څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
فرصتی داری ز گرد اضطراب دل برآ همچو خون پیش از فسردن از رگ بسمل برآ ریشه ی الفت ندارد دانه ی آزادی ات ای شرر نشور و نما زین کشت بی حاصل برآ از تکلف در فشار قبر نتوان زیستن چون نفس دل هم اگر تنگی کند از دل برآ قلزم تشویش هستی عافیت امواج نیست مشت خاکی جوش زن سر تا قدم ساحل برآ نه فلک آغوش شوق انتظاره آماده است که ای نهال باغ بی رنگی ز آب و گل برآ در خور اضهار باید اعتباری پیش برد او کریم آمد برون باری تو هم سایل برآ شوخی معنی برون از پرده های لفظ نیست من خراب محملم گو لیلی از محمل برآ خلقی آفت خرمن است اینجا به قدر احتیاط عافیت می خواهی از خود اندکی غافل برآ کلفت دل دانه را از خاک بیرون می کشد هر قدر بر خویشتن تنگی ازین منزل برآ نقش کار آسمان عاری ست از رنگ ثبات گر رگ سنگت کند چون بوی گل زایل برآ عبرتی بسته ست محمل بر شکست رنگ شمع کای به خود دوامانده در هر رنگ از این محفل برآ تا دو عالم مرکز پرگار تحقیقت شود چون نفس یک پر زدن بیدل به گرد دل برآ



Last Update: August 28, 2008


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us