څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
می روم از خو یش و حسرت گر م اشک افشاندن است در رهت ما را چو مژگان گریه گرد دامن است ما ضعیفان را اسیر ساز پروا زست و بس رشتهٔ پای ط لب بال امید سوزن است با زمین چون سایه همواریم و از خود می رویم حیرت آئینهٔ ما هم تسلی دشمن است پپچ و تاب زلف دارد راه باریک سلوک شانه سان ما را به مژگان قطع این ره کردن است از امل جمعیت دل وقف غارت کرده ایم ریشه گر افسون نخواند دانهٔ ما خرمن است هیچکس را نیست از دام رگ نخوت خلاص سرو هم در لاف آزادی سراپا گردن است در محیط حادثات دهر مانند حباب از دم خاموشی ما شمع هستی روشن است برندارد ننگ افسردن دل آزادگان شعلهٔ بیتاب ما را آرمیدن مردن است عمرها شد بر خط پرگار جولان می کنیم رفتن ما آمدنها، آمدنها، رفتن است دل چه امکان است بیرون آید از دام امل مهره بیدل در حقیقت مار را جزو تن است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us