څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





شایق جمال





				
					
جا در دلم دادی چرا چشم خمار آلوده را آئینه ننماید کسی بیمار دیرین بوده را چون دامن ناز ترا گردون کشید از چنگ من اکنون زنم بر فرق خویش این دست بر هم سوده را هنگام پیری کی رسد در دل شراب معرفت ساقی نمی سازد قدح این کاسهء فرسود را بسیار یادم می دهد از چشم میگون کسی هر جا مصور می کشد آهوی خون آلوده را کی ناله شرین او در سنگ تاثیر افگند فرهاد بی جا می کشد این زحمت بیهوده را زاهد به ریش خویشتن چندین خود آرایی مکن اطلس نمی بافد کسی این پشم های پوده را از آفت باد خزان یعنی ز چشم دشمنان یارب نگهداری تو حسن بهار اندوده را شایق شراب حسن را گویا دو آتش داده اند باشد عجب کیفیتی آن چشم ناز آلوده را



Last Update: February 29, 2020


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us