څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صالحه وهاب واصل





				
					
شمع عالم تاب سرا پا آتشم از عشق آن جانانه، جانانه که چون لیلی و شیرین گشته ام دیوانه، دیوانه دو چشمش ساغر مستی، نگاهش نشۀ حسرت که با یک جرعه مستم میکند پیمانه، پیمانه مرا می بیند و از ناز غفلت می کند، اما نگاه زیر مژگان میکند دزدانه، دزدانه بده ساقی می ئی وصلش که عقل و هوش بزدایم شوم از حسرت نوشین لبش مستانه، مستانه نیم تنها یکی من عاشق رویِ فروزانش به پایش سر دهد صد عاقل و فرزانه، فرزانه خیالش میرسد هر لحظه، بر غمخانۀ جانم که گم می گردم از خود میشوم بیگانه، بیگانه شدم آواره و سر گشته و حیران و شیدایش «به صحرای جنونم بی سر و سامانه، سامانه» مۀ روی نگارم شمع عالم تاب را ماند منم در سوختن هم خصلت پروانه ، پروانه به شهر عاشقان «واهب» شدم من شهرۀ عشقش بیا تحریر کن از من تو این افسانه، افسانه مربوط مجموعۀ اولی به نام (مروارید گمشده)



Last Update: January 18, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us