څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
پا به نومیدی شکست آزادی دلخواه ما گرد چین دستی نزد بر دامن کوتاه ما کوشش اشکیم برما تهمت جولان مبند تا به خاک از لغزش پاکاش باشد راه ما چون حباب ازکارگاهٔأس می جوشیم و بس جز شکست دل چه خواهد بود مزد آه ما غفلت کم فرصتی میدان لاف کس مباد در صف آتش علمدار است برگ کاه ما صبح هستی صررت چاک گریبان فناست عمرها شد روز ما می جوشد از بیگاه ما صرف نقصانیم دیگر ازکمال ما مپرس عشق پرکرده ست آغوش هلال از ماه ما هرنفس کز جیب دل گل می کند پیغام اوست این رسن عمری ست یوسف می کشد از چاه ما جهل هم نیرنگ آگاهی است اما فهم کو ماسواگر وارسی اسمی است از الله ما پرتواقبال رحمت بس که عام افتاده است نیست درویشی که باشد کلبه اش بی شاه ما حلقهٔ پرگارگردون ناکجا خواهی شمرد زین کچه بسیار دارد خاک بازیگاه ما دقت بسیار دارد فهم اسرار عدم چشم از عالم بپوشی تا شوی آگاه ما می رویم ازخویش وهمچون شمع پا مال خودیم عجز واکرده است بیدل بر سر ما راه ما



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us