څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بود سرمشق درس خامشی باریک بینی ها ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی ها مرا از ضعف پرواز است قید آشیان ورنه نفس گیرم چو بوی غنچه از خلوت گزینی ها نیاز من عروج نشئهٔ ناز دگر دارد سپهر آوازه ام بر آستانت از زمینی ها دل رم آرزو مشکل شود محبوس نومیدی که سنگ اینجا شرر می گردد از وحشت کمینی ها نفس دزدیدنم شد باعث جمعیت خاطر به دام افتاد صید مطلبم از دام چینی ها غبار فقر زنگ سرکشی را می شود صیقل سیاهی می برد از شعله خاکسترنشینی ها به شوخی آمد از بی د ستگاهی احتیاج من درازی کرد دست آخر زکوته آستینی ها خروش اهل جاه ز خفت ادراک می باشد تنک ظرفی ست یکسر علت فریاد چینی ها طریق دلربائی یک جهان نیرنگ می خواهد به حسن محض نتوان پیش بردن نازنینی ها مگر از فکر عقبا بازگردم تا به خویش آیم که از خود سخت دور افتاده ام ازپیش بینی ها دوتاگشتیم در اندیشهٔ یک سجده پیشانی به راه دوست خاتم کرد ما را بی نگینی ها دم تیغ است بیدل راه باریک سخن سنجی زبان خامه هم شق دارد از حرف آفرینی ها



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us