څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت زبان خامهٔ ما هر چه گفت لغزش داشت سحاب مزرعهٔ رنگ ما و من دیدم نه سن بود نه مینا، شکست نازش داشت هزارگل ز چمن رفت و باز برگردید بهار رنگ چه مقدار ذوق گردش داشت به یک نظر دو جهان از عدم برآوردی گشاد آن مژهٔ ناز این چه کاوش داشت از بن چمن به چه شوخی گذشته ای امروز که رنگ شرم تو از بوی گل تراوش داشت تغافل تو به نقد دماغ صرفه ندید وگرنه دل هوس یک دو ناله ارزش داشت به حیرتم چه فسون خواند عجزبسمل من که جای خون دم شمشیر یار ریزش داشت منم که بیخبر از آستان دل ماندم ز دیر و کعبه مگو، سنگ هم پرستش داشت به جز خیال خزان هیچ نیست رنگ بهار که غنچه ازپررنگ شکسته بالش داشت هزار شمع به یک حرف داغ شد بیدل که این بساط هوس آنچه داشت کاهش داشت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us