څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

آتشکده ظفر کانیشکا (اونیندو) یا معبد سرخ کوتل


کتیبه های کوشانی
آتشکده اونیندو یا معبد سرخ کوتل یکی از پراهمیت ترین بنا های میباشد که درعهد کوشان شاهان اعمار گردیده است. این معبد باستانی درولایت بغلان در۱۸ کیلومتری شمال شهر پلخمری قرار داشته و به اساس معلومات مندرج درکتیبه معتبر سرخ کوتل که یکی ازمهمترین اسناد تاریخی ازنگاه زبانشناسی و ریشه یابی زبان دری باختریست درماه نیسان سال سی و یکم پادشاهی کانیشکای کبیر چاهی درآن حفرگردیده است. اونیندو Oanindo الهه ظفر در فرهنگ کوشانی بودکه درپشت سکه های هاویشکا به کثرت دیده میشود.
معبد عظیم سرخ کوتل درسمت شرقی تپه مرتفعی که ارتفاع آن بالغ بر۴۷۰ متر میگردد به شکل مصطبه (مرتبه دارد) در پنج طبقه در قلب تپه مرتفعی ساخته شده؛ عرض مرتبه ها ۴۶۵ متر محاسبه گردیده است. درین معبد بزرگ سه قطار پلگان در فاصله های منظمی به چشم میخورد که ۱۸۰۰ سال پیش عابدان را به مرتبه های مختلف این آتشکده شکوهمند رهنمون میگشته است. طرح مرتبه دارمعبد سرخ کوتل بیننده را تا اندازهٔ بیاد اهرام مصطبه ئی مصر قدیم می اندازد. در مصر باستان اهرام نخستین به شکل مرتبه دار ایجاد میشد و واین نوع اهرام بنام مصطبه یاد میگردید ند ،اما معبد سرخ کوتل بسیار بزرگتر از اهرام مصر است زیرا ارتفاع بزرگترین هرم غزه بیش به ۱۴۷ متر وابعاد قاعده آن به ۲۳۰ متر میرسد. این موضوع به منظوردانستن ابعاد عظیم معبد سرخ کوتل یاد شد؛ ورنه ازنگاه اهداف ساختمانی وعصرهای متفاوتیکه این پدیده های بزرگ تاریخی ایجاد گردیده اند باهم قابل مقایسه نیستند.

تحقیقات درمورد معبد عظیم سرخ کوتل درسال ۱۹۵۲ توسط (هیأت باستان شناسان فرانسه در افغانستان) DAFAآغاز وتا سال ۱۹۶۶دوام نمود. پروفیسور دانیل شلوم برژه دانشمند معروف فرانسوی پیشبرد این تحقیقات بزرگ را به عهده داشت. سرخ کوتل عبادتگاه بزرگیست که مارا به زوایای بسیار مهم و فرهنگ وتمدن قرن دوم میلادی آریانا و سرزمین های همجوارآن آشنایی بیشترمیبخشد.

برفرازتپه سا ختمان آتشکده با ابعاد ۳۵ متر در۳۵ جلب نظر میکند که درگاه اصلی آن در روزگاران پیشین بسوی شرق باز میگردیده ا ست.درمیان آتشکده سکوی سنگی مربع شکلی درست درقسمت مرکزی آن قرار دارد که در ازمنه باستان آتش مقدس بقرار عقاید اوستایی برسطح سنگفرش آن بر افروخته میگردیده که بقایای خاکستربرسنگفرش ها این حقیقت را تائید میکند. بنا بریافته های باستانشناسان زمین معبد باسنگفرش زیبای پوشیده بوده وزینه کوچکی سطح سنگفرش شده عبادتگاه را به سکوی مقدس وصل میکرده است. درچهارگوشه سکوی سنگی بقایای چهارستون پایه قطور بچشم میخورد که این ستونپایه های عظیم تکیه گاه سقف این بنای مرتفع بوده است.

طوریکه پیشتر گفته شد روی عبادتگاه سرخ کوتل بسوی شرق باز میگردید تا طلوع آفتاب صبح از برنده بیرونی آن دیده شود . شاید این طرح به پاس احترام به عقاید آئین میترايیزم ( آفتاب پرستی) که هنوز درفرهنگ زردشتیان باختر مورد ارج گزاری بوده ایجاد گردیده باشد. ازابعاد وسیع این بنای شکوهمند هویداست که مراجعین بیشماری ازدور ونزدیک به معبد سرخ کوتل می آمده اند. به استناد یافته های باستان شناسان درهر طبقه معبد اتاقهای رهایش وعبادت برای عابدان و کسانیکه بمنظور نیایش به این معبد بزرگ می آمده اند وجود داشته است. هنوزبقایای ستونپایه های مرمرین با اعظمتیکه به دو طرف برنده و بزرگ سرخ کوتل و چشم انداز وسیع در طبقه بالایی معبد به چشم میخورد.

کشف مجسمه سراپای کانیشکا تراش یافته از سنگ، با آنکه قسمت بالایی آن از بین ردفته است سندی مهمی بود برای اثبات این قول که معبد نوشاد درعهد زماداری کانیشکای اول اعمار گردیده است، زیرا از روی سکه های این شاه بزرگ طرز لباس پوشیدن وبخصوص سبک و ساختمان موزه هایش مشخص است. ازسرخ کوتل پیکره دیگری نیز کشف گردیده که لباس مشابهی به تن وشمشیری به کمر آویخته دارد. سراین مجسمه نیزبریده شده ، ازینرو تعین هویت آن خالی از اشکال نیست. گمان میرود که این هیکل بزرگ تراش یافته از سنگ متعلق به یکی از بازمندگان کانیشکای اول و یا خود این شاهنشاه مقتدر باشد، اما آنچه از نگاه تاریخ هنر دررابطه به این آثار هنری از اهمیت زیادی برخوردار میباشد شیوه خاص تراش سنگ است که ازنگاه برش سنگ وتخنیک تیشه کاری از سبک ظریف هیکلتراشی گریکو رومن تفاوت کلی دارد، اما تناسبات معیاری سبک هلنی درآن تجلی نسبی دارد.این سبک هیکل تراشی درمجسمه های سه بعدی و نیمبرجسته معابد بودایی ،بخصوص درمعبد پای تاوه کاپیسا تکرار گردیده که گسترش شیوه مشابه و مشخص صنعت هیکلتراشی را از شمال تا جنوب کهساران مرتفع هندوکش بازگو مینماید. مهمترین سند تاریخی ایکه از بنای باستانی آتشکده نوشاد بدست آمده و ازنگاه زبانشناسی اهمیت فراوانی دارد کتیبه مشهورسرخ کوتل است که ازمحوطه برافروختن آتش مقدس در دهه ۱۹۵۰کشف گردید. این کتیبه سنگی که با رسم الخط کلاسیک یونانی بزبان «آریو» آری باختری ، مادر زبان دری امروزی افغانستان نگاشته شده، دریچه های نوینی را درراه شناخت زبانهای آریایی شرقی باز کرد.

ازآغاز کشف کتیبه سرخ کوتل توسط پروفیسورشلوم برژه، تا کنون تحقیقات پیهم و دنباله داری از نگاه زبانشناسیLinguistics در مورد این سنگ نبشته تاریخی انجام گرفته که درین رابطه میتوان از زبانشناسانی چون هنینگ Henning عضو تحقیقاتی زبانهای آسیایی و افریقایی یونیورستی لندن ، پروفیسور لوبیر Le Berre فرانسوی ، فیوزمن Fussman ، ویلیم وگلسنگ Willem Vogelsang یونیورستی آکسفورد انگلستان مطالعات دامنه داری را بالای این کتیبه انجام داده اند یاد کرد. همچنان نتیجه گیری علمی پروفیسور نیکولاس سیمز ویلیام درمورد زبان باختری دهاری (دری افغانستان ) به اساس یافته های جدید (کتیبه رباطک سال ۱۹۹۵ و بررسی اسناد کتبی سمنگان سال ۲۰۰۴ ) که روشنی بیشتری درمورد افگنده از اهمیت فراوانی برخورداراست. به اساس یافته های پروفیسور سیمز ویلیام زبان باختری تفاوتهای بارزی با زبان های پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی مروج در پارس دارد که دربخش شرح کتیبه رباطک، یافت شده از معبد نانه ولایت بغلان توضیح بیشتر خواهد یافت.

پوهاند حبیبی مؤرخ مشهور افغانستان درمورد این کتیبه باستانی تحقیقات مبسوطی انجام داده که ازنگاه ریشه یابی کلمات، دستور زبان وارتباط آن بازبان دری مروج در افغانستان وریشه یابی کلمات مشترک درزبانهای دری وپشتو دارای اهمیت فراوانیست. ا ین رساله علمی درسال ۱۹۶۷ زیر عنوان «زبان ۲۰۰۰ ساله افغانستان مادر زبان دری» ازطرف انجمن تاریخ به نشررسید وبه انگلیسی ترجمه شد. به هرحال گذشته از بحث های زبانشناسی که شرح مفصل آن درینجا نمیگنجد ، بهتراست ببینیم که کتیبه سرخ کوتل چه مطلبی را بیان داشته و چه حقایق تاریخی را ابرازمیدارد.

ازقرارمعلوم برفراز معبد به امرکانیشکا نهرآبی حفرگردیده بوده که از چشمه ای آب میخورد وآتشکده نوشاد را سیراب مینمود. مردمان محل این چشمه را بنام «چشمه شیر» وهمچنان «سرچشمه» یاد میکنند،اما از سنگ نوشته معرف سرخ کوتل چنین بر می آید که این چشمه پس ازچندگاهی خشک گردیده وازینروکانیشکا امربه حفرچاهی داده تا آتشکده بدون آب نماند. باستان شناسان درپای تپه چاهی را کشف نمودند که دیوارهای آن با دقت خاصی سنگ کاری شده و مطابق به مشخصاتی بود که در کتیبه معروف سرخ کوتل آمده است. برعلاوه از داخل چاه ۵۲ پارچه سنگی بدست آمد که در دیوار های چاه جابجا گردیده و مطالبی برسم الخط یونانی بر آن حک گردیده بود. زمانیکه محققین این پارچه های سنگ را درکنارهم گذاشتند عین مطلبی ذکر یافته در کتیبه اول درین کتیبه نیز خوانده میشد. چون این سنگ بنشته برای مدت های درازی در زیر آب قرار دشته مانند کتیبه اول خوانا نیست ، اما عین مطلب را بدون کم وکاست ابراز میدارد. اینکه چرا این مطلب بصورت پراگنده درسنگ کاری دیوار های چاه عمیقی با دقت بافت گردیده از زمره اسرارتاریخ است. درحالیکه انگیزه اصلی ا ین عمل را نمیدانیم ولی صائب ترین حدس برین است که شاید معماران معبد به این فکر بوده اند تا درصورت از بین رفتن احتمالی کتیبه اولی رونوشتی از آن درداخل چاه وجود داشته باشد.

کتیبه سرخ کوتل در ۱۵ سطر و۱۲۴ کلمه گذشته های تاریخی معبد را تشریح میدارد که خلاصه آن چنین است:

" جهاندار توانا شاه شاهان کنییشکو'Kaneṣko (کانیشکا) در سال ... با افسران خوددرینجا آمد واین نیایشگاه و دژ آن به دستوراو آباد شد .کاراین دژ و پلگان آن در چهار سال به پایان رسید. این نیاشگاه تحفه ایست از جانب کونیشکو برای اونیندو(الهه ظفر) که درروبروی نیایشگاه نگاشته شد؛ همچنان نهری مقدسی به امراو ساخته شد که ازآب خدایان سرچشمه میگرفت، ولی پس ازچندگاهی وقتی خدایان خواستند از اینجا رو برگردانند آب نهر خشکید. سپس زمانی که Nokonzoko نیکونزوکو معتمد و خادم وفادار شاه، درماه نیسان سال ۳۱ پادشاهی کونیشکو (کانیشکا) پسر آفتاب، مالک مهربان و پاک نهاد به اینجا آمد چاهی ساخت سنگ کاری شده تا آب پاک دوباره عبادتگاه را سیراب کند وخدایان باردیگر به اینجا برگردند. "

درکتیبه سرخ کوتل این معبد بنام Kanēško oanindo bagolango کنیشو اونیندو بگولنگو یعنی معبد پیروزی کنیشکا در بغلان آمده است. برعلاوه نام نیکوزوکو والی (بغلان) سیرگومانو Xirgomano دستیار وی ومهرمانو Mihramano طراح و معمار چاه و همچنان نام, Eiiomano ایومانو و مهرمانو فرزند بزومهرو Bozomihro نویسندگان این کتیبه آمده است، که همه از مردمان سرزمین آریانا بوده ونامهای شان به اسمای چینی، هندی، یونانی و رومن شباهتی ندارد. بگولنگو را برخی از زبانشناسان به معنی تصویر بدیع ترجمه کرده اند. اینکه چگونه کلماتی مانند اوبو به آب ، اوتو به آتش، وادو به باد، کنیشکو به کنیشکا ،بگولنگو به بغلان، مهرمانو به مهران و بزومهرو به بزرگ مهراززبان دهاری (دری باختری ) به دری میانه تبدیل شده بحثسیت مربوط به علم اتومالوجی Etymologyیا دانش ریشه یابی واژه ها وتغیرخوردن تلفظ و املای آن درطول زمانه ها که مورد بررسی زبانشناسان قرار میگیرد، اما ازنگاه مطالعات تاریخ فرهنگ وتمدن افغانستان کشف کتیبه رباطک از معبد نانه ویا به تلفظی «ننه» واقع درمرز ولایات بغلان و سمنگان ازاهمیت بزرگی برخوردارست که باید نظرگذرای به آن نمود.

معبد نانه یا «ننه» و کتیبه رباطک

شاید باستان شناسانی که از بغلان به شهر مزارشریف ازطریق سمنگان درحال تردد بوده اند توجه زیادی به تپه بلند خاکی کنار جاده نکرده ومتوجه نگردیده بودند که خاک توده بزرگ کوتل رباطک معبد بزرگ نانه درعهد پادشاهی کانیشکا بوده وکتیبه مهمی درقلب آن جا داشته است. گرچه قبلاً کوتل رباطک منحیث یکی ازمناطق مطالعات باستان شناسی نشانی گردیده بود ولی درسال ۱۹۹۳ هنگامیکه جنگهای تنظیمی درافغانستان اوج گرفت، قبل ازآنکه دست باستانشناسان به آن برسد این نیایشگاه باستانی توسط قاچاقبران آثارتاریخی به کمک قوماندانان محلی به شکل ناشیانه وبا استفاده ازتراکتورمورد تاراج قرارگرفت. درجریان این حفریات غیر قانونی و غیر فنی تعداد ی پیکره های باستانی از خاک بدرآمد و برخی شکست ، اما درین میان سنگ نوشته بدست آمد که مورد توجه یکی از کارکنان انگلیسی الاصل بنیاد ماین پاکی هالوترست Halo Trust demining organization قرار گرفت . وی ویدیو وعکس های ازین کتیبه برداشت وبه موزیم برتانیا در لندن فرستاد. نخستین کسیکه از روی عکس ها قدامت تاریخی این کتیبه را با شناختن نام کانیشکا تعین کرد سکه شناسی بنام جوکریب Joe Cribb بود. مطالعات ژرفتر درمورد کتیبه رباطک توسط پروفیسور ویلیام سیمز صورت گرفت که تا سال ۱۹۹۵ به پایه تکمیل رسید. کتیبه رباطک اکنون درموزیم کابل قرار دارد ومنحیث یکی ازمعتبر ترین اسناد تاریخی ، بخصوص دربخش زبان شناسی شناخته میشود و از زمره سرمایه های گرانبهای ملی افغانستان بشمارمیرود.

نخستین کسیکه سنگ نبشته رباطک را از زبان آری کهن به انگلیسی برگرداند ، نیکولاس ویلیام سیمزاستاد زبانشناسی یونیورستی لندن بود. همچنان جی مکرجی پروفیسورزبانشاسی یونیورستی کلکته آنرا به انگلیسی ترجمه کرد که هردو ترجه عین مطلب را بیان میدارد. کتیبه رباطک سند گویاییست که در۲۳ سطر به زبان αρια(Arya), (آریا) نظر به مندرجات کتیبه با الفبای یونانی نگاشته شده ، برخی از مترجمین این کلمه را آرین وعدهٔ آنرا آری نگاشته اند.

ترجمه نکات عمده کتیبه رباطک از انگلیسی به دری

سطر یکم تا سوم: فرمانروای بزرگ برحق، دادگر، یزدان پناه ، ودرخورستایش که نسبش به ایزدان ونانه (الهه پیروزی ) میرسد سال اول پادشاهی اش را چناچه خدایان خواسته اند ، بنام سال اول آریا (آرین) اعلام میدارد.

سطرسوم تا چهارم : واوست کسی که لغو زبان آیونی (یونانی) را امر فرموده وگسترش زبان آریا (آرین) را فرمان میدهد.

سطر چارم تا هفتم مربوط به قلمرو امپراتوری کوشانی ودیار تحت فرمان کانیشکا درسرزمین هند است که درآن اسم شهر های آتی آمده است: کوندینو Kaundinya شهری تحت نام کانیشکا کنار دریای وردا درنزدیکی عادل آباد و حیدرآباد ، سکاتا Saketa ، شهر مقدس وجایگاه سرایش سروده های اساطیری که شهرراما ایزد هندی بوده ودرسانسکریت نیزبنام سکاتا آمده است. کوزمبو یا کوشمبی Kausambi شهری درایالت اوترا پردیش هند ،« پتالی پتورا» Pataliputra یا پتنه امروزی درجوار دریای گنگا ، (اوزینو Ozeno (یعنی شهریوجین Ujjain که از نگاه پیشرفت علم نجوم وستاره شماری درجهان کهن از اهمیت فراوانی برخوردار بود و زیری تمبو ناحیه Janjgir–Champa امروزی درنواحی شرقی هند درکتیبه رباطک آمده است.

سطر هفتم تا نهم: درین سطور کانیشکا فرمان اعمار معبد نانه را به شپا را Shapara ، یا Shaphar شاه فر متصدی شهرمیدهد وبه او امر میکند تا آب روان رابه پیشواز خدایانی مانند فره (فرعون)، زیری (زیوس) وامه (مادر) از کاییپا Kaeypa جاری سازد.

ازسطر نهم تا به تابه سطریازدهم: اسمای ایزدان زیادی ذکر گردیده که مهمترین آنها اهورا مزدا، سروشارده (سروش) ، میرو یعنی میترا میباشد.

ازسطر یازدهم تا چاردهم: اجداد کانیشکا، گوجالا کدفیزیس ، سدیشکانا Saddashkana پدرکلانش وپدرش ویما کدفیزیس با قدر دانی یاد گردیده و نظر به فرمان کانیشکا تاکید به عمل آمده تا پیکره های آنها و وبهمانگونه پیکره خودش نیز درمعبد نانه برافراشته گردد. همچنان شراب مقدس سوما ( به اساس ترجمه جی مکرجی) در معبد نذر شود.

سطر پانزدهم تا بیستم: فرامین کانیشکارا به معتمدانش شپارا، نکونزوکو یا نکونزاکا بازگو میدارد ، تا مراسم نیایش و عبادات را برپا سازند وبرای صحت ، کامیابی وپیروزی فرمانروای بزرگ فرزند خدایان که به حکم ایزدان هند را فتح نموده دعا کنند، درین سطورهمچنان ازدوست گرامی امپراتور ابیمو Abimo یاد گردیده تا پایتخت را به بو پیشو Pophisho واگزار کند.

سطر بیستم تا بیست وسوم فرمان کانیشکا بازهم آغاز سلطنت و فرمانروایی اش را بنا بخواست خدایان بنام «سال اول آریا» اعلام نموده وبر اعمار معبد ننه تأکید کرده است.

بزرگ فرزند خدایان که به حکم ایزدان هند را فتح نموده دعا کنند، درین سطورهمچنان ازدوست گرامی امپراتور ابیمو Abimo یاد گردیده تا پایتخت را به بو پیشو Pophisho واگزار کند.

سطر بیستم تا بیست وسوم فرمان کانیشکا بازهم آغاز سلطنت و فرمانروایی اش را بنا بخواست خدایان بنام «سال اول آریا» اعلام نموده وبر اعمار معبد نانه تأکید کرده است.

یادداشت:

گذشته از اینکه اطرافیان شاهان پار و کاتبان دربارمقام فرمانروایان را از روی خوش آمد گویی جنبه تقدس میدانند ، درین کتیبه نکات مهمی وجود دارد که در خور توجه و دقت میباشد.

اول: بنا بر محتویات این سنگ نبشته پی میبریم که معبد نانه قبل از آتشکده سرخ کوتل اعمار گردیده و ،ازینرو کتیبه رباطک قبل از سنگ نوشته سرخ کوتل نگاشته شده است.

دوم: از روحیه عمومی این کتیبه معلوم میگردد که کانیشکا بزبان « آری » و سرزمین آریانا علاقمندی مفرطی داشته و بدان افتخار مینموده است.

سوم: از مطالعه این سنگ نوشته هویداست که فتح هند برای کانیشکا از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و وبرآ ن مباهات میکرده است. درجهان کهن رسم بدین بود که شاهان فاتح نامهای دیارتحت فرمان شانرا درکتیبه های مینگاشتند ، همانطوریکه کوروش هخامنشی وداریوش نیزبرسم شاهان بین النهرین چنین کتیبه های را نگاشتند. بدیهیست که این فهرست وسعت امپراتوری کوشانی را درسرزمین هند بازگو میکند ، اما هیچگاه این امتیاز را برای یک تاریخ نگار افغان نمیدهد که با ولع توسعه طلبی وحس برتری خواهی تمام مظاهرهنری و ا فتخارات تمدن غنی سرزمین هند را به استناد این کتیبه ازآن افغانستان بشمارد و یا هند را بخشی از قلمروآریانا قلمداد کند چنانچه برخی از نویسنگان کشور های همجوار بنا بر پرورش نادرست علمی به حواله چنین اسنادی تمام مظاهر هنری وادبی سرزمینهای همجوارشانرا ازآن خویش میشمارند.

چارم: هردومترجم کتیبه رباطک پروفیسور ویلیام سیمز و پروفیسور جی مکرجی استاد پوهنتون کلکته در مورد اینکه کاییپا Kaeypa کجا بوده توضیحی درترجمه های خود نداده اند ، ولی ازنگاه اسناد تاریخی وجغرفیای منطقه میتوان حدس زد که به گمان اغلب مراد از کاییپا کاپیسا باشد. ، زیرا از هنگام زماداری کوشانی ها تاعصر هندوشاهی کابل ، ایا لت کاپیسا یکی ازوسیعترین ایلات آریانا شمرده میشد وتا نزدیکی های سمنگان را دربرمیگرفت.

پنجم: ازمندرجات کتیبه رباطک برمی آید که درین عصر خدایان زیادی مورد پرستش بوده اند . نکته جالب دیگر درین کتیبه کلمه امه Omma به معنی مادر( ام درعربی ) وذکرنام فرعون به تلفظ Farrah فرره میباشد که درمتون ویدی و اوستایی و حتی یونان باختری کمتر به نظر میخورد .

شاید دلیل مروج گشتن آن ازدیاد روابط تجارتی با مدنیتهای سامی و قبطی درعصر کوشانیها باشد ، زیرا ازمعبد سرخ کوتل یکتعداد زیورات مصری بدست آمده که این فرضیه را ثابت میسازد.

همچنان نقاشی های ایکه یک مرد کوشانی را درحال ملاقات با فرعون ، شیوا و زیوس نشان میدهد شاهد این مدعاست.

نقاشی های فریسکو ی باختری که بارنگهای محول درآب بالای گچ کارشده فانتزی یک مرد کوشانی را نشان میدهد که با فرعون وایزدان مقتدرآنزمان در هند و یوناین درحال دیدار و گفتگو میباشد. شاید میخواهد تا درمورد عقاید مذهبی جهانی که درآن زندگی مینموده مطالبی را بیاموزد و یا شاید به دیگران انتقال دهد. ازآنجایکه دربارهٔ انگیزه اصلی ایجاد این صحنه های دلچسپ نقاشی سندی دردست نیست میتوان حدثیات گوناگونی درمورد داشت، اما حقیقت روشن اینست که جامعه آنوقت آریانا بخصوص درعصرکوشانی ها جامعه پویا ی بوده واین تکاپو و پویایی باعث آن گردیده تا در نتیجه آمیزیش انسانها شیوه های هنری نابی باوسعت نظربیشترودیدگاه فراختردرین عصرشگوفا گردد. ازینرو آثارهنری بودایی ای که درافغانستان دردوره کوشانیها بوجود آمده بخاطر آمیزیش با فرهنگ هلنی باخترو کاپیسا و به علت تداوم عقاید ویدی میترائیزم واوستایی درجامعه آریانا ازآثارهنری بودایی هند تفاوتهای کلی دارد.

ازجانب دیگر، شا هان کوشانی با آنکه به عقاید و باورهای گوناگون مردمان قلمرو شان احترام میگذاشتند ایزدانی را نیزپرستش میکردند که مربوط به عنعنات، باورها وعقاید خاص خودشان بود.درمیان ارباب الانواع کوشانی ها ، وادو یا ایزد باد که بشکل مرد ریشداری تبارز می یافت ودرپیشا پیش عساکر درهنگم نبرد میدویداهمیت فراوانی داشت. همچنان نانه الهه پیروزی وبرکت اززمره ارباب الانواع محبوب درنزد کوشانیان بشمارمیرفت. برعلاوه نانه منحیث الهه مادرنیز قدرو منزلتی داشت و قبایل کوشانی اورا بصفت موجودیکه زمین را برکت و فزونی میبخشد مورد تمجید و ستایش قرار میدادند. تصاویرو مجسمه های الهه نانه همواره به شکل یک زن جوان ایجاد میگردید و با تمثال شیری همراه میبود ، درست شبیه به تصاویر و پیکره های سیبلCybele یا مادر کابیلیا Mother Kubeleya اینکه آیا هنرمندان عصراقتدارکوشانی ها درایجاد پیکره های نانه از مجسمه های مادر کابلیا الهام گرفته اند یانه مسأله ایست که ما نمیدانیم ، اما با مراجعه به فرهنگ مردم افغانستان تفاسیری وجود دارد که در ین رابطه چنین تقدیم میگردد:

مبرهن است که درداستانهای فلکوریک مردم سرزمین ما عقاب مظهر شکوه و رسیدن به مقام شاهی وشیرنمادی از شجاعت و دلیریست. به گمان اغلب الهه مادر درین رابطه فرزندانی چون شیر میپرورانده که باوجود دلیری و نیرومندی دربرابرمادرسرتسلیم فرو می آورده و وبه اصطلاح مردم خودرا به خاک پایش برابرمیدانسته است ، ازینرو پیکره های شیرهموراه درزیر پای الهه مادر ایجاد میگردید.البته درتمام فرهنگهای کهن الهه مادر جایگاه ارجمندی داشته و پیکره های آن از عصر سنگ تا سده های ما بعدی به اشکال وسبکهای متفاوت در فرهنگ مدنیت های باستانی از مصر و یونان تا سرزمین آریانا ، چین و هند به مشاهده میرسد. زیرا مادردر ثقافت های کهن انسانی منحیث مظهر رفاه، شادابیت زمین و تولید مثل مورد احترام بوده و گهگاهی با مفاهیم پیروزی و برکت ارتباط می یافته واین ارتباط را درعصر کوشانی با نماد شیری تمثیل میکرده اند.

درسال ۱۹۹۳ هنگامیکه کوتل رباطک مورد دستبرد قرارگرفت، به اساس گزارش شاهدان عینی مجسمه پای شیربزرگی همراه با چندین مجسمه درآنجا وجود داشت ،اما درظرف چند روز آثار تاریخی کوتل رباطک با سرعت به یغما رفت. تنها کتیبه سنگی آن معبد ویران شده که خوشبخانه یغماگران ارزش آنرا نمیدانستند اکنون درموزیم ملی افغانستان وجود دارد و منحیث مهمترین سند دست اول تاریخی درساحه زبان شناسی وشناخت عینی وقایع آندوره شناخته میشود.

ازیافته های باستان شناسان در افغانستان پیداست که پیکره های نانه با سبک های متعدد هنری از دوره کوشانی ها تا هنگام زمامداری یفتلی ها وکابل شاهان ایجاد میگردیده ودرنزد مردم گرامی بوده است. بطورمثال پیکره نانه یا الهه پیروزی که از گل پخته ساخته شده واکنون در موزیم هنری متروپالیتن Metropolitain Museum of Art واقع درنیویارک قرار دارد یکی از نمونه های این مجسمه هاست.این مجسمه درحدود ۲۵ سانتی مترارتفاع و۱۹ سانتی مترعرض د ارد به واساس اسناد ثبت شده درموزیم درسال ۱۹۸۶ به موزیم متروپولتین انتقال یافته است .به گمان اغلب این پیکره نانه دراواخر قرن پنجم و آغاز قرن ششم میلادی درعصرشاهان یفتلی درافغانستان ساخته شده وباشاخه برگی که یکی ازنماد های سرسبزی وشادابیت او بود مزین میباشد. طوریکه درتصویر دیده میشود شیری درزیرپای نانه سربرزمین نهاده، تا تسلیم بودن خودرا درمقابل اعظمت و شکوه این الهه ظفرمند و مادرمقدس ابراز نماید .بیهیست که این پیکره از رباطک بدست نیامده زیرا معبد نانه در اوخرقرن دوم در رباطک اعمارگردیده و این مجسمه مربوط به سده های ما بعد یست. باستانشناسان به اساس اندازه بزرگ پای شیر رباطک، گمان میبرند که پیکره نانه درولایت بغلان بسیار جسیم بوده که ناشیانه ویران گردیده است.




References:

M. Le Berre, and G. Fussman, Surkh Kotal en Bactriane I. Les temples,
MDAFA 25, Paris, 1983
Henning (1956): “Notes and Communications. ‘Surkh Kotal” Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 18, No. 2 (1956), pp. 366–367.
Vogelsang, Willem. 2002. The Afghans, pp. 148–150. Blackwell Publishers Oxford

The Indian Museum Bulletin, of Calcutta by Professor Mukherjee, University of Calcutta in 1995 titled as “The Great Kushana Testament”

مطالعه تحقیق مرحوم پوهاند حبیبی درمورد کتیبه سرخ کوتل بزبان انگلیسی تحت عنوان
,The Two Thousand Years Old Lunguage of Afghanistan برای دانستن کامل متن توصیه میگردد.

تحقیقات اخیر پروفیسور سیمز ویلیام استاد زبان شناسی یونیورستی لندن

L. W. Adamec, Gazetteer of Afghanistan I, Graz, 1972, pp. 40-41.

Sims-Williams, Nicholas (2004), (Recent discoveries in the Bactrian language and their historical significance)
حامد نوید

از کتابخانۀ:

حامد نوید

نویسنده:

حامد نوید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us