څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما ناله به خواب ناز رفت در نی بوریای ما شکرقبول عاجزی تا به کجا ادانیم گشت اجابت از ادب درکف ما دعای ما در چه بلافتاده است خلق زکف چه داده است هرکه لبی گشاده است آه من است و وای ما جیب ففسن ریبده را بخیهٔ خمی سکجاست تکمهٔ اشک شبنم ست بند سحر قبای ما گرد خیال عاشقان رفت به عالم دگر پا به فلک نمی نهد سر به رهت فدای ما آه که همچوسایه رفت عمر به سودن جبین از سر خاک برنخاست کوشش بی عصای ما شمع دماغ تک زدن داد به باد سوختن برتن ما سری نبود آبله داشت پای ما در نفس حباب چیست تاب محیط دم زدن روبه عرق نهفت ورفت زندگی ازحیای ما در غم جتسجوی رزق سودن دست داشتیم آبلهرینخت دانه ای چند در آسیای ما کاش به نقش پا رسیم تا به گذشته ها رسیم هرقدم آه می کشد آبله در قفای ما دور بهار لاله ایم فرصت عیش ماکم ست داغ شدیم وداغ هم گرم نکرد جای ما در حرمی که آسمان سجده نیارد از ادب از چه متاع دم زند بیدل بینوای ما



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us