څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
کو بقاگر نفست گشت مکرر پیدا پا ندارد چو سحر، چندکنی سر پیدا صفر اشکال فلک دوری مقصد افزود وهم تازیدکه شد حلقهٔ آن درپیدا شاهد وضع برودتکدهٔ هستی بود پوستینی که شد از پیکر اخگر پیدا جرم آدم چه اثر داشت که از منفعلی گشت در مزرع گندم همه دختر پید ا میکشان جمله شبی دعوت زاهدکردند چوب در دست شد از دور سر خر پیدا مگذر از فیض حلاوتکدهٔ مهر و وفاق خون چو شد شیرکند لذت شکرپیدا مقصد عشق بلند است زافلاک مپرس نشئه مشکل که شود از خط ساغر پیدا قدرت تربیت از بازوی تهدید مخواه به هوس بیضه شکستن نکند پر پیدا دیدهٔ منتظران تو به صدکوشش اشک روغنی کرد ز بادام مقشر پیدا فقر درکسوت اظهار هنر رسوائی ست آخرآئینه نمدکرد ز جوهرپیدا شخص تمثال دمید از هوس خودبینی چه نمود آینه گرکرد سکندر پیدا خلقی ازضبط نفس غوطه به دل زد بیدل قعر این بحر نگردید ز لنگر پیدا



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us