څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
ای به زلفت جوهر آئینهٔ دل تابها چون مژه دل بستهٔ چشم سیاهت خوابها اینقدر تعظیم نیرنگ خم ابروی کیست حیرت است از قبله روگرداندن محرابها ساغر سرگشتگی را نیست بیم احتساب بی خلل باشد زگردون گردش گردابها نیست آشوب حوادث بر بنای رنگ عجز سایه را بیجا نسازد قوت سیلابها گر زبان درکام باشد راز دل بی پرده نیست ساز ما می نالد از ابرام این مضرابها سخت دشوارست ترک صحبت روشن دلان موج با آن جهد نتواندگذ شت از آبها بستن چشمم شبستان خیال دیگرست از چراغ کشته سامان کرده ام مهتابها گرنفس زیر وزبرگردیده باشد دل دل است تهمت خط برندارد نقطه ازاعرابها زلف او را اختیاری نیست درتسخیردل خود به خود این رشته می گیردگره از تابها کج سرشتان راکشاکش دستگاه آبروست موج در بحرکمان می خیزد از قلابها فرش مخمل همبساط بوریای فقرنیست چون صف مژگان گشاید محوگر دد خوابها بیدل ازما نیستی هم خجلت هستی نبرد برنمی دارد هواگشتن تری از آبها



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us