څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
شوق تو دامنی زد بر نارسائی ما سرکوب بال وپر شد بی دست پائی ما درکارگاه امکان بی شبهه نیست فطرت تمثال می فروشد آئینه زائی ما زان پنجهٔ نگارین نگرفت رنگ و بوئی پامال یأس گردید خون حنائی ما یارب مباد آتش از شعله بازماند خاک است بر سر ما از نارسائی ما چون گل زباغ هستی ما هم فریب خوردیم خون داشت درگریبان رنگین قبائی ما گر اشک رخ نساید بر خاک ناتوانی زان آستان که خواهد عذر جدائی ما در راه او نشستیم چندان که خاک گشتیم زین بیشتر چه باشد صبرآزمائی ما از سجدهٔ حضورت بوی اثر نبردیم امید دستها سود از جبهه سائی ما تاکی هوس نوردی تا چند هرزه گردی یارب که سنگ گردد خاک هوائی ما گر در قفس بمیریم زان به که اوج گیریم بی بال و پر اسیریم آه از رهائی ما سرها قدم نشین شد پروازهاکمین شد صد آسمان زمین شد از بی عصائی ما بیدل اگر توهّم بند نظر نباشد کافی ست سیر معنی لفظ آشنائی ما



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us