څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صوفی عشقری





				
					
شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را بعد عمری ديده ام امروز يار خويش را در دم آخر سر بالينم آمد يار من يافتم يکباره مزد انتظار خويش را گر نمی آمد عزيزم از سفر، سال دگر می رسانيدم به دامانش غبار خويش را دلبر من در دل من رفت و آمد می کند خالی از اغيار تا کردم کنار خويش را يار را کندم به صد نيرنگ از چنگ رقيب عاقبت از خويش کردم گلعذار خويش را



Last Update: December 20, 2013


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us