څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست وحشت موج ، تماشای خرام دریاست گردبادی که به خود دودصفت میپیچد نفس سوختهٔ سینهٔ چاک صحراست جوهر آینه افسرده ز قید وطن است عکس راگرد سفرآب رخ نشو و نماست ازگهر موج محال است تراود بیرون گره تار نظر چشم حیاپیشهٔ ماست قطع سررشتهٔ پرواز طلب نتوان کرد بال اگر سلسله کوتاه کند ناله رساست نرگس مست تو را در چمن حسن ادا می شوخی همه در ساغر لبریز حیاست بس که بی آبله گامی نشمردم به رهت آب آئینه ز نقش قدمم چهره گشاست اعتبار به خود آتش زدنم سهل مگیر قد شمع از همه کس یک سر و گردن بالاست ای تمنا مکن از خجلت جولان آبم عمرها شد چوگهر قطرهٔ من آبله پاست هیچکس نیست زباندان خیالم بیدل نغمهٔ پرده دل از همه آهنگ جداست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us