څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بی شکست از پردهٔ سازم نوائی برنخاست ناامیدی داشتم دست دعائی برنخاست سخت بی رنگ است نقش وحدت عنقائی ام جستجوها خاک شد گردی ز جائی برنخاست اشک مجنونم که تا یأسم ره دامان گرفت جز همان چاک گریبان رهنمائی برنخاست هرکه ازخودمی رودمحمل به دوش حسرت است گرد ما واماندگان هم بی هوائی برنخاست جزنفس در ماتم دل هیچ کس دستی نسود از چراغ کشته غیر از دوده هائی برنخاست قطع اوهام تعلق آنقدر مشکل نبود آه از دل نالهٔ تیغ آزمائی برنخاست عجز و طاقت جوهرکیفیت یکدیگرند برکرم ظلم است اگر دست گدائی برنخاست دیگر از یاران این محفل چه باید داشت چشم صد جفا بردیم و زینها مرحبائی برنخاست ساز ما عاجزنوایان دست برهم سوده بود عمر در شغل تأسف رفت و وائی برنخاست خاک شد امید پیش از نقش بستنهای ما شعله تا ننشست داغ از هیچ جائی برنخاست جلوه درکار است اما جرأت نظاره کو از بساط عجز ما مژگان عصائی برنخاست در زمین آرزو بیدل املها کاشتیم لیک غیر از حسرت نشو و نمائی برنخاست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us