بنويسيم (نه "ساخته شده است") علتش هم همينست که ايشان تحت تأثيرقواعد زبان گفتاری قرار گرفته اند و الی دليلی وجود ندارد که در زبان معياری "است" از فعل در زمان ماضی قريب حذف شود.
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

جان محمد











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us