څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت هر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت کس وحشتت از اسباب تعلق نپسندید دامن نشکستن چقدر چین جبین داشت از وهم مپرسید که اندیشهٔ هستی در خانهٔ خورشید مرا سایه نشین داشت هر تجربه کاری که درتن عرصه قدم زد سازدل جمع آن طرف ملک یقین داشت عمری ست که در بندگداز دل خویشیم ما را غم ناصافی آئینه بر این داشت چون سایه به جز سجده مثالی ننمودیم همواری ما آینه در رهن جبین داشت در قد دو تا شد دو جهان حرص فراهم زین حلقه کمند امل آرایش چین داشت از پردهٔ دل رست جهان لیک چه حاصل آئینه نفهمیدکه حیرت چه زمین داشت با این همه حیرت به تسلی نرسیدیم فریاد که آبینهٔ ما خانهٔ زین داشت آفاق تصرفکدهٔ شهرت عنقاست جز نام نبود آن که جهان زیر نگین داشت بیدل سراین رشته به تحقیق نپیوست در سبحه و زنار جهانی دل و دین داشت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us