څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
نمی دزددکس از لذات کاهش آفرین خود را فرو خورده ست شمع اینجا به ذوق انگبین خود را به لبیک حرم ناقوس دیرآهنگها دارد دراین محفل طرف دیده ست شک هم بایقین خودرا به همواری طریق صلح را چندی غنیمت دان ز چنگ سبحه برزنارپیچیده ست دین خود را به این پا در رکابی چون شرر در سنگ اگر باشی تصورکن همان چون خانه بر دوشان زین خود را سخا و بخل وقف وسعت مقدور می باشد برآورده ست دست اینجا به قدر آستین خود را به افسون دنائت غافلی از ننگ پامالی به پستی متهم هرگز نمی داند زمین خود را خیال آباد یکتائی قیامت عالمی دارد که هرجا وارسی بایدپرستیدن همین خود را تغافل زن به هستی صیقل فطرت همینت بس صفای آینه گر مدعا باشد مبین خودرا در این گلشن نباید خار دامان هوس بودن گل آزادگی رنگی دگر دارد بچین خود را خیال جان کنی ظلم است بر طبع سبکروحان به چاه افکنده ای چون نام از نقب نگین خود را سجود سایه از آفات دارد ایمنی بیدل تو هم کر عافیت خواهی نهالین در جبین خود را



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us