څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بعد مرگم شام نومیدی سحر اورده است خاک گردیدن غباری در نظر اورده است در محبت آرزوی بستر وبالین کراست چشم عاشق جای مژگان نیشتر آورده است طاقتی کو تا توان گشتن حریف بار درد کوه هم تا ناله بر دارد کمر آورده است کشتی ءچشمم که حیرت باد بان شوق اوست تا بخود جنبد محیطی از گهر آورده است زین قلمرو چون سحرپیش از دمیدن رفته ایم اینقدر ها هم نفس از ما خبر آورده است جوش دردی کو که مژگان هم نمی پیدا کند کوشش ما قطره خونی تا جگر آورده است صد چمن عشرت بفتراک طپیدن بسته ایم حلقهء دام که ما را در نظر آورده است ابتدا و انتها در سوختن گم کرده ایم هر چند دارد شمع از هستی بسر آورده است ششجهت یکصید تسلسم دل بی آرزو ست ظبط آغوشم جهانی را ببر آ<رده است شور اشکم "بیدل"از طرزکلامش آرمید بهر این طفلان لبش گوئی شکر آورده است



Last Update: March 10, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us