څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
ما و من شور گرفتاریهاست ربشهٔ دانهٔ زنجیر صداست ازگل و سبزه این باغ مپرس عالمی پا به گل و سر به هواست . قید ما شاهد آزادی اوست طوق قمری همه دم سرونماست محرمان غنچهٔ باغ ادبند چشم واکردن ما ترک حیاست عجز در هیچ مکان پنهان نیست آبله زیر قدم هم رسواست خلق در حسرت بیکاری مرد دست و پای همه مشتاق حناست چه ستم بود که دل صورت بست عمرها شد گهر از بحر جداست معنی از لفظ صفا می خواهد آتش سنگ به فکر میناست برق معنی به سیاهی نزند خط اگر جلوه دهد دورنماست کعبه و دیر تسلیکده نیست درد نایابی مطلب همه جاست منکر قد دو تا نتوان بود آنچه برداردت از خویش عصاست فکر جمعیت دل چند کنید رشتهٔ حسرت این عقد رساست آن قیامت که اجل می گوبند اگر امرور نباشد فرداست کاش چون شمع نخندَد سحرم سوختن باز در این بزم کجاست بی دل از یاس ندارپم گریز جز دل ما دو جهان در بر ماست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us