څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است خیال گو مژه بربند، خواب دشوار است دل گداخته دعوتسرای جلوهٔ اوست فروغ مهر نیفتد در آب دشوار است مگر به قدر شکستن توان به خود بالید وگرنه وسعت ظرف حباب دشوار است ز اهل حال مجوئید غیر ضبط نفس که لاف دانش و فهم ازکتاب دشوار است ز حیرت آینهٔ ما به هم نزد مژه ای به خانه ای که پر آب است خواب دشوار است کسی برآینهٔ مهر، زنگ سایه نبست به عالمی که تو باشی نقاب دشوار است سراغ جلوهٔ یار است هر کجا رنگی ست دربن بهار، گل انتخاب دشوار است ز دستگاه دل است اینقدر غرور نفس وقار و قدر هوا، بی حباب دشوار است همه به وهم فرو رفته اند و آبی نیست مگو که غوطه زدن در سراب دشوار است ز انفعال سرشتند نقش ما بیدل تری برون رود از طبع آب دشوار است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us