څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
طبعی که امیدش اثر آمادهٔ بیم است گر خود همه فردوس بود ننگ جحیم است بر طینت آزاد شکستی نتوان بست بی رنگی این شیشه ز آفات سلیم است در دهر نه تنها من و تو بسمل یأسیم گر بازشکافی دل هر ذره دو نیم است صد زخم دل ایجادکن ازکاوش حسرت چون سکه گرت چشم هوس بر زر و سیم است بی سعی تأمل نتوان یافت صدایم هشدارکه تار نفسم نبض سقیم است آنجاکه بود لعل توجانبخش تکلم گوهر گره کیسهٔ امید لئیم است از نالهٔ ما غیر ثبایت نتوان یافت سایل نفسش صرف دعاهای کریم است سیلاب به دریا چقدر گرد فروشد ما تازه گناهیم و دعای تو قدیم است آه از دل ما زحمت خاشاک هوس بر روشنگری بحر، به تحریک نسیم است تا بیخبرت مات نسازند برون تا زبن خانهٔ شطرنج که همسایه غنیم است ما را نفس سرد سحر خیز جنون کرد جز یأس چه زاید شب عشاق عقیم است بیدل به اشارات فنا راه نبردی عمری ست که گفتیم نظیر تو عدیم است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us