څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
آخرزفقر بر سر دنیا زدیم پا خلقی به جاه تکیه زد وما زدیم پا فرقی نداشت عز ت وخو اری درین بساط بیدارشد غنا به طمع تا زدیم پا از اصل دور ماند جهانی به ذوق فرع ما هم یک آبگینه به خارا زدیم پا عمری ست طعمه خوار هجوم ندامتیم یارب چرا چوموج به دریا زدیم پا زین مشت پرکه رهزن آرام کس مباد برآشیان الفت عنقا زدیم پا قدر شکست دل نشناسی ستمکشی ست ما بی خبربه ریزة مینا زدیم پا طی شد به وهم عمرچه دنیا چه آخرت زین یک نفس تپش به کجاها زدیم پا مژگان بسته سیر دو عالم خیال داشت از شوخی نگه به تماشا زدیم پا شرم سجود او عرقی چند سازکرد کز جبهه سودنی به ثریا زدیم پا واماندگی چو موج گهر بی غنا نبود بر عالمی ز آبلهٔ پا زدیم پا چون اشک شمع در قدم عجز داشتیم لغزیدنی که بر همه اعضا زدیم پا بیدل ز بس سراسراین دشت کلفت است جزگرد برنخاست به هرجا زدیم پا



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us