څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است در قافلهٔ اشک همین آبله پیش است جهدی که ز فکر حسد خلق برآئی خاری که به پائی نخلد مرهم ریش است تا مرگ فسردن نکشد طینت مردان آتش همه دم سوختهٔ غیرت خویش است جائی که ز خط تو نمو سبز نگردد فردوس اگر تل شود انبار حشیش است از برگ طراوت نگهی آب ندادیم سرسبزی این باغ به شاخ بز و میش است از سنگ شرر گم نشد از خاک غبارش ازیأس بپرسیدکه راحت به چه کیش است بسته ست قضا ربط علابق به گسستن هشدارکه بیگانگئی با همه خویش است دکان عبدم مایهٔ تغئیر ندارد مائیم و متاعی که نه کم بود و نه بیش است بیدل به ادب باش که در پیکر انسان گر رگ کند اظهارپری تشنهٔ نیش است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us