څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

شاگردان برجسته امام ابوحنیفه


کنون وقت آن رسیده تا دربارهیشاگردان امام ابوحنیفه نیز اشارهایداشته باشیم. ]آنچه جالب توجه ھمگان است اینکه[ در فھرست شاگردان نیز امامان بزرگی به چشم میخورد. از میان شاگردان برجسته و ویژه ایشان عبدالله بن مبارک است. وی میفرماید: »لولا أعانني اﷲ بأبی حنيفة وسفيان لكنت كسائر الناس .«و از شاگردان ایشان، یحیی بن سعید قطان است که در علم جرح و تعدیل شھرت خاصی دارد. امام ذھبی و دیگران آوردهاندکه وی بر قول امام ابوحنیفه فتوا صادر میکرد.حافظ ابن حجر در تھذیب به نقل از یحیی قطان آورده که: »قد أخذنا بأكثر أقواله .«و یحیی بن معین در »الجواهر المضيئة فيطبقات الحنفية «و موفق در »مناقب الإمام أباحنيفة«١به نقل از یحیی بن معین این سخن یحیی بن سعید قطان را آورده که: »جالسنا واﷲ أباحنيفة وسمعنا منه وكنت واﷲ إذا نظرت اليه عرفت فيق َّوجهه أنه يتﹼاﷲ عزﹼوجل.«٢از شاگردان ویژه وی وکیع بن جراح، استاد امام شافعی است. او از امام ابوحنیفه نھصد حدیث روایت کرده است. ابن عبدالبر در »الإنتقاء «به نقل از یحیی بن معین مینویسد که وی نیز بر قول امام ابوحنیفه فتوا میداد. البته گفتنی است که فتوا د مطلق ]براساس تقلید محض[ نبود، بلکه ّدادن ]اینان[ بر قول امام ابوحنیفه مانند مقلمجتهد فيالمذهببه حساب میآمد. ھمچنانکه امام ابویوسف و امام محمد و دیگران در بعضی مسائل با امام ابوحنیفه راه خلاف را پیش گرفتهاندایشان نیز در پارهایمسائل برخلاف نظر وی اظھار نظر نموده، که از آن جمله است؛ مسأله إشعار در حج
علاوهیشاگردان یاد شده، از میان عالمان حدیث، ثانّمحدم و مشھوری ّمعظچون: مکی بن ابراھیم، زید بن ھارون، حفص بن غیاث نخعی، یحیی بن زکریا بن ابی زائده، مسعود بن کدام، ابوعاصم بن نبیل، قاسم بن معن، علی بن مسھر، فضل بن ذ زدهّدکین و عبدالرزاق بن ھمام نیز در محضر امام ابوحنیفه زانوی تلماند.ثی که در فھرّمحدست بلند وی، شیوخ و شاگردانی اینگونه بلند مرتبه و عالی مقام، به چشم میخورد،باز غیرمسئولانه اینگونه سخنان را بر زبان راندن که منزلت ایشان در »علم حديث «پایین بوده چه ستم بزرگی است؟!دربارهیقوت و خارق العادگی حافظهیامام ابوحنیفه نیز، وقایع و داستانھای حیرت انگیزی روی داده که به طور نمونه به دو واقعه اشاره میشود:۱-ملاعلی قاریدر »مناقب الإمام الأعظم «میآورد که باری در یکی از مجالس، امام ابوحنیفه و امام اعمش حضور داشتند. شخصی از امام ابوحنیفه دربارهیمسألهایتوضیح خواست. و ایشان نیز توضیح داد. امام اعمش وقتی توضیحات وی را شنید پرسید: »من أبن أخذت هذا«؟ ایشان بلافاصله فرمود: »أنت حدثنا عن أبی صالح عن أبی هريرة قال: قال رسول اﷲجكذا. وأنت حدثنا عن أبی إياس عن إبن مسعود الأنصاری. وأنت حدثنا عن أبی وائل عن عبداﷲ قال: قال رسول اﷲجكذا. وحدثنا عن أبی مجلز عن أبی حذيفة بن اليمان قال: قال رسول اﷲجكذا. وأنت حدثنا عن أبی الزبير عن جابر قال: قال رسول اﷲجكذا.«وی از این جواب امام ابوحنیفه متعجب شده و فرمود: »حسبك، ماحدثتك به في ماءة يوم حدثني به فيساعة واحدة .«سپس گفت: »يا معشر الفقهاء أنتم الأطباء ونحن ا الرجل أخذت بكلا الطرفين ُّالصيادلة وأنت أيه.«واقعهیدوم، متعلق به امام ابویوسف است. وی میگوید ھر گاه امام ابوحنیفه مسألهیشرعی را ایراد میکرد، من نزد تمام شیوخ حدیث در کوفه بار مییافتم و از آنان احادیثی را که قول امام ابوحنیفه را تأیید و تثبیت مینمود جمع آوری میکردم، و با شادمانی به محضر ایشان میشتافتم تا با قرائتآنھا نزد ایشان، موجبات خشنودی ی را فراھم نمایم. اما پس از اینکه از خواندن احادیث فارغ میشدم، ایشان اینگونه آغاز به سخن میکرد: از میان این احادیث در فلان حدیث فلان نقص است و در فلان حدیث فلان راوی به دلیل فلان علت، ضعیف است. بنابراین، این حدیث غیرقابل استدلال است. و در ادامه میفرمود: »أنا عالم بعلم أهل الكوفة.

سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

ابو عرف











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us