څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است اینقدر توفان که می بینی نفس بالیده است هیچ آهنگی برون تاز بساط چرخ نیست ناله های این جرس هم در جرس بالیده است پرتو عشق است تشریف غرور ما و من شعله پوش افتاد هر جا خار و خس بالیده است از سیهکاری ست اوهام عقوبتهای خلق تا سیاهی کرده شب بیم عسس بالیده است چون نفس عاجز نوای درد نومیدی نی ام ناله ای دارم که تا فریادرس بالیده است دستگاهی داری ای منعم ز افسردن برآ پر فشانی مفت حسرت ها قفس بالیده است نقش وهم و ظن تو هم چندان که خواهی وانما عالمی آئینه دارد دل ز بس بالیده است با کدامین ذره خو!هی توأم پرواز بود چون تو اینجا حسرت بسیار کس بالیده است یأس مطلب نیست بیدل مانع ابرام خلق آرزو در سایهٔ بال مگس بالیده است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us