څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
پیوستگی به حق ز دو عالم بریدنست دیدار دوست هستی خود را ندیدنست آزادگی کزوست مباهات عافیت دل را زحکم حرص وهوا واخریدنست پرواز سایه جز به سر بام مهر نیست از خود رمیدن تو، به حق آرمیدنست چون موج کوشش نفس ما درتن محیط رخت شکست خویش به ساحل کشیدنست پامال غارت نفس سرد یأس نیست صبح مراد ما که گلش نادمیدنست بر هرچه دیده واکنی از خویش رفته گیر افسانه وار دیدن عالم شنیدنست تا حرص آب و دانه به دامت نیفکند عنقا صفت به قاف قناعت خزیدنست گر بوالهوس به بزم خموشان نفش کشد همچون خروس بی محلش سر بریدنست امشب ز بس که هرزه زبانست شمع آه کارم چوگاز تا به سحر لب گزیدنست آرام در طریقت ما نیست غیرمرگ هنگامه گرم ساز نفسها تپیدنست ما را به رنگ شمع درعافیت زدن از چشم خود همین دو سه اشکی چکیدنست سعی قدم کجا وطریق فناکجا بیدل به خنجرنفس این ره بریدنست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us