څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صوفی عشقری





				
					
ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم از غبار راه طفلان سرفرازی داشتم یاد آن شبها که بر یاد لب پر خنده یی تا سحر در گریه ی خود آببازی داشتم من نمی گویم که بودم در جهان محمود عشق بندۀ خوبان بُدم وضع ایازی داشتم نامد از دست تهی ام گرچه احسان دگر با بد و نیک جهان پیشانی وازی داشتم من نکردم در تمام عمر خود از کس دریغ گرچه چای تلخ و یا نان و پیازی داشتم راست پرسی صاف بودم با همه آیینه وار نی دروغ و نی درم، نی حیله سازی داشتم عاقبت دنیا و دینم عشقری برباد رفت بسکه در سر من هوای عشقبازی داشتم



Last Update: January 14, 2014


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us