څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

تیمورشاه درانی ، پادشاه صلح جو اما عشرت طلب


تیمورشاه درانی ، پادشاه صلح جو اما عشرت طلب

تیمورشاه دومین شاه سلسله درانی و ولیعهد احمدشاه بابا پس از درگذشت پدر به قدرت رسید .
تیمورشاه ترجیح میداد عمرش را به جای میدان رزم ، با جام و بزم بگذراند ، وی شخصا علاقه ای به جنگ نداشت و همیشه سعی میکرد شورش ها و جنگ ها را با مذاکره حل و فصل کند ، در سال ۱۷۸۱ زمانی که سیک ها شورش کردند و ملتان توسط آنها تسخیر شد و حتی بقیه مناطق سند هم مورد تهدید آنها قرار گرفت تیمورشاه به جای اعزام سپاه ، هیئتی را به سرکردگی سردار حاجی علی خان به ملتان فرستاد تا شورش را با مذاکره بخواباند ‌، شورشیان به جای گفتگو ، سردار حاجی علی خان را تیر باران کردند و تیمورشاه مجبور شد به وسیله شمشیر ، شورشیان را سرکوب کند .
پس از آن هنگامی که مراد ، حکمران ترکستان وارد خاک افغانستان شد و مناطقی از کشور را مورد ترک تازی قرار داد تیمورشاه به جای رویارویی با او نامه ای برایش فرستاد و سعی کرد با پند و اندرز و تهدید او را از این کار بازدارد اما برخلاف خواسته پادشاه درانی ، مراد به این نامه اهمیتی نداد و تیمورشاه مجبور شد که به بخارا لشکر بکشد .
در سومین مورد ، پس از آنکه آزاد خان افغان حکمران کشمیر لوای استقلال برافراشت و از فرستادن مالیات خودداری کرد تیمورشاه ، میرزا محمد علی موسوی را برای گفتگو با او فرستاد .
تیمورشاه در کنار صلح جویی تمایل شدیدی به زن ها داشت ، تعداد بانوان حرم سرای او را تا سیصد زن نوشته اند ، کثرت ازدواج باعث شد که فرزندان زیادی از تیمور به جا بماند و بعدها همین شاهزادگان که هر کدام شان هوای تاج و تخت در سر داشتند مشکلات زیادی را برای جانشین او شاه زمان و کشور به بار آوردند و زمینه زوال سلسله درانی را مهیا کردند .
بعد از درگذشت تیمورشاه ، شاهزاده شاه زمان به سلطنت رسید ، شاه زمان به هر طریقی که بود تعداد زیادی از برادرانش را مجبور کرد که با او بیعت کنند اما برادر دیگر او شاهزاده همایون حکمران قندهار از بیعت با شاه زمان سرباز زد و بعد از جنگ های نافرجامی که به راه انداخت دستگیر و نابینا شد .
پس از نابینا شدن همایون ، محمود برادر دیگر شاه زمان لوای استقلال برافراشت و بعد از شکست های متواتری که از شاه زمان خورد با کمک بریتانیا و ایران شاه زمان را از سلطنت خلع و نابینا کرد اما سر سوزنی از شجاعت و درایت شاه زمان در وجود محمود نبود .
محمود که در بیکفایتی سرآمد روزگار بود وزیر فتح خان وزیر شجاع و با درایت خود را به طرز هولناکی به قتل رساند و زمینه بدبختی خود و کشور را مهیا کرد ، شاه شجاع برادر اعیانی شاه زمان هم زیر بار سلطنت محمود نرفت و تا مدتی تاج سلطنت درانی میان این دو نفر دست به دست میشد تا آخر الامر محمود به طرز مشکوکی مرد و شاه شجاع هم توسط مبارزان افغان به قتل رسید .
منصور
۱۳۹۹/۴/۲۴

محمد شریف منصور

از کتابخانۀ:

محمد شریف منصور

نویسنده:

محمد شریف منصور











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us