څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
زندگانی ست که جز مرگ سرانجام نداشت گر نمی بود نفس صبح کسی شام نداشت دل پرکار هوس متهم غیرم کرد ساده تا بود نگین غیر نگین نام نداشت قدردان همه چیز آینهٔ منتظری ست دردم از حاصل وصلیست که پیغام نداشت مایهٔ عاریت و صرف طرب جای حیاست گل سر و برگ شکفتن به زر وام نداشت سیر کیفیت عبرتگه امکان کردیم نقش پا داشت هوائی که سر بام نداشت کاش بی جرات آهنگ طلب می بودیم تکمهٔ جیب ادب جامهٔ احرام نداشت پختگی چین تعین به رخ خلق افکند رنگ هموار به غیر از ثمر خام نداشت هیچکس چشم به جمعیت دل باز نکرد این گلستان گل کیفیت بادام نداشت سر زانوی ادب میکده ی راز که بود عیش این حلقهٔ تسلیم خط جام نداشت دل وفا خواست جوابش به تغافل دادی داد تحسین طلبان این همه دشنام نداشت بیدل از وهم فسردی چه تعلق چه وفاق طایر رنگ کمین قفس و دام نداشت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us